(اکوسیستم)است.همانگونه که در اکوسیستم زیستشناسی، موجودات زنده با یکدیگر و با اکوسیستم‌شان مرتبطند، در اکو سیستم خلاق نیز همه اعضاء و همه جنبه‌های محیطی در حال تعامل می‌باشند.
2-22 ویژگی سازمان‌های خلاق
1.تحمل ریسک:کارکنان باید تشویق شوند که بدون ترس از پیامدهای آن شکست را تجربه کنند و اشتباهات به عنوان فرصتهای یادگیری به شمار آید.
2. کاهش کنترل بیرونی: قوانین و مقررات و خطی‏مشی‏ها و کنترل‏های مشابه به حداقل‏ کاهش می‏یابد و خودکنترلی جایگزین آن می‌شود.
3.کاهش تقسیم کار:مشاغلی که به طور محدود تعیین شده باشد، ایجاد محدودیت می‌کند؛ در حالی که فعالیتهای متعدد شغلی، دیدگاه وسیعتری به کارکنان می‏دهد. در این‏ سازمانها تأکید بر فعالیتهای متعدد شغلی است.
4. قبول ابهام: تأکید زیاد بر عینی بودن و معین بودن موجب محدودیت برای خلاقیت می‌شود.
5. تحمل تضاد: گوناگونی دیدگاه‏ها تشویق می‏شود. هماهنگی و توافق بین افراد در این‏ سازمانها مورد تأکید زیاد نمی‏باشد.
6. تحمل راه‏های غیر عملی: افرادی که جوابهای غیر عملی حتی نابخردانه ارائه می‏دهند تحمل می‏شوند زیرا آنچه که در اوایل غیر عملی به نظر می‏آید ممکن است به راه‏حل‏های‏ خلاق منجر گردد.
7. تمرکز بر نتایج بجای ابزارها: هدف‏ها واضح است و افراد تشویق می‏شوند که راه‏کارهای‏ متعدد رسیدن به آنها را در نظر بگیرند. تمرکز بر نتایج باعث ارائه و پیشنهاد چندین جواب صحیح به هر مسئله معین می‌شود.
8. ارتباطات همه‏جانبه: ارتباطات به طور افقی و عمودی جریان پیدا می‏کند. زیرا جریان آزاد ارتباطات، باروری را آسان می‌کند.
برخی دیگر از مطالعات انجام شده موارد ذیل را از ویژگی سازمان‌های خلاق برمی‌شمارند:
9.آزادی در بیان نظرات جدید:ویژگی آزادی بیان نظرات جدید به توانایی جذب و انتقال اطلاعات اشاره می کند.سازمانهای خلاق به رابطه با رهبران اهل اندیشه، تأکید زیادی دارند. و در برابر هر نوع بحث و ارائه ایده‌های جدید به صورت باز عمل می‌کنند.
10.ساختار سازمانی مسطح:یک ساختار سازمانی مسطح برای سازمانهای خلاق ضروری است.بنابراین می توان گفت این گونه سازمانها در رویارویی با بحرانهای ناشی از رقابتهای اقتصادی، انعطاف پذیری بالایی دارند.سازمانهای انعطاف پذیر با مسایل و تنگناها برخورد منطقی و محققانه داشته و در صورت نیاز به تغییر و تحول، پس از بررسی دقیق و عالمانه، آن را اعمال می کنند.ساختار خلاق، نمـایانگر روابط واحدهای آن و نشان دهنده میزان انعطاف پذیری آن است.سازمانهایی که دارای ساختار غیرقابل انعطاف باشند، برای ایجاد همکاری و وحدت در دوران بحران، دچار آشفتگی می شوند.
11. مدیریت اطلاعات:ویژگی فرهنگ سازمانی باز جهت ارائه ایده های جدید در مدیریت اطلاعات منعکس می شود. در یک سازمان خلاق میزان کمی از ارتباطات بر پایه قوانین شکل می‌گیرد.فرهنگ سازمانی مانع تسهیم دانش بین کارکنان نمیشود و آنها با ارائه ایدههای جدید نگران از دست دادن شغل خود نیستند.
12. آگاهی از تعارضات: از آنجایی که تعارض بذر خلاقیت است، سازمانهای خلاق از فرهنگهایی پشتیبانی می‌کنند که به تعارضات و بحثها اهمیت می دهند.با تعارض، کارکنان در زمینه چگونگی مواجهه با موقعیتهای جدید و برخورد با آنها، آموزش می بینند.
13. نیازمندیهای استخدام: این سازمان‌ها افرادی را جذب و استخدام میکنند که به جهتگیری بیشتر سازمان به سمت خلاقیت و نوآوری سرعت ببخشند و افراد در این گونه سازمانها، نیازمند توانایی ایجاد تعارضات و پیدا کردن روشهای حل آنها هستند.
14.شایستگی و مسئولیت: در این سازمان‌ها شایستگی و احساس مسئولیت در قبال خلاقیت، بین تمامی نیروی کار تسهیم شده و هر شخصی در سازمان مسئولیت توسعه خلاقیت را بر عهده می‌گیرد(سلیمی،1387ص145-147).
2-23 موانع خلاقیت
خلاقیت به‏ عمل درآوردن پتانسیل‏های‏ ذهنی، فکری و سازمانی است‏ به عبارتی در درون ذهن، فکر و منابع و امکانات سازمانی یک‏ ایده جدید نهفته است و نه در وراء آن، بنابراین می‏توان نتیجه‏ گرفت که در سازمانها جلوگیری و حذف عوامل‏ بازدارنده ظهور خلاقیت از وجود و اثبات استعداد خلاقیت مهم‏تر است. مدیران با رفع موانع خلاقیت در سازمان، گام مؤثری را در جهت تبلور خلاقیت سازمانی برداشته و موجب بروز فکرهای جدید و خلاقانه خواهند شد( پور فرج عمران،1387)
عواملی که بر خلاقیت افراد در سازمان‌ها تأثیر منفی می‌گذارد
1. ارزیابی افراد بر مبنای انتظارات: افراد خلاق به خاطر ترس از ارزیابی عملکرد خود به راحتی نمی‌توانند فعالیت کنند. زیرا در این شرایط فقط به دنبال برآوردن انتظارات خواهند بود.
2. نظارت و مراقبت: افراد اگر احساس کنند که در حین کار چشمانی مراقب آنهاست، کمتر خلاق خواهند بود.
3. پاداش: اگرچه پاداش‌ها محرک‌های خوبی هستند اما ضرورتاً همیشه انگیزاننده نیستند. افراد خلاق بیشتر به دنبال رضایت درونی هستند تا پاداش‌های ملموس.
4. رقابت: افرادی که در کارشان با دیگران در حال رقابت هستند، خلاقیت کمتری خواهند داشت.
5. انتخاب محدود: افرادی که در انتخاب چگونگی انجام کار محدود هستند، کمتر خلاق می‌باشند.
6. گرایش به پاداش‌های بیرونی: افرادی که به محرک‌های بیرونی همانند محرک‌های مالی، پست و مقام، نشان‌ها و ارتقاء فکر می‌کنند، خلاقیت کمتری خواهند داشت. ( پور فرج عمران،1387)
2-24 خلاقیت و فرهنگ
امروزه ثابت شده است که خلاقیت یک ویژگی صرفاً ذاتی نیست، بلکه همه ی انسانها با درجات گوناگونی از این استعدادها وتوانایی برخوردار هستند.میزان این برخورداری متاثر از عوامل مختلفی مثل هوش ، محیط اجتماعی ، خانواده و بخصوص فرهنگ جامعه است .درواقع خلاقیت مقابله ای واقع بینانه با یک مسئله، درگیری وجذب شدید آگاهی وهوشیاری ومرتبط ساختن موارد بایکدیگر به نحوی تکامل یافته است. خلاقیت یعنی تلاش برای ایجاد فکر یا مفهوم جدید . به تعبیردیگر خلاقیت توانایی پرورش یا بوجودآوردن یک انگاره یا اندیشه ی جدید است. خلاقیت عبارتست از : طی کردن راههای تازه یاپیمودن راه طیی شده قبلی به روش نوین. ازدیدگاه سازمانی خلاقیت به معنی ارائه فکر وطرحی نوین برای بهبود وارتقای کیفیت یاکمیت فعالیتهای سازمان است. بطورمثال افزایش بهره وری، افزایش تولیدات وخدمات ویا کاهش هزینه های تولید یا خدمات به روشی بهتر(شمس اسفندآباد،1389،ص182).
2-25 نوآوری و فرهنگ
همانطور که اشاره شد نوآوری به معنای خلق یا ایجاد و یا ساختن یک چیز جدید است. حال این چیزجدید الزاماً مادی وشی گونه نیست بلکه می تواند یک تصمیم جدید، اتخاذ یک راه جدید، ایجاد یک قانون جدید و… باشد.
بطورکلی نوآوری در خلاء اتفاق نمی افتد و فرهنگ بعنوان بستر نوآوری ، ایفای نقش می کند. درصورتی که فرهنگ حاکم برای ایده ها و ایده پردازی ارزش قایل نباشد وبه آن ارج ننهد ، هرنوآوری قبل از بروز در نطفه خفه می شود. نوآوری از دوجهت وابسته به فرهنگ است: 1- عنصر نو از عناصری که بالقوه در فرهنگ جامعه وجود دارند، بوجود می آید زیرا هیچ چیز نمی توانداز هیچ زاده شود. 2- افراد جامعه زمانی خواستارعنصری نو می شوند وآنرا فراهم می آورند که فرهنگ جامعه چنین اقتضاء کند. درباره ی نکته ی اول باید گفت ، هرفرهنگ مرکب ازعناصر گوناگون است و هرعنصر یا ویژگی فرهنگی، کارکرد یاوظیفه ای خاص دارد، لذا همه ی نیازهای جامعه بوسیله کارکردهای عناصر فرهنگی برآورده می شوند. هنگامیکه جامعه درجریان مبارزه با طبیعت پا به مرحله ی تازه ای می گذارد دچار نیازمندیهای جدیدی می شود که عناصر فرهنگی موجود قادر به رفع آنها نیستند، از اینرو ابداع عناصرجدید ضروری بنظر می رسند وابداع آنها بدون استفاده از عنصرهای موجود امکانپذیر نیست. بنابراین جامعه با آمیختن برخی از عناصر فرهنگی موجود عناصر نو می آفریند.
گاهی جامعه به عنصر فرهنگی جدید دست می یابد بی آنکه عنصرهای قبلی خودرا از دست بدهد اما گاهی ایجاد یک عنصرنو مستلزم نسخ عنصر یا عناصری کهنه است چنانکه کشف فلز موجب نسخ ابزارهای سنگی واستخوانی شد. درچنین مواردی یک عنصر فرهنگی جای عنصر دیگر را می گیرد وبه اصطلاح ” جابجایی فرهنگی” روی می دهد. درخصوص نکته ی دوم باید دانست اولا، هر نوآوری هنگامی صورت می پذیرد که مورد احتیاج جامعه ونیزدر استطاعت نظری و عملی جامعه باشد. ثانیاً نوآوری که با نیازمندی ها وتوانایی جامعه متناسب نباشد واز بیرون جامعه به درون آن راه یابد، به ندرت می تواند در جامعه نقش فعالی بیابد ودگرگونی های ژرفی به باورآورد. برخلاف آن هرنوآوری که پاسخگوی حاجتی واقعی باشد به شتاب رواج می یابد (شجاعی، 1387،ص 78-77).
2-26 باورهای فرهنگی وخلاقیت ونوآوری
یکی از عوامل موثر درایجاد خلاقیت و نوآوری، باورهای فرهنگی جامعه است. غالباً جوامع سنتی و توسعه نیافته برخوردار از فرهنگ خاص گرایانه و محافظه کارانه وشدیداً پایبند به حفظ شرایط موجود و دفاع از ارزشها وهنجارهای فرهنگی و اجتماعی خود هستند، این جوامع نگاهی منفی به تغییر و نوآری دارند و دربرابر آن مقاومت می کنند، چرا که معتقدند تغییر وتحول موجب سست شدن نظامهای ارزشی ونابودی افتخارات گذشتگان و بیگانگی از تاریخ وفرهنگ سنتی آنان می گردد. درمقابل، جوامع مدرن وکنونی، نه تنها در برابر تغییر وتحولات مخالفت نمی کنند بلکه به لحاظ باورهای فرهنگی و اجتماعی خویش، خواستار نوآوری وتغییر دربخشهای مختلف جامعه می باشند. این موضوع شدیداً تحت تاثیر میزان توسعه یافتگی، آگاهی های عمومی افراد در جوامع کنونی است. شاید بتوان جهانی شدن در عرصه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را ناشی از همین رویکرد دانست. فرآیند خلاقیت ونوآوری نیازمند بسترهای مرتبط در حوزه ی تفکر واندیشه، آزاداندیشی و عقلانیت همچنین وجود نظام و ساختاری است که نوآوری را مورد تایید قرارداده و در جهت تحقق کارکردهای آن نسبت به برنامه ریزی، سیاستگذاری، هدفگذاری و آموزش حمایت از این فرآیند تلاشهای واقعی وحقیقی معطوف نماید(ناطقیان،1387،ص59).
2-27 فرهنگ سازمانی نوآوری وخلاقیت
سازمانهای نوآور غالباً فرهنگهای مشابهی دارند. آنها تجربه کردن را تشویق نموده وبه موفقیت ها و شکست ها پاداش می دهند و از اشتباهات تجربه کسب می کنند. در صورتیکه فرهنگ حاکم درسازمان متکی بررویکرد نوآور وخلاق نباشد، بالطبع نوآوری و خلاقیتی نیز صورت نخواهد گرفت. مهمترین ویژگیهای یک فرهنگ سازمانی نوآور عبارتست از: تاکید برنظام باز، برخورداری از فرهنگ وسبک مشارکتی در مدیریت، تاکید برنتایج، توجه به ایده ها، شکیبایی وبردباری در برابر مسائل، پذیرش آراء و نظرات مخالف واحیاناً متضاد.همچنین بروز خلاقیت نیازمند زمینه ها و شرایطی است که عبارتند از: (حسینی،1390،ص97)
1 – ایجاد فضای خلاق: یکی از راه های مهم ظهور خلاقیت و نوآوری، بوجود آوردن فضای محرک خلاقیت است. بدین معنی که مدیریت باید بطور مداوم آماده شنیدن ایده های نو در سازمان باشد. سیستم مدیریت نوآور در خصوص استعدادها چهار ویژگی دارد ازجمله: جذب استعدادها ،حفظ استعدادها ، خلاقیت و اشندِِِّّاداره ومدیریت استعدادها و نهایتاً کشف کردن استعدادهای جدید. 2- دادن فرصت برای خلاقیت: موسسات برای این منظور می توانند دفاتر مخصوصی به کارکنانی که شایستگی لازم را دارند، اختصاص دهند. 3- برقراری سیستم پیشنهادات، یکی از روشهای ترغیب خلاقیت، برقراری سیستم دریافت پیشنهادات است. 4- ایجاد واحد مخصوص خلاقیت: این گونه واحدها زمان خود را صرف یافتن ایده های جدید برای ارائه خدمات یا ساختن محصولات می کنند وگاهی اوقات نیز تحقیق محض انجام می دهند ، البته بعدها این اندیشه های محض می توانند جنبه کاربردی پیدا کنند.
2-28 مراحل خلاقیت
مراحل خلاقیت


0 دیدگاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *