کرایست[۲۴] دریافت فلسفهی آموزش با هدف خودآگاهی از طریق عادات انضباط ذهن و آموزش خواندن سریع، کامل و انتقادی دیده است. ویژگی آن را آموزشمستقل و برای رسیدن به آموزشمستقل از دیگرهدایتگری به خودهدایتگری بیان نموده است.( کرایست به نقل از شعبانی،نادری۱۳۸۸).
اوهارا[۲۵] در بافت آموزشی و ارتباطی با هدف یادگیری و تربیت خوانندهی ماهر از طریق راهبردهای خواندن دیده است . ویژگیهای خواندن را درک از خواندن قلمداد نموده و بعد آن را تعامل با مدرک و دریافت محتوا از یک متن و یا چند متن دانسته است.(اوهارا به نقل از شعبانی نادری ۱۳۸۸)
لیو[۲۶] در بافت تغییرات محیطی عصر دیجیتال با هدف تغییررفتار خواندن دیده است . ویژگی آن را
رفتاری قلمداد نموده است که در محیط رو به دیجیتالیشدن خوانندگان بهتدریج ، رفتار مطالعه از روی صفحهی نمایشگر و استفاده فزاینده از انواع راهبردها برای غلبه بر محیط سرشار اطلاعاتی در خود ایجاد میکنند.(لیو به نقل از شعبانی ، نادری۱۳۸۸).
۲ـ۴ اهداف خواندن
انسان برای هر کاری نیت یا هدف خاصی را دنبال میکند، براین اساس حداقل پنج نیت عمده برای خواندن میتوان تشخیص داد که بهشرح زیر است:( نادری، شعبانی و عابدی ۱۳۸۹، ۲۳)

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

  • خواندن بهقصد درک زیبایی:

هدف از خواندن برای درک زیبایی افزایش آگاهی و لذت بردن از کارهای هنری است و فواید آن
عبارتنداز ؛ افزایش میزان درک و فهم از طریق کشف معانی و عمیق یک نوشته، غنی کردن تجربیات شخصی از طریق صراحت بخشیدن به افکار و احساسات، بالابردن سطح آگاهی نسبت به زندگی از طریق شریک شدن در تجربیات و طرزفکر دیگران، بهرهگیری بیشتر از استعدادهای شخصی از طریق برانگیختن افکار ،ادراکات و احساسات.(سیف ۱۳۷۶، ۲۳۳)

  • خواندن بهقصد لذتآفرینی

بههنگام خواندن آنچه در محدودهی هنر میگنجد، در آن خواندن بهقصد لذت، غلبه دارد. هنر را بیان زیبا و تعالی‌اندیشه، عواطف و احساسات تعریف کرده‌اند. در خواندن شعر، داستان، نمایش‌نامه، طنز، فیلم‌نامه و مواردی از این گروه لذت حضور فعال دارد، چون زندگی بدون لذت، عاری از لطف و بیروح است. خواندن بهقصد لذت نیز، بخشی از فعالیتهای انسانی در پی لذتجویی را به خود اختصاص می دهد.
(نادری وشعبانی ۱۳۸۹،۲۴)

  • خواندن بهقصد خواندن مستقل
  • خواندن بهقصد یادگیری

هر انسانی برای تداوم موفقیتآمیز زندگی روزانهی خود به مجموعهای از مهارت‌ها نیاز دارد. هرچه جوامع پیچیدهتر شود، بر مجموعه مهارتهای مورد نیاز برای گذراندن زندگی روزانه نیز افزوده خواهد شد. در گذشتهای نهچندان دور، مهارتهای خواندن، نوشتن و حساب کردن، مهارتهای اولیه زندگی محسوب شده، و انسانها هرآنچه را برای زندگی باید آموخته، از طریق شاگردی فرامیگرفتند. اما امروزه بسیاری از مهارتهای دیگر ضروری است) نادری، شعبانی و عابدی ۱۳۸۹،۲۴).

  • خواندن به قصد تصمیمگیری بهتر

امروزه برای هرگونه فعالیت و اقدامی، گزینشهای متفاوتی وجود دارد و انسان امروزی ناچار است از میان گزینههای متفاوت، فعالیت‌های مناسب، مطلوب و کمخطری را برگزیند. خواندن بهقصد تصمیمگیری بهتر، هدف همهی فعالیت‌های آموزشی در کشورهایی است که نیروی انسانی را مهم‌ترین سرمایه میدانند
( نادری، شعبانی و عابدی ۱۳۸۹ ،۲۴).در عصر دیجیتال تعدادی از ابزارهای خواندن دیجیتالی برای پشتیبانی خواندن کارآمد طراحی شده است تلاشهای تحقیقاتی آینده را میتوان بر افزایش مستمر توجه بر خواندن در محیط دیجیتالی متمرکز کرد. (لیو۲۰۰۵ به نقل از بگلو ۱۳۸۶،۲۵).
۲ـ۵ نگرش[۲۷] خواندن
نگرش[۲۸] از مفاهیم کاربردی در علم روانشناسی اجتماعی است. این اصطلاح در دهه ۱۹۵۰ بهبعد متداول گردید و امروزه یکی از مهمترین مفاهیم مورد استفاده در روان‌شناسی اجتماعی آمریکا می‌باشد. ترکیب شناخت‌ها، احساس‌ها و آمادگی برای عمل نسبت به یک چیز معین را نگرش شخص نسبت به آن چیز گویند تعریفی که اکثر روان‌شناسان اجتماعی از واژه نگرش دارند عبارت است از؛ نگرش، نظامی بادوام است که شامل یک عنصر شناختی، یک عنصر احساسی و تمایل بهعمل است. عنصر شناختی، شامل اعتقادات و باورهای شخص دربارهی یک اندیشه یا شیء است. عنصر احساسی یا عاطفی، آن است که معمولاً نوع احساس عاطفی با باورهای ما پیوند دارد و تمایل بهعمل بهجهت آمادگی برای پاسخگویی به شیوه‌ای خاص اطلاق می‌شود.(کریمی۱۳۸۳ )
اوپنهایم۲(۱۳۶۹) نگرش را نوعی حالت آمادگی و تمایل به عمل یا عکسالعملی خاص در مقابل محرکی خاص می‌داند. وی معتقد است که نگرشها بهوسیله عقاید و باورها تقویت می‌شوند(‌عامل ادراکی) و اغلب احساسات قوی(عامل احساسی) را که به نوع خاصی از رفتار (‌عامل حرکتی) منجرمی‌شود، جذب می‌کنند.
مولفهی عاطفی نگرش شامل هیجانات و عاطفه فرد نسبت به موضوع، خصوصاً ارزیابیهای مثبت و منفی است و مولفهی رفتاری نگرش چگونگی تمایل به عمل فرد در راستای موضوع را شامل میگردد. مولفهی شناختی شامل افکاری که فرد درمورد آن موضوع نگرش خاص دارد شامل: حقایق، دانش و عقاید(تیلور، پپلا و سیرز[۲۹]، ۲۰۰۳).
طبق تعریف «لوئیز ترستون[۳۰]» یکی از پیشگامان برجسته سنجش نگرش، نگرش عبارت از یک واکنش ارزشی یا عاطفی نسبت به موضوع نگرش است. بهبیان دیگر، از نظر ترستون وقتی فرد نسبت به موضوعی، ارزیابی[۳۱] یا احساس[۳۲] خود را بیان می‌کند، نگرش خود را نسبت به آن موضوع نشان داده است.
امروزه بسیاری از روانشناسان اجتماعی می‌گویند که هر نگرش تنها یک ارزیابی (یا قضاوت عاطفی) یا آمادگی برای پاسخ صرف نیست، بلکه نگرش، ترکیب یا منظومه‌ای است که هم عنصر شناختی دارد (اطلاعاتی که فرد درباره موضوع نگرش دارد)، هم عنصر عاطفی (قضاوت عاطفی که فرد نسبت به موضوع نگرش دارد) و هم عنصر آمادگی برای پاسخ یا رفتار.
شکل ۲-۱٫الگوی سه مولفهای نگرش(اقتباس از هیوستون و اشتروبه[۳۳]. ۱۳۸۳)
اسمیت[۳۴] (۱۹۸۸) نگرشخواندن را بهعنوان حالت ذهنی توام با احساس و عاطفه تعریف کرده است که احتمال خواندن را کم و زیاد میکند . اسمیت ابزار سنجش نگرش خواندن را به پنج قسمت[۳۵] تقسیم کرده است؛ لذت تجربه شده ، اضطراب تجربه شده ، عوامل درونی و بیرونی تقویت کننده اجتماعی ،
حالتهای مشکل رویارویی خواندن و غیره .
۲-۶ مدلهای خواندن
اکثر مدلهای ارائه شده در زمینه خواندن مربوط به خواندن واژه است و مدلهای مربوط به فرایند درک خواندن محدودترند. مدلهای کلی فرایند خواندن به توجیه کل فرایند خواندن میپردازند. منظور از فرایند خواندن دستیابی به محصول نهایی یا برونداد نهایی خواندن که دراصل منظور درک خواندن است. بدیهی است که در این مدلها، برخلاف مدلهای بازشناسی واژه که در آن تنها سطح واجشناختی و واژگانی مطرح است تمامی مؤلفهها و سطوح زبانی ازجمله صرفی، نحوی و معنایی نیز در خواندن نقش داشته و در مدل منعکس شده اند.
بعنوان مثال برخی از نظریهها خواندن را فرایندی از “بالا به پایین”[۳۶] دانسته و نظریهی دیگری آن را فرایندی از “پایین به بالا” [۳۷]و نیز نظریه دیگری آن را ترکیبی از این دو می دانند که به الگوهای تعاملی معروف هستند. (چال۱۹۸۳، ۳۳ به نقل از نادری، شعبانی و عابدی۱۳۸۹، ۳۵ ) .
۲-۶-۱ بالا به پایین
در این مدل خواننده در مراجعه به متن، به برخی اطلاعات نوشتاری (چاپی) توجه کرده، از درون دادههای نحوی، معنایی و واجی ذهن خویش، برای حدس زدن درباره ماهیت متن سود میبرد. خواننده سپس به ارزیابی درستی یا عدم درستی حدس خود میپردازد. اگر این دو بر هم منطبق شوند، فرآیند خواندن ادامه مییابد و در غیر اینصورت این چرخهی حدس و ارزیابی به گونههای دیگر تکرار میشود .این الگوها بر استنتاج معنا پیش از رمزگشایی تأکید دارند و خواندن را با گوش کردن همسان میپندارند و عمیقاً بر موازنهی خواندن و گوش کردن تأکید دارند.
.