الف) سیر آفاقی
ابوالعزائم به دلیل شغل معلمی که برگزیده بود دائماً در سفر بود. در این سفرها همان‌طور که خود وی گفته هم به تدریس و تربیت نفوس می‌پرداخت و هم به تحصیل و مبارزه با استعمار. اولین سفر کاری به شهر اِدفو در صعید مصر بود. در سال ۱۳۰۶ ه برای تدریس دین و ادبیات در مدرسه ابتدائی به آنجا رفت. مردم در این شهر برای اینکه به دین فرزندان خللی وارد نشود فرزندانشان را به مسجد برای تحصیل علوم می‌فرستادند و از مدارس دوری می‌کردند که با تلاش او مردم به مدارس اعتماد کردند.[۶۵] محل بعدی شهر ابراهیمیه بود. از سال ۱۳۰۷ ه تا ۱۳۱۱ ه به مدت ۴ سال در این شهر به سر می‌برد. بیشتر مردم در ابراهیمیه تُرک بودند و نام آنجا هم به دلیل منسوب بودن به ابراهیم پاشا، ابراهیمیه نامیده شده بود. حضور در این شهر فرصت آشنایی با خاندان پاشا را فراهم کرد.[۶۶]
از سال ۱۳۱۱ ه تا ۱۳۱۳ ه به مدت دو سال به منیا رفت. حضورش در این شهر همراه بود با فوت برادر و پدرش و درنتیجه اقوامش را به منیا برد و با همسر سابق برادرش ازدواج کرد. در این شهر فرزند ارشدش سید احمد که بعدها شیخ طریقت شد به دنیا آمد. محفل تربیتی او در این شهر به “جماعه آل العزائم” مشهور شد. افراد زیادی گرد او جمع شدند و سروده‌هایی درباره این جمع نیز دارد.[۶۷]
دوباره برای تدریس ابتدایی به ابراهیمیه فراخوانده شد ولی کمتر از سه ماه بعد مدرسه تعطیل شد و به سواکن در سودان منتقل شد. در سال ۱۳۱۳ ه به سواکن منتقل شد. حضورش در سواکن مصادف بود با قیام صوفیانه عثمان ابوبکر دقنه (رهبر نیروهای المهدیه). ابوالعزائم در سخنرانی‌ها و کلاس‌هایش همواره به حمایت از این قیام می‌پرداخت. وی در سواکن در مسجد طریقت ختمیه مرغنیه مستقر بود و با یکی از شیوخ میرغنیه به نام عبدالرحیم هم‌نشینی داشت. این مصاحبت ادامه پیدا کرد تا اینکه عبدالرحیم از مریدان وی شد.[۶۸]
در سال ۱۳۱۶ ه به شهر أسوان در جنوب مصر منتقل شد. در این شهر یک سال بیش نماند. أسوان محل نقمت‌ها، تنهایی‌ها و خلوت‌های ابوالعزائم بود.[۶۹] پس از أسوان دوباره به سواکن در سودان برگشت و تا سال ۱۳۳۳ ه در سودان ماند. در مدتی که در سودان بود به بسیاری از بلاد سفر ‌کرد و به تبلیغ اسلام ‌پرداخت.[۷۰]
پس از سواکن به حلفا منتقل شد و ازآنجا به امدرمان. حضور در امدرمان باتوجه به علاقه مردم این شهر به کسب علم، باعث رشد فعالیت‌های علمی او شد. در این شهر شاگردان زیادی پیدا کرد که از عصر تا پاسی از شب دروس دینی را در منزل و یا مسجد از وی فرامی‌گرفتند و گشایشی در زندگی وی بود. مجله “السعاده الابدیه” را در این شهر با کمک شاگردانش منتشر می‌کرد که تا سال ۱۹۱۵ ه انتشارش ادامه یافت.[۷۱] در سال ۱۹۰۵ م دانشکده گُردُن[۷۲] (دانشگاه خرطوم فعلی) که به‌تازگی در سودان تأسیس شده بود، از ابوالعزائم برای تدریس در رشته ادبیات دعوت کرد و او از امدرمان به خارطوم رفت.[۷۳] در محل سکونتش زاویه آل العزائم را تأسیس کرد. این زاویه در حال حاضر نیز فعال است. ابوالعزائم به کسب علم در سلوک اهتمام داشت و از او نقل شده که: “اول الطریق علم و اوسطه عمل و آخره موهبه” و شیوه‌اش در آنجا تازگی داشت چراکه در حلقه‌های ذکرش، قوانین شرع حاکم بود و خبری از آلات موسیقی نبود. ذکرش “الله” به‌صورت جهر بود و پس‌ازآن مجلس علم. این روش مورد استقبال قرار گرفت و شاگردان زیادی گردش جمع شدند.[۷۴] در سال ۱۹۱۵ م پس از نزدیک به ۲۰ سال فعالیت در سودان از این کشور اخراج شد و به مصر برگشت. دلیل اصلی اخراج از سودان، مبارزه علنی و مؤثر علیه انگلیس و اشغال سودان بود.[۷۵] سید محمد ماضی پس‌ازآن تا پایان عمر در قاهره بود و طریقتش را در این شهر به رسمیت رساند.
ب) سیر انفسی
سید محمد ماضی از کودکی در یک محیط صوفیانه بزرگ شد. تحصیل علوم ظاهر را از کودکی شروع کرد. در شش‌سالگی در روستای خودش به مکتب رفت و در ۷ سالگی حافظ کل قرآن شد. در زادگاهش علاوه بر قرآن کتب مقدماتی ادبیات، فقه مالکی، عقاید و حدیث را فراگرفت. در ۱۶ سالگی (سال ۱۳۰۲ ه) به قاهره رفت. در ۱۷ سالگی به توصیه استادش حسن الطویل به الازهر پیوست. دارای استعداد خوبی بود و درنتیجه به‌جای سپری کردن دروس در روال عادی الازهر به پیشنهاد استاد در امتحانات معادل دیپلم مدرسه دارالعلوم که به‌تازگی تأسیس شده بود، شرکت کرد و موفق به اخذ مدرک دیپلم شد[۷۶]. تعلیم و تدریس علوم دینی را در سفرهایش پیگیری کرد تا جایی که در سودان به‌عنوان استاد دانشگاه گردن دعوت به تدریس شد.
سید محمد از ابتدا شور عرفان در سر داشت و تلاش در علوم ظاهری او را از توجه به باطن باز نداشت. هنگامی‌که به قاهره آمد با شیخ شاذلی حسنین حسن الحصافی آشنا شد و طریقت شاذلیه را از او اخذ کرد. او در روش سلوکی همواره بر طریق شاذلیه باقی ماند؛ اما به دلیل سفرهای فراوان، با شیوخ سایر طرق از نزدیک آشنا شد و از طریقت‌های قادریه، نقشبندیه، تیجانیه، رفاعیه، احمدیه، خلوتیه، سید احمد بن إدریس و طریقت غزالی خرقه ستاند و اجازه‌نامه‌هایی از آن‌ها گرفت. به‌بیان‌دیگر می‌توان گفت که مؤسس عزمیه خرقه ارادت از شاذلیه دارد و خرقه تبرک از سایر طرق. طرقی که ابوالعزائم از آن‌ها اجازه دارد عبارت‌اند از:
الف) طریقت قادریه: سید ماضی اجازه خود در طریقت قادریه را از سیدی بیرمحمد البخاری در شهر منیا و سال ۱۳۱

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

۲ ه دریافت کرد. او دو طریق برای اتصال خود از جانب این طریقت ذکر می‌کند.
ب) طریقت نقشبندیه: ابوالعزائم اجازه نقشبندیه را از سه طریق متفاوت اخذ کرده است.
در باخره بین سویس و جده سال ۱۳۱۴ ه درحالی‌که مسافر شرق سودان بوده است. سند این طریق که خود آن را برمی‌گزیند به امیرالمؤمنین علی (ع) برمی‌گردد.
با سندی دیگر از طریق حافظ عثمان الموصلی، در مقام ابراهیم؛
قبل از بلوغ از پدرش سیدی السید عبدالله محجوب ماضی از طریق سندی که متصل به سلمان و پس از او به ابوبکر می‌رسد.[۷۷]
ج) طریقت تیجانیه: ابوالعزائم طریقت تیجانیه را در سال ۱۳۱۳ ه در سواکن اخذ کرد. سلسله مشایخ او عبارت‌اند از:
سیدی سید مسعود الحسنی الادریسی الفاسی
فرزند مؤسس طریقت تیجانیه
ابوالعباس شیخ احمد تیجانی مؤسس طریقت تیجانیه
طریق سید احمد بن إدریس: این طریقت را در سال ۱۳۱۱ ه در منیا از طریق قطب محمد أحمد الدرناوی اخذ کرد.
د) طریقت رفاعیه: اجازه طریقت رفاعیه را در سال ۱۲۹۷ ه از سیدی غانم الخشاب دریافت کرد.
ه) طریقت احمدیه: اجازه طریقت احمدیه را از سیدی شیخ احمد الضریر در سال ۱۳۱۲ ه اخذ کرد.
طریقت خلوتیه: اجازه این طریقت را از سه شیخ به نام‌های سیدی السید یوسف الشرنوبی، سیدی الشیخ ابراهیم الخانکی و سیدی الشیخ محمد عبدالجواد دریافت کرد.
و) طریقه غزالی: اجازه این طریقت را در شهر مکه در سال ۱۳۱۵ ه توسط سیدی محمد الخوقندی اخذ کرد.
آثار مؤسس
از محمد ماضی ابوالعزائم آثار زیادی برجای مانده است. تنوع این آثار نشان‌دهنده آن است که او علاوه بر تصوف در حوزه‌های دیگر ازجمله فقه، کلام، تفسیر قرآن، شعر و داستان و موضوعاتی مانند وحدت اسلامی و مشکلات جهان اسلام و مبارزات با استعمار دارای تبحر و علاقه بوده است. وی دارای قریحه و ذوق شعری نیز بود و اشعار زیادی دارد. پرداختن به زوایای پیدا و پنهان آثار وی از عهده این رساله خارج است ولی در این مجال فقط لیستی از آثار وی ارائه می‌شود.
الف) تفسیر
کتاب اسرار القرآن: این کتاب که در هفت جلد منتشر شده است شامل یادداشت‌های شاگردان از جلسات تفسیر روزانه شیخ است. چاپ اول جلد اول در سال ۱۹۵۰ م توسط شیخ دوم طریقت و چاپ اول جلد هفتم در سال ۱۹۹۴ م توسط شیخ فعلی منتشر شده است.
الجمعیات: این کتاب تفسیری در دست چاپ است
ب) تصوف
شراب الأرواح من فضل الفتاح
مذکره المرشدین و المسترشدین
معارج المقربین
الطهور المدار علی قلوب الأبرار
جوامع الکلم
من جوامع الکلم
الطریق الی الله تعالی
الفرقه الناجیه ۲ جلد
دستور السالکین طریق رب العالمین
دستور آداب السلوک إلی ملک الملوک