زیارت قبور
برخی مانند ابن تیمیه زیارت قبول اولیاء الهی را شرک می‌دانند. عزمیه با نظر ابن تیمیه شدیداً مخالف است و بر اساس قرآن، سنت پیامبر و اجماع مسلمین اثبات می‌کنند که زیارت قبور اولیاء الهی نه‌تنها شرک نیست بلکه مستحب است. آن‌ها زیارت قبور ائمه توسط شیعه را هم کاملاً صحیح می‌دانند و خصوصاً متن زیارت‌نامه‌ها ازجمله زیارت امین‌الله را نشانه توحیدی بودن زیارت می‌داند.[۱۷۸]
غدیر خم
لجنه البحوث و الدراسات بالطریقه العزمیه در سلسله مباحثش داستان کامل غدیر را از منابع اهل سنت نقل می‌کند و وقوع آن را هم از طریق روایات و هم نظر تاریخی اثبات می‌کند. ازنظر آن‌ها تنها جایی که اختلاف‌نظر میان شیعه و سنی وجود دارد، تأویل و یا عدم تأویل “ولایت” به معنای دوستی و محبت در این حدیث است. سپس نظر شیعه در رابطه با رد تأویل لفظ ولایت به دوستی بیان می‌شود و بدون رد این نظریه در قالب دعایی از خداوند تبعیت از قرآن و اهل‌بیت را درخواست می‌شود.[۱۷۹]
عدالت صحابه
برخی از اهل سنت بر اساس یک روایت، شیعه را به دلیل عدم اعتقاد به عدالت همه صحابه و سبّ آن‌ها، زندیق معرفی کردند. عزمیه در این مسئله در کلیات نظریه و نه مصادیق آن، کاملاً موافق نظریه شیعه است. آن‌ها پس از مطرح کردن نظر شیعه که صحابی بودن را در عدالت افراد دخالت نمی‌دهند؛ روایات و شواهد تاریخی از اهل سنت برای تأیید نظر شیعه می‌آورند و معتقدند که محمد ابن عبدالوهاب هم در این مسئله دقیقاً شبیه شیعه می‌اندیشد. عزمیه سبِّ صحابه را از عقاید رسمی شیعه نمی‌دانند و فتوای مقام معظم رهبری در حرمت سب صحابه را بیان می‌کنند. همچنین می‌گویند که اگر سبِّ صحابه باعث می‌شود که شخص زندیق شود؛ آیا معاویه و تابعینش به دلیل سبِّ امام علی (علیه‌السلام) در منابر زندیق شده‌اند؟[۱۸۰]
سجده بر تربت امام حسین (ع)
یکی از شبهات مطرح شده این است که برخی سجده شیعه بر تربت امام حسین را شرک می‌دانند. عزمیه می‌گوید در میان فقه اهل سنت نیز سجده بر خاک افضل است. در میان خاک‌های دنیا هم می‌تواند یک خاک افضل باشد و بر اساس روایات اهل سنت خاک کربلا این‌گونه است؛ بنابراین سجده شیعه بر خاک کربلا نه‌تنها شرک نیست؛ بلکه افضل است.[۱۸۱]
حضرت مهدی (عج)
عزمیه بر این اعتقاد است که بر اساس عقیده کل مسلمانان مهدی منتظر در آخرالزمان ظهور خواهد کرد و جهان را پر از قسط و عدل می‌کند؛ درحالی‌که پیش از آن پر از ظلم و جور شده بود. مهدی منتظر از نگاه آن‌ها از اهل‌بیت پیامبر(ص) است. تنها مسئله اختلافی این است که آیا حضرت به دنیا آمده‌اند و یا خیر؟ آن‌ها در بررسی‌هایشان ادله کافی در میان متون اهل سنت برای متولد شدن حضرت را می‌آورند و معتقدند که برای وحدت بیشتر میان شیعه و سنی، می‌توان این مسئله را به زمان ظهور حضرت حواله داد تا معلوم شود شیعه درست می‌گوید یا اهل سنت.[۱۸۲]
جمع بین نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشاء
در مسئله جواز جمع بین صلاتین در ظهر و مغرب بین شیعه و اهل سنت اختلاف وجود دارد. به همین دلیل برخی شیعه را محکوم به مخالفت با شریعت می‌کنند. عزمیه شیعه را از این اتهام مبرا می‌داند. آن‌ها می‌گویند اصل جواز جمع بین صلاتین در همه مذاهب وجود دارد؛ اما اهل سنت در حالت عسر و حرج و سفر به آن معتقدند و شیعه جوازش مطلق است. دلیل شیعه بر اساس روایات صحیحه فراوانی است که از اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به آن‌ها رسیده است. درنتیجه شیعیان بر اساس شریعت عمل می‌کنند. در ادامه پس از بررسی کامل می‌گویند که اهل سنت نیز روایات جواز مطلق را دارند؛ ولی آن‌ها را به تأویل برده‌اند و بر اساس آن حکم نداده‌اند.[۱۸۳]
ج) دسته سوم شبهات
دسته سوم مواردی است که شبهه را وارد و از عقاید شیعه می‌داند؛ ولی آن را علی المبنا صحیح می‌داند. در برخی از عقاید و باورهای شیعه، اختلاف میان اهل سنت و شیعه را می‌پذیرد؛ اما معتقد است که این اختلافات بنا بر مبنای شیعه باوری صحیح است که ضرری به اصل اسلام وارد نمی‌کند و ناشی از اختلاف در اجتهاد است.
امامت و خلافت
در سلسله مباحث بررسی دیدگاه‌های شیعه، “لجنه البحوث و الدراسات بالطریقه العزمیه” پس از بررسی کامل و دقیق زوایای مختلف نظریات امامت و رهبری جامعه پس از رسول‌الله (صلی‌الله علیه و آله) بین اهل سنت و شیعه؛ به تشتت نظریات اهل سنت و اتقان بحث در شیعه اشاره می‌کند. دیدگاه این طریقت به شیعه به‌صورت مختصر در بحث امامت و خلافت بدین‌صورت است:
شیعه بر این باور است که انسان عبث آفریده نشده است و برای هدف عبودیت و هدایت نیاز به رهبری دارد. امام پس از نبی مسئولیت هدایت جامعه را بر عهده دارد.
شیعه معتقد است که شناخت نبی با وحی است و معجزه و شناخت امام توسط نص صورت می‌گیرد.
شیعه معتقد است که امام باید معصوم باشد و امام باید خلافت را هم بر عهده داشته باشد.
شیعه معتقد است که نظریه شورا بدیل نظریه نص نمی‌شود. پیامبر، امیرالمؤمنین و ائمه معصومین (علیهم‌السلام) هیچ‌گاه نظریه شورا را قبول نکردند و همواره در سیره خود به نظریه نص تأکید داشتند و آن را ترویج می‌کردند.
شیعه معتقد است که بیعت امام با خلیفه و حاکم وقت نشان‌دهنده ولایت، امامت یا خلافت حاکم نیست.
شیعه معتقد است که روایات و نصوص فراوانی میان فریقین وجود دارد که پیامبر فر

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

مود خلافت و امامت بعد از ایشان به ۱۲ امام می‌رسد. شروعشان با امام علی و ختمشان با حضرت مهدی (علیهم‌السلام) است.
عزمیه معتقد است که با توجه به نظر بزرگان تصوف طبق نص پیامبر امامت با ائمه معصومین است؛ ولی خلافت به انتخاب مردم جامعه است. اهل‌بیت دارای ولایت باطنی هستند ولی ولایت ظاهری با انتخاب مردم انجام می‌شود. آن‌ها برای تقریب به ذهن جمهوری اسلامی ایران را مثال می‌زنند که رئیس‌جمهور با رأی مردم انتخاب می‌شود ولی رهبر این‌گونه نیست. همچنین بر اساس تفسیر ظاهری از شعر ابوالعزائم[۱۸۴] امام دوازدهم را ابوالعزائم می‌دانند[۱۸۵] و معتقدند که ائمه اثناعشر مُجدِّد نبودند؛ ولی ابوالعزائم امام مُجدِّد است.[۱۸۶]
اختلاف مسح و غسل در وضو
در بحث اختلاف اهل سنت و شیعه در کیفیت وضو خلاصه نظر عزمیه پس از بررسی ادله طرفین بر این است که شیعه بر این باور است که آیه وضو دلالت بر وجوب مسح پا دارد و هیچ روایتی آن را تخصیص نزده است. همچنین وضوی پیامبر، اصحاب و سایر مسلمانان تا زمان خلیفه سوم همین‌گونه بوده است. اهل سنت ضمن قبول قول شیعه معتقدند که عمل به امر خلیفه سوم، عمل به روایت پیامبر(صلی الله علیه و آله) است که سفارش به عمل به سنت پیامبر و سنت خلفایش کرده است. عزمیه هیچ‌کدام از نظرات را بر دیگری برتری نمی‌دهد؛ بلکه می‌گوید بنابراین که شیعه خلفای پیامبر را اهل‌بیت (علیهم‌السلام) می‌داند، نمی‌توان بر شیعه خرده‌ای گرفت که چرا طبق سنت خلفا عمل نمی‌کنند؛ بلکه برای جلوگیری از تفرقه هر گروه از مسلمانان بر اساس فهم خود عمل کنند.[۱۸۷]
اذان
گفتن فقره “حی علی خیر العمل” در اذان توسط شیعه را بدون اشکال می‌دانند؛ چراکه به نظرشان ازنظر تاریخی در زمان خلیفه دوم این فقره عوض شده است و شیعه عمل به سنت‌های صحابه را بر خود واجب نمی‌داند. همچنین گفتن فقره “أشهد أن علیا ولی الله” تشریع و بدعت نیست؛ چراکه جزو مستحبی است و در مقابل لعن به حضرت علی (علیه‌السلام) به وجود آمد.[۱۸۸]
فصل دوم: تقابل با سلفی گری در عزمیه
یکی از جریانات منتقد به تصوف، سلفی گری است. ریشههای این جریان در مصر به اوایل قرن بیستم برمیگردد. اختلاف بین این دو جریان از منابع معرفت و روش تفسیر و تفقه شروع میشود و در بسیاری از عقاید و اعمال تسری پیدا میکند. صوفیان همواره توسط سلفی‌ها به بدعت در دین و خرافه متهم میشوند. در مقابل تصوف از خود دفاع و عقاید سلفیها را برداشتی سطحی و به‌دوراز روح حقیقی دین میداند. در این فصل ابتدا به جریانشناسی سلفی گری در مصر از دیدگاه عزمیه پرداخته شده است. در ادامه تقابل علمی و عملی عزمیه با سلفی گری تبیین شده است.
جریانشناسی سلفی گری در مصر
ریشه‌های پیدایش جنبش سلفی در مصر به اوایل دهه دوم قرن بیستم برمی‌گردد. گرچه سال‌ها پیش جنبش اصلاح دینی توسط سید جمال‌الدین اسدآبادی (۱۸۳۸-۱۸۹۷ م) شکل گرفته بود؛ اما جنبش سلفی خود را وامدار این جریان نمی‌دانست و از آن فاصله می‌گرفت. نخستین حلقه‌های سلفی را می‌توان در رشید رضا و دوستانش مثل شیخ محب الدین الخطیب جست. مهم‌ترین جریانات سلفی مصر عبارت‌اند از:
الجمعیه الشرعیه لتعاون العاملین بالکتاب و السنته المحمدیه
گروه انصار سنت محمدی (جمعیه أنصار السنه المحمدیه)
جماعه الدعوه و التبلیغ
الدعوه السلفیه
جنبش سلفی برای اصلاح (حفص)
السلفیه الجامیه المدخلیه
شیوخ و علما
همچنین طبق برخی از تعاریف اخوان المسلمین نیز در رده جریانات سلفی قرار دارد. باوجوداینکه اختلافات میان جریان‌های سلفی مصر بنیادین نیست؛ ولی نمی‌توان آن‌ها را یک واحد غیرقابل طبقهبندی معرفی کرد.