مرید بایستی دارای هفت خصوصیت باشد.
باید دارای صدق در اراده باشد. نشانه این صداقت در اراده هم تهیه کردن عُدِّه لازم برای این کار است.
باید برای طاعت زمینه‌سازی کند و علامت آن دوری از هم‌نشینان بد است.
باید معرفت به حال نفس داشته باشد و علامتش آشکار شدن آفات نفسش بر اوست.
باید با عالِم بالله مجالست داشته باشد. علامت این خصلت هم این است که عالم بالله را بر دیگران فضیلت و برتری بدهد.
باید توبه نصوح انجام دهد. با توبه نصوح شیرینی طاعت را میچشد و ثبات قدم برای مداومت پیدا میکند. علامت توبه قطع اسباب هوی و هوس است و دوری کردن ازآنچه نفس بر آن راغب است.
باید از حلال بخورد. منظور از حلال این است که حرام و مکروه نباشد و درنتیجه مستحب و مباح را شامل میشود.
باید یک هم‌نشین خوب داشته باشد تا پشتش به‌واسطه او گرم شود. علامت هم‌نشین صالح هم تعاون در برّ و تقوی و نهی از اثم و عدوان است.
این خصلت‌های هفت‌گانه باعث تقویت اراده هستند. اراده با چهار ویژگی دیگر کمک میشود؛ جوع، سپس سهر و شب‌زنده‌داری، سپس صمت و سکوت و درنهایت خلوت و تفرغ قلب از خلق.[۱۲۵]
ذکر
ذکر نزد صوفیه از مهم‌ترین عبادات است. یکی از آداب صوفیانه که به‌خصوص در میان طرق اهل سنت مرسوم است، مراسم “حضره ” یا همان ذکر دسته‌جمعی است. این مراسم بایستی به محوریت شیخ صورت می‌گیرد تا واسطه فیض جمع گردد. در این مجالس به انتخاب شیخ برخی از این موارد انجام میشود: تلاوت قرآن، خطابه، نصوصی از ادعیه و اوراد، اشعار دینی، مدح پیامبر و اهل‌بیت و اولیاء، ذکر گروهی و خواندن اسماءالحسنی و گاهی دف و برخی دیگر از آلات موسیقی.[۱۲۶] البته هر فرد صوفی ممکن است بسته به مرتبه سلوکی‌اش ذکر فردی هم داشته باشد که در میان طرق صوفیه مصری به “حزب ” معروف است.
ذکر در طریقت عزمیه نیز جایگاه ویژهای دارد. ابوالعزائم قصیده زیبایی در حقیقت ذکر دارد که ختمش این بیت است:
فالذکر خمر للقلوب مطهر و به أنال سعادتی و ودادی[۱۲۷]
ذکر، جام مستی و تطهیر دلهاست و مرا به سعادت و آرزویم می‌رساند.
از دیدگاه عزمیه ذکر درمان غفلت است و حجیتش در قرآن و سنت ثابت شده است. در باب حجیت ذکر در قران به آیات ۱۹۱ سوره آل‌عمران، آیه ۱۵۲ سوره بقره و آیه ۴۵ سوره عنکبوت اشاره میکنند و در خصوص حجیت ذکر در سنت به احادیث مختلفی ازجمله حدیثی از ابی سعید الخدری استناد میکنند که می‌گوید: حضرت رسول (ص) فرمودند: «افضل العباد درجه عند الله یوم القیامه الذاکرون الله کثیرا و قیل: و من الغازی فی سبیل الله؟ قال: لو ضرب بسیفه فی الکفار و المشرکین حتی ینکسر و یختضب دما لکان الذاکرون افضل منه درجه».[۱۲۸]
الف) انواع ذکر
در برخی از کتب عزمیه برای بیان انواع ذکر سه گونه دسته‌بندی ذکر شده است:
ذکر سِرَّ و ذکر جهر: عزمیه بر این باورند که پیامبر به هر دو نوع از ذکر رغبت داشتند و علماء ذکر جهر را افضل میدانند مشروط به اینکه باعث ریا و اذیت دیگران نشود. در تائید این مطلب به این حدیث قدسی اشاره میشود: «من ذکرنی فی نفسه ذکرته فی نفسی و من ذکرنی فی ملاء ذکرته فی ملاء خیر من ملئه»
ذکر فردی و جمعی: در نظر عزمیه ذکر جمعی افضل از ذکر فردی است. آن‌ها برای اثبات این مدعا احادیثی را شاهد گرفتهاند. به‌عنوان مثال به حدیثی از انس استناد شده است که میگوید: قال رسول‌الله (ص): اذا مررتم برایض الجنه فارتعوا. قالوا: و ما ریاض الجنه یا رسول‌الله؟ قال: حلق الذکر (حلقه های ذکر).
ذکر مقید و مطلق: ذکر مقید ذکری است که در زمان و مکان خاص خوانده میشود؛ مانند اذکار پس از تمام نمازها، ذکر هنگام سفر، هنگام خوردن و آشامیدن، هنگام بیماری و مرگ و غیره؛ اما ذکر مطلق به زمان و مکان خاص، وقت و حال خاصی تعلق ندارد. برای این مورد به این حدیث اشاره می‌کند: قال رسول‌الله: «لیس یتحسر اهل الجنه الا علی ساعه مرت بهم لم یذکروا الله فیها.»[۱۲۹]
ب) آداب ذکر
برای ذکر آدابی در طریقت عزمیه مطرح شده است. سید محمد ماضی در بیان آداب ذکر بر این باور است که ذکر دارای سه نوع است؛ هم قلبی و هم لسانی، فقط قلبی و فقط لسانی و هرکدام آداب خود را دارد.
ذکر قلب و لسان: ذکر قلب و لسان وقتی صورت می‌گیرد که نور معنایی از معانی حق بر قلب میتابد و حال حضور بر فرد محقق میشود. این حال به‌قدری شدت می‌گیرد که زبان فرد به بیان معانی قلبی و کشفی که صورت گرفته باز میشود. در این حالت که زبانش به بیان معانی قلبی اشراقی باز میشود ذکر قلب و لسان صورت گرفته است. در این مقام بر ذاکر و کسانی که با او هستند شایسته است که در جای خصوصی باشند. بر آن‌ها لازم است که اسرار آن مجلس را مخفی نگه‌دارند. نقل آنچه در آن حالت شنیده شده است خیانت بر امانت برادر دینی است.[۱۳۰]
ذکر قلب: بایستی مرید در هنگام ذکر قلب در هر مکانی که به او گفتند قرار گیرد و پیوسته بر اقتدا به امامش محافظت کند به‌طوری‌که اگر کشفی مخالف آنچه در سنت آمده و یا مخالف دیدگاه مرشد صورت گرفت بر خود سوءظن داشته باشد. مرید بایستی بداند که ذکر قلب ذکر حقیقی است. چراکه او در آیات الهی تفکر میکند تا جایی که این تفکر و تدبر و عبرت گرفتن او را به حالی میرساند که گویا او با ربّش است خدایش با او. این حضور شدیدتر میشود تا جایی که به هرکجا مینگرد نور اسم

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

اء خداوند را مشاهده میکند. ذکر لسان بابی برای رسیدن به ذکر قلب است. کسی که به او این حالات رخ داد بایستی یا در خلوت باشد و یا در مجلسی که افرادی مانند او هستند و یا ملازم مرشد باشد تا به حالت توسط برسد.[۱۳۱]
ذکر لسانکمترین مرتبه ذکر، ذکر لسانی است و به این صورت است که ذاکر جملهای مانند تهلیل را به زبان میآورد و یا اسم مفردی را به زبان میآورد و معانی زیادی را در قلبش در نظر می‌گیرد؛ مثلاً “الله ” را به زبانش میگوید و رزاق، ربی، شافی و … را از قلب میگذراند.
الف) آداب ذکر لسانی در خلوت:
بهتر این است که ذاکر دارای طهارت باشد و رو به قبله
راتب معلومی داشته باشد.
مناسبتر این است که ذکر را از مرشد عالمی گرفته باشد و در هر شب ولو شده یک کلمه به آن بیفزاید.
ذکر را با قرآن شروع کند و با قرآن ختم کند.
بعد از اتمام چشمانش را ببندد و این مطلب را در نظر بگیرد که این ذکر را به‌وسیله مرشد و با سلسله اسناد از پیامبر گرفته است.[۱۳۲]
ب) آداب ذکر گروهی:
بایستی مکان اجتماع طاهر باشد و از هیاهوی بازار و مکانهای لهو به دور باشد.
بهتر است که این مجالس با قرائت قرآن شروع شود و سپس تهلیل.
در ذکر بایستی به محافظت به الفاظ شرعی صورت گیرد.
صدا باید آرام باشد و کسی که از همه قلبش خاشعتر است باید صدایش بلندتر باشد. او بایستی رعایت حال توسط جمع را بکند و اگر تا فردی یا افرادی به وجد رسیدند، الفاظ ذکر یا حرکت آن را عوض کند و اگر کل جمع این‌گونه شدند، آن‌ها را بنشاند. هر فعلی که باعث ایجاد چهره نامناسب از مجلس ذکر شود را بایستی ترک کنند.
ذاکران بایستی همدیگر را اخوان فی الله بدانند و از یکدیگر هیچ کینهای به دل نداشته باشند.
در وقت ذکر بایستی غرض ذکر که هم‌نشینی با خداست را فراموش نکنند و دستورات و نصیحتهای مرشد را بپذیرند.
کیفیت استقرار افراد در مجلس میتواند هم به‌صورت صفوف نماز و هم به شکل حلقه باشد. حلقههای به هم چسبیده درحالی‌که ذاکران دستان یکدیگر را گرفتهاند بهتر است.