در استدلال فمنیستی نوع لیبرال، زنان پایگاه اجتماعی و قدرت پایین تری دارند و در نتیجه از امکانات کمتری برخوردارند. نتیجه مهم این موقعیت پایین تر، ارزش زدایی از خصوصیات و ویژگیهایی است که با زن بودن همراه است و به آن منتسب می شود. (استریگل مور ۱۹۹۵ به نقل از ذکایی، ۱۳۸۶؛ ۱۷۳)
گونه رادیکال فمنیست زنان را قربانیان روابط قدرت زن ستیزانه‌ی بین دو جنس می داند که نتیجه ی آن ریشه دار شدن تنفر از بدن در میان زنان است. این امر خود را هم در ذهنیت زنان (با بیگانه ساختن آن ها نسبت به بدن خویش) و هم در ذهنیت مردانی که اشاعه دهنده ی چنین اندیشه هایی هستند بر جای می‌گذارد. (همان)
در فمنیست سوسیالیست مقصر اصلی بیگانگی از بدن نظام مصرفی سرمایه داری غربی معرفی می‌شود که ترویج دهنده ی نارضایتی زنان از بدن خویش و صرف پول زیاد برای خرید کالاها و خدماتی است که این نقیضه را جبران می کند. البته این شرایط بالقوه متوجه زنان و مردان است. با این حال، به واسطه ی فشار بیش تر بر زنان باید آن را جنسیتی دانست. (همان)
فمنیست های پست مدرن به جای توسل به ایده ی ناب زنان یا هویت جنسیتی زنانه برای سازمان دادن به دانش و سیاست، از به کارگیری مقوله های گوناگون هویت بخشی مانند زنان سفید پوست، طبقه ی متوسط، ناهمجنس خواه و قرن بیست و یکمی دفاع می کند. در نهایت این دلایل سیاسی یا عملی اند که تعیین می کند کدام مقوله ی هویتی به کار گرفته شود یا کنار گذاشته شود. (سیدمن، ۱۳۸۶ به نقل از باقریان ۱۳۹۰: ۴۶)
به طور کلی فمنیست ها جنسیت را دستاوردی اجتماعی می دانند انسان ها به شکل افرادی مذکر و مونث متولد می شوند، اما به زنان و مردان تبدیل می شوند. (همان) آن چه در نظریات فمنیستی مشخص است تاکید آن ها بر ساختار جامعه و نقش آن در توجه و وسواس زیاد زنان به بدن شان می باشد. این مساله هم در رویکردهای کلاسیک و هم در رویکردهای پست مدرن قابل تشخیص است.
جمع بندی:
آنچه در این بخش به آن اشاره کردیم نظریات جامعه شناسان کلاسیک و معاصر پیرامون بدن بود.به طور کلی مروری بر رویکردهای جامعه شناختی در باب بدن نشان دهنده ی این مطلب است که در جامعه ی معاصر بدن از اهمیت خاصی برخوردار است.در پایان این بخش نظریات جامعه شناسان بدن را از دید ساختار محور بودن و یا عامل محور بودن بررسی می کنیم:
دید ساختار محور: در این دیدگاه بدن به عنوان پدیده ای است که تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار می گیرد. در واقع این فرد نیست که در مورد بدنش تصمیم می گیرد بلکه عوامل و شرایط محیط پیرامونی اش تعیین کننده تصمیمات او در مورد بدنش خواهد بود.نظریه های فمنیستی ،دیدگاه فوکو،ترنر ،داگلاس،الیاس و بوردیو و… ذیل این مجموعه قرار می گیرند.
دید عامل محور: در این دیدگاه خود فرد فارغ از شرایط محیطی و تنها بر مبنای انگیزه اش و آنچه برای خودش مهم و ارزشمند تلقی می شود در مورد بدنش تصمیم می گیرد که به بدن همچون یک عنصر هویت ساز و حامل ارزش های اخلاقی نگریسته می شود.
جدول۴-۲ نظریات و دیدگاه های مربوط به مدیریت بدن

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

متفکر یا اندیشمند نظریات و دیدگاهها
گافمن فاصله گذاشتن میان خود اجتماعی با خود واقعی / استفاده از مفهوم خود برای اشاره به بدن / اهمیت مدیریت بدن برای ایجاد خود و نگهداری کنش متقابل اجتماعی
مری داگلاس توسعه دهنده اندیشه ی بدن بعنوان گیرنده معنای اجتماعی و نماد جامعه /اشاره کردن به بدن فیزیکی و بدن اجتماعی
نوربرت الیاس وی تلاش برای نمود زیباتر داشتن را راهی برای کسب قدرت اجتماعی و دسترسی به ارزش های فرهنگی می داند
برایان.اس ترنر تن آدمی محمل تنظیم احتماعی است./حرکت به سوی یک جامعه کالبدی /بدن انسان چهار عملکرد اصلی بازتولید،تنظیم ،مهار امیال و هیجان های درونی و نمایش خود را دارد و نظم اجتماعی از خلال ایفای هریک از موارد یادشده،تحقق می یابد/تمایز میان بدن برای خود و بدن در خود
بوردیو بحث درباره بدن از طریق مفاهیمی چون :زمینه ،عادت، سرمایه و مصرف/هدف مدیریت بدن ،اکتساب منزلت،تمایز و پایگاه اجتماعی/کالایی شدن بدن در جوامع مدرن/در نظر گرفتن بدن بعنوان سرمایه فیزیکی/بررسی رابطه میان بدن،مصرف و هویت /بدن بعنوان حامل و ناقل نمادین هنجارهای اجتماعی
میشل فوکو مطالعه رابطه میان بدن و مناسبات قدرت/بدن در حکم نقطه تلاقی میان دانش و سازمان قدرت/بدن کانون آفرینش،بازآفرینی و دگرگونی ساخت اجتماعی