– شناخت رابطه میان بعد دینداری هویت دینی و مدیریت بدن
– شناخت رابطه میان بعد تاریخی- تعلقی هویت دینی و مدیریت بدن
– شناخت رابطه میان بعد فرهنگی- تعهدی هویت دینی و مدیریت بدن
– شناخت رابطه میان بعد اجتماعی هویت دینی و مدیریت بدن
-شناخت رابطه میان متغیرهای زمینه ای و هویت دینی
– شناخت رابطه میان متغیرهای زمینه ای و مدیریت بدن
– شناخت رابطه میان مصرف رسانه ای و مدیریت بدن
– شناخت رابطه میان مصرف رسانه ای و هویت دینی
فصل دوم
پیشینه تحقیق و
مبانی نظری
۱-۲مبانی نظری :
۱-۱-۲ بخش اول:جامعه شناسی بدن[۱] :
۱-۱-۱-۲ تعریف مفاهیم:
زیبایی
زیبایی در فرهنگ بشری اغلب جزء مقوله ها و مفاهیم مثبت بوه است ، تاریخچه زندگی انسان ها پر از پرستش الهه ها یا موجودات زیبا بوده است . زیبایی از آن دسته مفاهیمی است که ماهیتی سهل و ممتنع دارد از یک طرف تصور بر این است که عموم افراد از آن درک معینی دارند و از طرف دیگر ارائه تعریف واحدی از آن دشوار است . اما به طور کلی می توان زیبایی را در قالب مجموعه ای از ادراکات مثبت ذهنی و برابر های عینی آن ها در نظر گرفت که از یک طرف با مقولات فرهنگی و اجتماعی ارتباط می یابد و از طرف دیگر سلیقه ها و احساسات فردی در آن موثر می افتد. (تاردی ،۷:۱۳۸۲) زیبایی به عنوان ملاک اصلی درک افراد از ظاهر بدن خویش ، بیش از آنکه ماهیتی زیستی داشته باشد.مقوله ای با ریشه های قوی اجتماعی و فرهنگی است (حیدری چروره و کرمانی ، ۱۳۹۰) سینوت[۲] می گوید زیبایی تخصصی شده است . نه بعنوان یک شکل هنری ، بلکه به صورت تجزیه و تفکیک اجرای بدن.هر نسلی بت های زیبایی خاص خود را دارد که اجزایی از بدن آنها را به صورت گزینشی و وسواس آمیزی تحسین می کند (شهابی ، ۱۳۸۹)
خود شیفتگی[۳]
خودشیفتگی ، به عنوان آشفتگی منش ، نوعی دلمشغولی به خود است که موجب می گردد شخص از تعیین مرزهایی بین خود و دنیاهای بیرون عاجز بماند. (گیدنز، ۱۳۸۷: ۲۳۹) شخص خودشیفته رویدادهای دنیایی بیرونی را به نیازها و تمایلات خود مرتبط می سازد و فقط می پرسد این چه فایده ای برای من دارد . خود شیفتگی به معنای جست و جوی دائمی برای کسب هویت شخصی است (همان).
بدن[۴]
در تعریف لغوی کلمه بدن در فرهنگ لغت فارسی معین چنین آمده است : ساختمان کامل یک فرد زنده، مجموعه اعضا و جوارح تشکیل دهنده یک موجود زنده، مجموعه اعضا و انساج و دستگاه های مشکّل یک انسان (فرهنگ لغت معین، ۱۳۸۱) بدن در دنیای امروزی صرفاً دارای یک جایگاه بیولوژیک نیست، بلکه بدن به یک موضوع اجتماعی مهم تبدیل شده است . برخی از جامعه شناسان با توجه به آمیختگی که بین جسمانیت انسان با مولفه های فرهنگی اجتماعی وجود دارد بدن را به عنوان یک سازه اجتماعی در نظر گرفته اند .
بحث از بدن همواره یکی از بحث های مطرح در تاریخ و اندیشه آدمی بوده است. پیش از مطرح شدن علوم اجتماعی و انسانی جایگاه این بحث بیشتر در اندیشه های دینی بود. در غالب ادیان به بدن به مثابه چیزی مخالف روح و تعالی آن نگریسته می شد. در این ادبیات بدن غالباً به عنوان عنصری منفی با قابلیت گناه و کجروی و مانع تعالی روح دانسته می شود پس از آن نیز این نگرش در اندیشه غربی در قالب تقابل های دوتایی ذهن، بدن دنبال شد و این تقابل نیز به نوبه خود تقابل های مرد/ زن، بدن زنانه/ بدن مردانه و لذت متعالی/ لذا پست را به دنبال داشت. اما این تقابل ها در دوران روشنگری مورد بازنگری قرار گرفت. در اینجا فرو دستی جسم یا بدن به چالش گرفته می شود و بدن وارد گفتمان جدیدی از اندیشه ی اجتماعی می شود که جایگاه والا و در خور احترامی برای آن تصویر می کند. (اباذری و حمیدی، ۱۳۸۷، ۱۶۰ – ۱۲۷)
در اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی بود که جامعه شناسان از غایب بودن مسئله بدن در مطالعات جامعه شناختی ابراز تاسف کردند، اما یکسری علل و عواملی باعث رشد شتابنده ادبیات جامعه شناختی بدن گردید که از آن جمله عبارتند از:
-سیاسی کردن بدن: ترنر (۱۹۹۲) می گوید که در زمان حاضر بدن به صورت حوزه مرکزی فعالیت های سیاسی و فرهنگی درآمده، به نحوی که قاعده مند کردن بدن در کانون توجه دولتها قرار گرفته است. به همین دلیل، وی جامعه معاصر را «جامعه جسمانی[۵]» می نامد.
-عوامل جمعیت شناختی: عوامل جمعیت شناختی نظیر سالمندی جمعیت، ماهیت متغیر بدن ها را برجسته تر کرد.
-رشد فرهنگ مصرفی: این عامل به رشد جوامع صنعتی مربوط است.
-پیدایش تکنولوژیهای جدید: از طریق این تکنولوژیهاست که فرایندهای توسعه اجتماعی افراد را به بدن‌هایشان، تاثیرات و نحوه تجربه بدن علاقه مند می کنند. مرزهای میان بدن های فیزیکی و فن آوری شده ما با سرعتی هر چه بیش تر فرو می ریزد.
-حرکت از مدرنیته به سوی مدرنیته متعالی: در اینجاست که شیلینگ بدن را به مثابه پروژه ناتمامی مصرفی می‌کند که در خلال مشارکت در جامعه متغییر می یابد. (همان)
رویکردهای مختلفی که به مطالعه بدن پرداخته اند در مورد جایگاه هستی شناختی اتفاق نظر ندارند و هر یک از زاویه ای به بررسی آن پرداخته اند. گروهی از پژوهشگران معتقدند که بدن دارای مبنایی بیولوژیک و جهان شمول است که بر تمامی تجارب ما از بدن خود را تحمیل می کند. دسته ای دیگر معتقدند که بدن را می توان به مثابه تاثیر فرایندها یا زمینه های گفتمانی خاص دانست بدین معنا که با زندگی کردن هر انسان در هر زمینه ی اجتماعی، نوع خاصی

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

از بدن، برای وی ایجاد خواهد شد. غالب متفکران نیز معتقدند که بدن ترکیبی از امر اجتماعی و امر زیستی است یعنی اگرچه بدن سازه ای اجتماعی است اما دارای پاره‌ای مشخصات زیستی غیر قابل انکار نیز هست. (همان)
بدن شیء معینی است که خوشبختانه یا بدبختانه باید در آن زندگی کنیم . بدن سرمنشاء احساس آسایش و لذت است ولی جایگاه بیماریها و دردها نیز هست. بدن نوعی دستگاه متحرک است . مجموعه ای از کنش‌ها و واکنش هاست و غوطه ور شدن عملی آن در بخش های متقابل زندگی روزمره یکی از ارکان عمده نگاهداشت و تحکیم مفهوم منسجم و یکپارچه ای از هویت شخصی است(گیدنز ، ۱۳۸۷، ۱۴۴)
بعضی از وجوه عمده بدن که مناسبت هایی با خود و هویت شخصی دارند از تمایزهایی برخوردارند .نمای ظاهری بدن مشتمل بر همه ویژگی های سطحی پیکرما است از جمله طرز پوشش و آرایش که برای خود شخص و برای افراد دیگر قابل رویت است و به طور معمول آنها را به عنوان نشانه هایی برای تفسیر کنش‌ها به کار می گیرند. کردار مشخص کننده آن است که فرد از نمای ظاهری خود چگونه در فعالیت‌های روزمره استفاده می کند. شهوانیت بدن با آمادگی و تمایل جسمانی در مواجهه با لذت و دردها ارتباط می‌یابد و سرانجام به رژیم هایی که بدن را به پیروی از آنها وا می داریم (همان).
به طور کلی در جامعه شناسی ، بدن در قالب چند مقوله اساسی مطالعه می شود . در یک حوزه مطالعاتی، بدن در حکم یک میانجی و رسانه در نظر گرفته می شود در این حوزه تصور می شود بدن هم چون زمان دارای قواعد و گرامر خاص خود است . در این دیدگاه ، زبان بدن ، پل ارتباطی میان فرد و دیگران است . (بدن و مثابه میانجی و زبان و رسانه ).
در رویکرد دوم ، بدن در حکم عامل هویت ساز مدنظر است .تصوری که هرکس از بدن خود دارد نقطه آغازین آگاهی فرد از خودش است در این رویکرد با توجه به موضوع تصور بدن ، نقش بدن در ایجاد هویت فردی بررسی می شود (بدن به مثابه عامل هویت ساز ). در رویکرد سوم به مقوله سیاست وتکنولوژی بدن توجه می شود . بررسی شیوه ها و هدف هایی که بدن به کمک آن ها خود را آشکار می‌سازد، کانون اصلی این رویکرد است . در این رویکرد بدن همچون کالایی تصور می شود که از سوی افراد مصرف می شود (بدن به مثابه کالا) و در نهایت رویکردی است که در آن بدن به مثابه امر جنسی نگریسته میشود(بدن به مثابه امر جنسی).(غراب ، ۱۳۸۶)
تصویر بدن[۶]
تصویر بدن به تصور ذهنی اشاره دارد که افراد از بدن خود دارند . تصویر بدن فرد هم متأثر از اعتقادات و گرایش های خود فرد است و هم متأثراز ایده آل های اجتماعی. (ذکایی،۱۲۵:۱۳۸۶)تصورات شامل مواری از این قبیل می شود که ما شکل ، ظاهر، وزن و به طور کلی بدن خود را چگونه می بینیم و راجع به آن چه نوع احساسی داریم و نگرش ها به این نکته اشاره دارد که چگونه احساس ما از ظاهر ، رفتارها را تحت تأثیر قرار می دهد (ابراهیمی ، بهنویی گدنه ، ۱۳۸۹).
تصویر بدن به نگاه فرد نسبت به بدن خود با چشم ذهن است که بر باور افراد نسبت به خود تأثیر می‌گذارد، زیرا از یک سو ظاهر جسمانی اولین ویژگی فرد است که توسط دیگران مورد ارزیابی قرار می گیرد، از سوی دیگر در جوامع امروزی جهت گیری مبتنی بر ظاهر جسمانی است . تصویر بدنی بخش مهمی از تصور از خود و تصویر ذهنی شخصی است . تصور از خود در واقع ادراک فرد از خویشتن است و از دو بخش تشکیل شده است : تصور از خود آرمانی[۷] و تصور از خود ادراک شده[۸] ۰
تصور از خود آرمانی ، مجموعه ای از تصاویر آرمانی که در ذهن فرد شکل داده شده است و تمایل دارد که به آنها نزدیک شود و تصور از خود ادراک شده از مشاهدات فرد از آنچه تصور می کند ، در واقعیت به آن شباهت دارد ، نشأت می گیرد. شرم و گناه[۹] در اثر فاصله بین تصور خودآرمانی و تصور خود ادراک شده پدید می آید.که در اینصورت دو راه حل وجود دارد:در راه حل اول فرد می تواند با تغییر دادن خود ، هر چه بیش تر خود را به آرمان ها و تصاویر نزدیک کند(راهی که بیش تر مراجعان به کلینیک های جراحی زیبایی اتخاذ می کنند) و در روش دوم فرد می تواند با ایجاد تغییر در آرمان ها و تصاویر ، بکوشد تا آن ها را به واقعیت نزدیک تر گرداند (پور آقاجان و دیگران، ۴۴:۱۳۸۷).
باریک اندامی
مفهوم باریک اندامی از جمله مفاهیمی است که شاید نتوان تعریف دقیق و روشنی از آن ارائه داد.در یک تعریف کلی می توان گفت باریک اندامی عبارت است از ویژگی افرادی که به شکلی مطلوب و جذاب لاغر هستند.(فرهنگ لغت هریتیج ،۲۰۰۹)
امروزه اندازه های ایده آل بدن و شکل آن را بعنوان بخشی از استاندارد های زیبائی در نظر می‌گیرند. (ابولابان و مک دانیل،۷۱:۱۳۸۴) باریک اندامی می‌تواند در تعاملات و روابط اجتماعی نیز موثر باشد. افرادیکه به صورت عینی برای باریک اندامی و اندام ایده آل اجتماعی اهمیت قائل هستند ،رو به افزایش است و برای رسیدن به این هدف از روش های مختلفی سود می برند. رژیم گرفتن در عصر کنونی یکی از این روش هاست، که به قدری افزایش یافته است که می توان صحبت از صنعت رژیم کرد چراکه استفاده از محصولات و خدمات مرتبط با این پدیده بسیار افزایش یافته است.
مدیریت بدن[۱۰]
کنترل منظم بدن از جمله ابزارهایی است که شخص به وسیله آن روایتی معین از هویت شخصی خود بروز می‌دهد و در عین حال «خود» نیز به طرز کم و بیش ثابت ، از ورای همین روایت در معرض تماشا و ارزیابی دیگران قرار می گیرد. بعلاوه مدیریت بدن می تواند بعنوان محملی برای شناسایی راهبردهای تمایز بخش مورد استفاده قرار گیرد. (گی
دنز،۹۴:۱۳۷۸)