حدود نیم قرن از پیدایش تلویزیون در ایران می‌گذرد و امروز این جعبه جادویی هم‌چنان یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین رسانههای ارتباط جمعی در جهان به حساب میآید. فکر راه‌اندازی تلویزیون در ایران، به سال ۱۳۳۵ برمی‌گردد. نخستین بار در سال ۱۳۳۵ فردی به نام کازرونی، پیشنهاد تأسیس تلویزیون را داد که رد شد. در سال ۱۳۳۷، مجلس وقت قانونی تصویب کرد که دولت با نظارت وزارت پست و تلگراف، می‌تواند فرستنده‌هایی در تهران نصب کند که این فرستنده‌ها در ۱۱ مهرماه ۱۳۳۷ در ساعت پنج بعد از ظهر افتتاح و تلویزیون در ایران تأسیس شد. پخش برنامه‌ها به صورت زنده از ساعت ۱۸ تا ۲۲ انجام می‌گرفت. پس از این تاریخ، در سال ۱۳۴۲ دولت وقت تصمیم به راه اندازی تلویزیون دولتی گرفت و رسما با فرانسوی‌ها قرارداد بست که تلویزیون را در ایران راه‌اندازی کنند. سرانجام در تاریخ ۲۹ اسفندماه سال ۱۳۴۵، تلویزیون ملی افتتاح شد.
سیمای جمهوری اسلامی ایران در دهه ۸۰ و با گذشت نیم قرن، با بیش از ده‌ها شبکه سراسری و برون‌مرزی در کنار ده‌ها تلویزیون محلی، درصدد رفع نیاز رسانه‌یی مخاطبان خود در هر گروه سنی و با هر تحصیلات برآمده است که این روزها باید از پس رقیب‌های ماهواره‌یی خود نیز برآید.
«شبکه اول سیما» با نام نهادن «شبکه ملی» بر خود سعی دارد با قایل شدن وظیفه‌ای خطیرتر نسبت به سایر شبکهها برای خود منعکسکننده هویت ملی و خواستههای مردم باشد. «شبکه دوم سیما» مدتهاست که تلاش می کند به عنوان شبکه کودک نزدیک شود. «شبکه سه سیما: شبکه جوان» نیز برای طرح، بررسی و پاسخگویی به نیازهای اجتماعی، فرهنگی و ورزشی گروه سنی جوان کشور با رویکرد اطلاع‌رسانی، آموزشی، سرگرمی و تفریح به تهیه و پخش برنامه‌ در قالب‌های مختلف و به صورت سراسری میپردازد. در فروردین ۱۳۷۵ شبکه چهار سیما با شعار «شبکه چهار، شبکه علمی» بر اساس تصمیمات اتخاذشده در سازمان صدا و سیما نسبت به مخاطبان خاص راه‌اندازی شد، اهدافی چون گسترش روحیه دانش‌دوستی، تفکر، مطالعه، پژوهش، گسترش نگاه دینی به علم، گسترش دین باوری در مخاطبان، با هفت گروه برنامهساط در این شبکه دنبال میشود. شبکه تهران نیز که در زمره‌ی شبکه‌های محلی سیما قرار می‌گیرد، با پوشش قرار دادن استان تهران برنامه‌هایی را با موضوعات اجتماعی، فرهنگی، دینی، و سیاسی تهیه و پخش میکند. «شبکه قرآن» به عنوان نخستین شبکه تلویزیونی قرآنی در جهان اسلام در سال ۱۳۷۸ آغاز به کار کرد. این شبکه
تلاش میکند برنامههایی با موضوعات قرآنی تولید و پخش کند. شبکه جام‌ جم نیز با سه شبکه جهانی، سعی دارد ایرانیان مقیم قاره‌های اروپا، آمریکا، آسیا و اقیانوسیه را هرچه بهتر و بیشتر در جریان اخبار داخلی کشور قرار داده و با فرهنگ و مذهب ایرانی و اسلامی آشنا کند. شبکههای العالم، کوثرو سحر به زبان عربی در جهت ارضای نیازهای مخاطبان عربطبان تلاش میکنند و شبکه پرس تی وی نیز در راستای ارائه اخبار جهان و ایران یه زبان انگلیسی گام بر میدارد.
شبکه آموزش با شعار «شبکه آموزش، شبکه فرصت‌های برابر آموزشی» به منظور توسعه و بهبود کیفیت آموزش‌های مختلف از طریق امکان دسترسی جامعه به آموزش‌های عمومی و فنی‌ و حرفه‌یی و ترویجی و آموزش‌های عالی تاسیس شده است. این شبکه گامی در راه تکمیل شبکه‌های تلویزیونی
و پاسخهای تخصصی به نیازهای متنوع مخاطبان این رسانه محسوب میشود. «شبکه پیام» ( تله تکست )نیز رسانه‌ای تازه در عرصه اطلاع‌رسانی به شمار می‌آید که به بیننده امکان می‌دهد اطلاعات نوشتاری را روی گیرنده تلویزیون دریافت کند. در این شبکه سعی بر این است تا زمینه‌ای فراهم شود که مطالب، شامل اخبار، نیازمندی‌ها، مطالب متنوع ورزشی، اقتصادی، علمی، ادبی و تازه‌های
کتاب به مخاطب انتقال شود. شبکه خبر سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز که برای ایرانیان خارج از کشور نیز قابل دریافت است با هدف اطلاع رسانی و تنویر افکار عمومی در دوم آبان ماه سال ۷۸ به صورت آزمایشی فعالیت رسانه‌یی خود را آغاز کرد و پس از یک ماه فعالیت آزمایشی در راستای تحقق اهداف و سیاستهای تعیین شده رسما به ادامه فعالیت پرداخت.
اخیراً نیز شبکه های آیفیلم، نمایش، مستند، شما، ورزش، بازار و پویا با هدق تخخصی کردن برنامهها،جذب مخاطب بیشتر و توجه به نیازها،علایق و سلایق بیننده احداث گردیدهاند. شبکههای استانی نیز به پوشش اخبار و رویدادهای استان خود میپردازند.
۱۵-۲-۲- دو نگرش متضاد درباره تلویزیون
دو نگرش کاملاً متضاد با یکدیگر، در بین اندیشمندان و پژوهشگران این رسانه به چشم میخورد. نگاهی خوشبینانه که تلویزیون را در دانشاندوزی، افزایش لغات خزانه کودکان، افزایش مهارت گفت و شنود، آشنایی با سرزمینهای دور، هدایت افکار به سمتوسوی برنامهریزی شده و ایجاد جریانات فکری مثبت در بین مخاطبین، ایجاد سرگرمی و رهایی از خستگی روزمره و … مفید و موثر میداند. ( پوپر و کندری، ۱۳۷۴، ص ۲۹) و نگاهی بدبینانه که تلویزیون را عامل اصلی ترویج خشونت، بیاعتمادی، عدممشارکت و ابتذال فرهنگی میداند. تلویزیون بر خلاف رسانههای چاپی توانایی تاثیرگذاری کمی در بعد معرفتی یا شناختی دارد. تماشای تلویزیون به دو مفهوم عملی انفعالی است: اول اینکه به کوشش و سرمایهگذاری فیزیکی، عاطفی و فکری اندکی نیاز دارد و دوم اینکه به نظر میرسد این کار در مواقعی که کار بهتر یا مهمتر نداشته باشیم به عنوان یک سرگرمکن

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

نده مورد توجه است. ( ارنبرگ و بارویز، ۱۳۷۸، ص ۱۵۸)
۱۶-۲-۲- تلویزیون و خانواده
تلویزیون پدیدهای است با ابعاد و ویژگیهای فراوان و میبایست از مواضع و دیدگاههای متنوعی مورد بررسی قرار گیرد. شرام میگوید: تلویزیون به مسأله عادی تبدیل شده است و در اکثر خانوادهها دوست دارند، تلویزیون از صبح تا شب در منزلشان روشن باشد. اینکه تلویزیون بر کودکان و نوجوانان که ساختار اصلی شخصیتشان در حال ساخته شدن میباشد، موثر است بدیهی است تنها در شدت و ضغف این تاثیرات و جهتگیری آنها اختلافنظر وجود دارد. (کازنو، ۱۳۷۰، صص ۹۲-۸۹)
تماشای تلویزیون رویدادی است که میتواند عوامل تشویق و یا دلسردی در کنش متقابل اجتماعی را فراهم سازد. فرد میتواند برای اجتناب از برقراری ارتباط متقابل با مردم به جایی که امکان تماشای تلویزیون به تنهایی وجود دارد پناه ببرد. متقابلاً تماشای تلویزیون میتواند فعالیتی مشترک تلقی شود که اعضای خانواده در آن فرصت با هم صحبت کردن، در کنار هم نشستن، دعوا کردن و یا به آرامی در کنار هم بودن را پیدا میکنند.
محقق اجتماعی، «جیمز لول»[۸۱]، در سال ۱۹۸۰ در مورد کاربردهای اجتماعی تلویزیون یک تیپشناسی پیشنهاد کرد که بر پایه اطلاعات قومنگاری وی قرار داشت. این اطلاعات بر پایه رفتار بیش از ۲۰۰ خانواده در خانههای آنان و نیز نوشتههای موجود در زمینه میزان رضامندی فراهم آمده است. لول دو نوع عمده از کاربرد اجتماعی تلویزیون یعنی ساختاری و رابطهای بودن را پیشنهاد میکند. هنگامی که از تلویزیون به شیوه ساختاری استفاده میشود، رسانه یک صدای پسزمینه و همراهی کننده اطمینانبخش را فراهم میسازد (استفاده محیطی) و وسیلهای است برای نشان دادن زمان و تنظیم کردن فعالیتها (استفاده تنظیمی). هنگامی که تلویزیون به شیوه رابطهای به کار گرفته میشود، موضوعهایی برای بحث و گفتگو (تسهیلات ارتباطی) و فرصتهایی برای تماسهای فیزیکی و احساسی(وابستگی/ اجتناب) فراهم میآورد و مثالهای بالقوه سودمندی در مورد کنشهای میانفردی(یادگیری اجتماعی) ارائه میدهد و فرصتهایی برای تعیین نقشها و روابط قدرت (صلاحیت/ تسلط) فراهم میسازد. همچنین صرف نظر از اینکه تیپشناسی کاملاً صحیح باشد یا خیر به روشنی طیف کنشهای متقابل اجتماعی را که رویداد تماشای تلویزیون امکانش را فراهم میسازد، تشریح میکند. تماشای تلویزیون موضوعی را برای گفتگو میان اعضای خانواده چه در طول تماشا و یا پس از آن فراهم میسازد. افزایش زمان گفتگو با اعضای خانواده پس از پیدایش تلویزیون در میان خانواده یا جامعه، معمولاً به گفتوگوهایی نسبت داده میشود که در طول تماشا در مورد موضوع مورد تماشا صورت میگیرد. بنابراین، تماشای تلویزیون فرصتهایی را برای ایجاد کنش متقابل میان خانواده، قبل و بعد و در طول تماشا، فراهم میآورد. همچنین به طور مکرر انواع گوناگونی از رویدادهای اجتماعی مثل گفتوگو درباره محتوای تلویزیون، رفتار متقابل با هدف تنظیم تماشا و مبادلات اجتماعی در چارچوب تماشا، در کنار هم صورت میگیرند و مساله تماشا را به رویداد بسیار اجتماعی در میان اعضای خانواده مبدل میسازند. (دور، ۱۳۷۴، صص ۱۵۰-۱۴۷)
۱۷-۲-۲- نظریههای ارتباطات
در حوزه مربوط به نظریههای ارتباطات جمعی و رسانهها، میتوان سه دوره عمده را تشخیص داد. در اولین دوره چنین تصور میشد که ارتباط جمعی و رسانهها دارای تأثیرات نیرومندی هستند. این دوره که بیشتر در سالهای بین دو جنگ جهانی قرار داشت مثل نظریه گلوله جادویی. مرحله دوم که پس از پایان جنگ جهانی دوم تا آغاز دهه هفتاد را در برمیگیرد زمانی است که محققان درباره اینکه ارتباطات جمعی دارای تأثیرات زیادی هستند، به تردید افتادند و شواهدی برای تأیید آنها پیدا نکردند. این دوره که به دوره تأثیرات محدود شهرت یافت مبتنی بر این باور بود که رسانههای جمعی دارای قوت و قدرتی که نظریات قبلی توصیف میکنند نیستند. (ویندال و دیگران، ۱۳۸۷، ص ۳۲۶) در این زمان جریان دو مرحلهای ارتباطات مطرح میشود. مرحله سوم، مرحله الگوی تأثیرات نیرومند است که اولین بار توسط الیزابت نیومن در مقاله بازگشت به مفهوم رسانههای جمعی قدرتمند در سال ۱۹۷۳ ارائه شد. نظریه مارپیچ سکوت وی با الگوی تاثیرات قدرتمند تطبیق میکند. (سورین و تانکارد، ۱۳۸۱، ص۴۰۵) یکی از مهمترین دلایل این بازگشت، استفاده گسترده از تلویزیون بود که باعث شد تا مفهوم تاثیرات محدود، حداقل بطور نسبی کنار گذاشته شود. در این دوره علاوه بر نظریه مارپیچ سکوت ، انواع نظریات مربوط به تاثیرات مثل اثرات کاشت و برجسته سازی نیز پدیدار شدند. (ویندال و دیگران، ۱۳۸۷، ص ۳۳۷)
۱-۱۷-۲-۲- نظریه گلوله جادویی
بر اساس این نظریه میتوان پیام را به نحوی تجویز کرد که بتواند در قلب و ذهن افراد نفوذ کند و آن رفتاری که مورد نظر است را در مخاطبان به وجود آورد. در بین عناصر ارتباط تکیه بر پیام است. مخاطب منفعل است و ارتباط گر همه کاره. بر اساس این نظریه، پیام ها مثل مادهای است که در داخل «سرنگ» می توان آن را به افراد تزریق کرد. در این نظریه به ارتباط به صورت سیستمی نگاه نمیشود. مخاطب غیرپویاست، بین مخاطبان رابطه میان فردی برقراراست، آنان مثل اتم های مجزا از هم می باشند. هر کس پیام را جداگانه دریافت و پیام مستقیماً روی افراد تأثیر میگذارد. (زارعیان، ۱۳۸۲، ص۱۱۷) این نظریه بر ایجاد نظم و مشارکت اجتماعی در کوتاه مدت بر پایه احساسات و عواطف استوار است و چون مخاطب غ
یر پویا و غیر فعال در نظر گرفته میشود، می توان در بحرانهای طبیعی و اجتماعی مختلف احساسات آنان را بسیج کرد. الگوی تزریقی بیشتر در جوامع یکسان، همشکل یا توده وار کاربرد دارد. در این جوامع انبوه، تولید انبوه، فرهنگ انبوه ایجاد میکند و جامعه یا کشور شبیه کندوی عسل است. این نظریه بر مبنای نظریه محرک-پاسخ دهههای ۳۰ قرار داشت که توسط «پاولف» روسی مورد آزمایش انجام گرفته بود. جامعه آمریکا تا دهه ۱۹۷۰ چنین وضعیتی داشت. با به کارگیری روش تزریقی، حمله ژاپن به پرل هاربر(بندر مروارید)، موجب قتل عام ۶۰ هزار ژاپنی در آمریکا شد، و در زمان حمله آمریکا به ویتنام، با به کارگیری روش تزریقی به مردم القا شد که خطر کمونیزم وجود دارد و این حمله برای منافع ملی ضروری است. این نظریه با ۴ انتقاد رو به رو است:
۱٫جامعه را بصورت مجزا و بدون ارتباطات میان فردی در نظر میگیرد.
۲٫تأثیر پیامهای وسایل ارتباطی را پایدار میداند و این در حالی است که تأثیرات کوتاهمدت نمی تواند نظم اجتماعی را استوار نگاه دارد.
۳٫تکرار پیام، برابر با تأثیر پیام نیست، زیرا در بعضی موارد تکرار پیام تاثیر منفی دارد.
۴٫این نظریه در جوامعی مطرح است که تنوع و تعدد رسانهها و کثرت وسایل ارتباطی وجود ندارد. (رزاقی، ۱۳۸۵، صص ۹۲-۹۱)
۲-۱۷-۲-۲- نظریه جریان دو مرحلهای ارتباطات
«کاتز»[۸۲] و «لازارسفلد»[۸۳] به دو مرحلهای بودن پیامها تأکید دارند، بر اساس این نظریه، پیام وسایل ارتباطی، ابتدا به رهبران عقاید داده میشود و سپس رهبران عقاید پیامها را به دیگران انتقال میدهند. رهبران عقاید نقش یک گزینشگر خبر که فقط برخی خبرها را انتخاب میکند ندارند، بلکه آنان با توجه به خط مشیهایی که خود دارند، اخبار را منتقل میکنند و کوشش مینمایند فرد را در جهت اعتقادات خود هدایت کنند و رفتار مورد نظررا در فرد به وجود آورند. این افراد گاهی هم سکوت می کنند و با سکوت خود جریان ارتباطی را قطع میکنند. در ین نظریه، اعتبار منبع نیز مهم است. هر کس نمیتواند تأثیرگذار باشد. به عبارتی منبع پیام باید اعتبار داشته باشد. (زارعیان، ۱۳۸۲، ص۱۱۸)
۳-۱۷-۲-۲- نظریه برجستهسازی
این نظریه میگوید رسانهها در انتقال پیامها، نوعی اولویت یا برجستهسازی به وجود میآورند این نظریه باز هم تاثیرات رسانهها در حوزه رفتار محدود می کند. اما با برجسته ساختن برخی از موضوعات میتوانند بر اطلاعات مردم تأثیر بگذارند. به عبارت دیگر، رسانهها گرچه نمیتوانند تعیین کنند که مخاطبان چطور بیندیشند، اما میتوانند تعیین کنند که «درباره چه» بیندیشند. «شاو»[۸۴] و «مک کامب[۸۵]» شعارهایی را که توسط کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا مطرح شده بود، همچنین نتایج نطرسنجی از مردم را تحلیل محتوا کردند و به ابن نتیجه رسیدند که رسانهها با بزرگ کردن و اولویت دادن به برخی موضوعات، بر اولویت های مردم تاثیر میگذارند. مخاطب در این نظریه پویاست اما مسئولیت جهتدهی به افکار مردم با رسانههاست. به عبارت دیگر و ظایف رسانهها عبارتند از: الگوی آگاهیبخشی = الگوی برجستهسازی= اولویتبخشی (زارعیان، ۱۳۸۲، ص۱۲۰) انتقادهای وارد به نظریه برجستهسازی عبارتند از:
۱٫اولویتها توسط موقعیتهای اجتماعی به وجود میآیند نه توسط رسانهها بطور مستقیم.
۲٫در بسیاری از مواقع، تمایز میان آنچه میاندیشیم و آنچه در موردش فکر میکنیم مشکل است. (رزاقی، ۱۳۸۵، ص۹۳)
۴-۱۷-۲-۲- نظریه کاشت
این رهیافت در حوزه تأثیرات رسانهای از کار «گربنر» و «گراس» اخذ شده است. رسانهها میتوانند انگارههای فرهنگی غالب را به کار برند. رسانه گرایش دارد که روایتهایی یکسان و نسبتاً مورد وفاق از واقعیت اجتماعی ارائه بدهد و مخاطبانش را با آن سازگار کند.این نظریه بیان میکند که وسایل ارتباط جمعی نزدیکی سلیقهها، خواستها و انتظارات تمامی ساکنان جامعه را موجب میشوند و بدین ترتیب میتوانند با گسترش کنشهای عام به تغییرات اجتماعی دامن بزنند ( مهدیزاده ،۱۳۸۴ ، ص۲۰ ) استدلال گربنر این است که تلویزیون به صورت بازوی فرهنگی اصلی جامعه آمریکا درآمده است. گربنر و همکاران وی نوشتهاند: دستگاه تلویزیون یک عضو اصلی خانواده شده است، کسی که بیشتر اوقات بیشتر داستانها را میگوید. از نظر تماشاگران پرمصرف، تلویزیون عملاً دیگر منابع اطلاعات، افکار و آگاهی ها را به انحصار در میآورد و یک کاسه می کند. اثر این مواجهه با پیامهای مشابه، چیزی را تولید میکند که گربنر آن را کاشت میخواند، یا آموزش جهانبینی رایج، نقشهای رایج و ارزشهای رایج. (سورین و تانکارد، ۱۳۸۶، ص۳۹۰)
۵-۱۷-۲-۲- نظریه مارپیچ سکوت
یکی از نظریههایی که بیش از بسیاری از نظریههای دیگر به رسانه های جمعی قدرت میدهد، نظریه مارپیچ سکوت است که «الیزابت نئول نئومان»آن را مدون کرده است. استدلال نئومان این است که رسانه های جمعی حتماً بر افکار عمومی اثرهای قوی دارند اما این اثرها به خاطر محدودیت های پژوهش، در گذشته کم اهمیت شمرده شده یا کشف نشده باقی مانده است. نئومان استدلال می کند که سه ویژگی ارتباط جمعی، یعنی تراکم، همه جایی بودن و همصدایی، در ایجاد اثرهای قوی بر افکار عمومی با هم ترکیب میشوند. همصدایی به تصویر همشکلی از رویداد یا موضوعی که می توان توسعه داد اشاره دارد و اغلب میان روزنامههای مختلف، مجلات، شبکههای تلویزیون و رسانه های دیگر مشترک است. اثر همصدایی این است که بر مواجهه گزینشی غلبه م
ی کند تا افراد نتوانند پیام دیگری را انتخاب کنند و نشان دهنده این گمان است که بیشتر افراد به گونهای به موضوع نگاه میکنند که رسانههای جمعی آن را عرضه میدارند. عامل دیگری که وارد عمل میشود مارپیچ سکوت است. در خصوص یک موضوع مناقشه انگیز افراد درباره توزیع افکار عمومی حدسهایی می زنند. آنها سعی می کنند تعیین نمایند آیا در اکثریت قرار دارند یا خیر و سپس میکوشند تعیین کنند آیا تغییر افکار عمومی در جهت موافقت با آنهاست یا خیر. اگر احساس کنند در اقلیت قرار دارند گرایش پیدا میکنند که درباره موضوع سکوت کنند. اگر فکر کنند تغییر افکار عمومی در جهت فاصله گرفتن از آنهاست، گرایش پیدا میکنند در خصوص موضوع ساکت بمانند. هر چه بیشتر ساکت بمانند افراد دیگر بیشتر احساس میکنند که دیدگاه خاص (متفاوت) عرضه نشده است و بیشتر ساکت میمانند. (سورین و تانکارد، ۱۳۸۶، ۳۹۶)
۶-۱۷-۲-۲- نظریه استفاده و رضامندی
این نظریه بر دو عامل متکی است: ۱- پویا دانستن مخاطب ۲- چند متغیره بودن فرآیند ارتباط
این نظریه میگوید مخاطب به نیاز خود آگاه است و بنابراین فرآیند انتقال پیام پنج ویژگی دارد:
۱٫مخاطب پویاست
۲٫رقابت رسانه ها برای تامین نیاز مخاطبان الزامی است