سرمایه اجتماعی A

B

کم

C

D

به عقیده پاکستون سرمایه اجتماعی تنها هنگامی در جامعه نهادینه میشود که پیوندهای ذهنی و عینی به صورت متوازن از میزان بالایی برخوردار باشند. نتیجه بالا بودن پیوندهای عینی و ضعف پیوندهای ذهنی، ترغیب کنشگران به راههای رسمی و قانونی برای تأمین همکاریهای مورد نیازشان است. در صورت بالا بودن پیوندهای ذهنی و ضعف پیوندهای عینی اگرچه حسن نیت وجود دارد، ولی برای فائق شدن به موانع همکاری موثر، کنشگران به واسطههای دیگری نیاز دارند. پاکستون مانند برخی دیگر میان کارکردهای سرمایه اجتماعی در سطح فردی و اجتماعی تفکیک نموده است. بنابراین لازم نیست سرمایه اجتماعی درون یک گروه واحد رابطه مثبتی با سرمایه اجتماعی در سطح اجتماع داشته باشد؛ یعنی، سرمایه اجتماعی قوی درونگروهی ممکن است اثری منفی بر وجود پیوندهای مستحکم در سطح اجتماع گستردهتر داشته باشد.
در ادبیات پاکستون سرمایه اجتماعی از طریق افزایش ظرفیت و قابلیت کنش، تولید آن را آسان میکند. سرمایه اجتماعی نیل به اهداف را برای اعضای گروه و کل گروه آسان میسازد. به هر حال سرمایه اجتماعی میتواند به صورت نهفته در درون گروه حفظ و به عنوان انرژی بالقوه دیده شود. کالاهای تولید شده به وسیله سرمایه اجتماعی میتوانند در سطوح مختلف ساختار اجتماعی محقق شوند. آنها میتوانند به عنوان نوعی کالا در سطح فرد، گروه و اجتماع محلی مطرح شوند. وی به صورت مشخص ویژگیهای مربوط به سرمایه اجتماعی را در قالب دو مؤلفه اصلی «اعتماد» و «پیوستگی» مورد بحث قرار داده است. (فصیحی، ۱۳۸۹، صص۱۲۳-۱۲۱)
۱۱-۲-۲- جایگاه و اهمیت خانواده
در بین تمامی نهادها، سازمانها و مؤسسات اجتماعی، خانواده نقش و اهمیتی خاص و بسزا دارد. تمامی آنان که در باب سازمان جامعه اندیشیدهاند، همه مصلحین، حتی رویاگرایان و آنان که به ناکجاآباد روی کردند، بر خانواده و اهمیت حیاتی آن برای جامعه تاکید ورزیدهاند. به درستی هیچ جامعهای نمینواند ادعای سلامت کند، چنانچه از خانوادههایی سالم برخوردار نباشد. باز بیهیچ شبهه، هیچ یک از آسیبهای اجتماعی نیست که فارغ از تأثیر خانواده پدید آمده باشد. به بیان «اتوکلاینبرگ»[۷۷]، فرزند پدر بشر است، یعنی اوست که رسالت تداوم نسلها را در خود دارد و هم اوست که کیفیت و کمیت نسل فردا را رقم میزند. ( ساروخانی، ۱۳۸۲، ص۱۱)
۱۲-۲-۲- سرمایه اجتماعی در خانواده
«جان استوارت میل»[۷۸] در سنی بسیار کمتر از سنی که اکثر کودکان وارد مدرسه میشوند از پدرش «جیمزمیل»[۷۹] درس زبانهای لاتین و یونانی میگرفت و بعدها – کماکان در کودکی – با پدر خود و «جرمیبنتام»[۸۰] درباره طرحهای دستنویس پدر بحث انتقادی انجام میداد. جان استوارت میل احتمالاً استعدادهای خارقالعادهای نداشت و آموختههای پدرش نیز دامنهوارتر از معلومات بعضی از مردان زمان او نبود. تفاوت مهم و اصلی، وقت و کوششی بود که پدر در امور ذهنی صرف تربیت پسر میکرد.
این مثال اهمیت سرمایه اجتماعی در محدوده خانواده برای پرورش ذهنی کودک را نشان میدهد. درست است که بچهها از سرمایه انسانی در تملک پدران و مادرانشان قویاً تأثیر میپذیرند، اما اگر پدر و مادرها بخش مهمی از زندگی فرزندان خود نباشند، و اگر این سرمایه انسانی منحصراً در محل کار یا در جای دیگر به کار رود ممکن است هیچ ربطی به نتایج کار بچهها در مدرسه نداشته باشد. سرمایه اجتماعی خانواده، روابطی است که بین بچهها و اولیای آنان ( و اگر خانواده شامل اعضای دیگری نیز باشد، بین آنان و بچههای خانواده ) برقرار است.
کلمن سرمایه اجتماعی درون خانواده را منوط به دو چیز میداند: حضور فیزیکی والدین در خانه و میزان توجه آنها به فرزندان. در جوامع متجدد عامل اول، یعنی حضور فیزیکی را، پدیده خانوادههای تکواحدی و یا کار و مشغلهی فراوان والدین دربیرون از خانه، تهدید میکند. فقدان سرمایه اجتماعی در خانواده میتواند پیامدهای آموزسی مختلفی داشته باشد. یکی از این پیامدها که به نظر میرسد فقدان سرمایه اجتماعی تاثیری خاص بر آن دارد، ترک تحصیل است.
کلمن، سرمایه اجتماعی موجود در خارج از خانواده را نیز حائز اهمیت زیادی در تربیت نیروی انسانی میداند. سرمایه اجتماعی که برای رشد یک جوان دارای ارزش است، منحصر به روابط درون خانواده نمیشود. روابط حاکم در جامعه که بر رفتار والدین تاثیرگذار است و همچنین میزان ارتباط والدین با نهادهای موجود در جامعه، باعث میشود تا سرمایه اجتماعی درون جامعه نیز بر خلق سرمایه انسانی تأثیرگذار باشد. از دیگر مسائل مورد اشاره کلمن در این زمینه، مذهبی یا غیرمذهبی بودن مدارس و میزان مشارکت والدین در مراسم مذهبی است که سرمایه اجتماعی را تحت تأثیر قرار میدهد. (شارعپور، ۱۳۸۵، صص۹۸-۹۷)
افراد خانواده با گرد هم آمدن در قالب یک نهاد اجتماعی، سرمایه اجتماعی را شکل میدهند که پاداشهای آن در شکل حمایتهای مادی و معنوی به آنها در زندگی اجتماعی کمک میکند. با توجه به اهمیت سرمایه اجتماعی در توسعه اقتصادی-اجتماعی و همکاری در شکل هنجارهای کنش متقابل و شبکههای مشارکت، امکان دستیابی به اهداف مشخص را فراهم میکند.
تحقیقات در این زمینه نشان داده که در سالهای اخیر تحولاتی در نهاد خانواده در رابطه با سرمایه اجتماعی رخ داده است. در درون خانواده سرمایه انسانی رشد یافته ولی به موازات این رشد، سرمایه اجتماعی رشد نیافته است. در این راستا پیامدهای مثبت سرمایه اجتماعی، مانند جامعهپذیر

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

ی، رعایت نظم اجتماعی، فراهم کردن فرصتهای برابر؛ و پیامدهای منفی آن از جمله تبعیض علیه افراد قابل توجه است. بوردیو سرمایه اجتماعی را در شکل حمایت خانوادگی، منبع سرمایه فرهنگی میداند و منظورش از سرمایه اجتماعی، منافع و منابعی است که افراد به واسطه عضویت در شبکهها به دست میآورند. پاتنام اعتماد را بنیان سرمایه اجتماعی میداند که شرایط را برای عمل متقابل فراهم میکند. کلمن سرمایه اجتماعی را در اعتماد، اطلاعات، هنجارها و ضمانتهای موثر، روابط اقتدار و میزان تعهدات در گروه میبیند.
سرمایهی اجتماعی به عنوان یک پدیده جامعهشناختی در سطح فردی فراهم کنندهی کالای شخصی است که برای سود اقتصادی، یاریگر منافع شخصی مانند موفقیتهای تحصیلی استفاده میشود. در سطوح بالاتر، سرمایه اجتماعی همچون کالایی عمومی است که اعضای نهاد خانواده و یا تمامی اعضای جامعه میتوانند از آن بهرهبرداری کنند. مانند امنیت اجتماعی در جامعه که حاصل سرمایهی اجتماعی است. ( کلدی، ۱۳۸۴، صص ۱۸۰-۱۷۹)
۱۳-۲-۲- اهمیت و جایگاه تلویزیون
تلویزیون یکى از رسانه‏هاى قدرتمند ارتباط جمعى به شمار مى‏آید . این ابزار، به دلیل ویژگیهاى منحصر به فرد خود قادر است پیامهاى تصویرى را به دورترین نقاط منتقل کند و تعداد بیشمارى از افراد را در سراسر دنیا مورد خطاب قرار دهد . تلویزیون به عنوان یک ابزار مهم ارتباطى مى‏تواند در هشیارسازى، سازماندهى، سیاسى‏گرى و تکنیک‏دهى نقش مهمى داشته باشد . تأثیر پیام این ابزار قدرتمند بر افکار عمومى و عملکرد آن را، بویژه از نظر تربیتى و جامعه‏پذیرى نباید از نظر دور داشت
قرن بیستم، قرن اختراع پدیده های شگفت انگیز بشری است. و بدون شک یکی از شگفت انگیزترین پدیده های این عصر نوظهور صنعت سینما و به دنبال آن تلویزیون است. پرده سینما به تصاویر جان بخشید و تلویزیون این تصاویر متحرک را به عمق اجتماع و کانون های خانوادگی انتقال داد. جاذبه و گیرایی تلویزیون آنچنان بود که جعبه اسرارآمیز و جادویی لقبش دادند و با گذشت زمان این جعبه جادویی همه مرزها را پشت سر نهاد و سراسر جهان را تسخیر کرد، به گونهای که امروز در اقصی نقاط عالم کمتر جایی را میتوان یافت که مردم از چشم دوختن به صفحه شیشهای تلویزیون لذت نبرند و ساعاتی از زندگی خود را با دیدن برنامههای آن سپری نکنند. نفوذ و جاذبه تلویزیون در دنیای کنونی امری بدیهی است، و نقش آن در آموزش، هدایت، جهتدهی و قالبسازی افکار عمومی جامعه انکارناپذیر است؛ به همین دلیل تلویزیون به عنوان یکی از ابزارهای اصلی نفوذ در افکار عمومی مورد استفاده قرار گرفته و توسط دولتها یا بخش خصوصی در جهت اهداف مورد نظر بکار برده میشود. اختراع ماهوارههای مخابراتی تاثیرگذاری تلویزیون را از مرزهای ملی عبور داده و به امری فراملی و جهانی تبدیل کرده است. کشورهای قدرتمند با تکیه بر امکانات قوی ارتباطی و ماهوارهای درصددند تا سراسر جهان را به عرصه تاخت وتاز امواج تصویری خود تبدیل کرده و به طور یکجانبه و یکسویه افکار جهانیان را در جهت اهداف و امیال خود سوق دهند، و بدینگونه این کشورها برآنند که از تلویزیون به عنوان جعبه جادویی برای یکسان سازی افکار عمومی جهانیان و تشکیل دهکده واحد جهانی بهره برداری نمایند. در این شرایط کشورهایی که به حفظ فرهنگ ملی خود میاندیشند، وظیفهای سخت دشوار و مشکل در پیش رو دارند. برای مقابله با این توطئه باید با تمام قوا و هوشیاری کامل و استفاده بهینه از سرمایههای مادی و انسانی دست بکار شده و به مصون سازی جامعه خویش در برابر این امواج بپردازند. آگاه کردن جامعه به اهداف تبلیغاتی غرب از طریق صدا و تصویر، گامی اساسی در جهت مصونیت بخشیدن جامعه و پاسداری از هویت ملی محسوب میشود.
تلویزیون یکی از رسانههای همگانی است. این وسیله، در جنگ ایدئولوژیک که در دنیای امروز میان نیروهای پیشرو و نیروهای واپسگرا در جریان است، هم به منزله عرصه کازار است و هم به مثابه جنگ افزار. تلویزیون، میلیونها نفر از مردم قاره ها را درگیر نبردهای ایدئولوژیک میکند و آنان را وا میدارد، هر چند غیرمستقیم، در جدالها و مناظرههای سیاسی با اهمیت عصر حاظر شرکت جویند.
تلویزیون دارای خصوصیاتی است که آن را از سایر رسانهها و روشهای اطلاعاتی متمایز می کند:
اول: تلویزیون همزمان، دو حس بینایی و شنوایی را متاثر میکند و همین ویژگی، آن را در جایگاهی برتر از رادیو و مطیوعات قرار میدهد.
دوم: تلویزیون قادر است اخبار داغ را با سرعت نور به اطلاع بینندگانش برساند. از این نظرتنها رادیو میتواند با این رسانه به رقابت برخیزد، زیرا این دو وسیله، اطلاعات را توسط امواج الکترو مغناطیس پخش میکنند.
سوم: یک برنامه تلویزیونی برای رسیدن به نظر مخاطب خود نیازی به «واسطه» ندارد. مطبوعات احتیاج به خدمات پستی دارند؛ فیلم مستلزم سالن نمایش(سینما) است و… اما تلویزیون، مانند رادیو، برنامههایش را بدون واسطه به خانه مخاطبین خود میبرد.
چهارم: تلویزیون قادر است همزمان، تعداد کثیری بیننده را «و در برخی کشورها به مراتب بیشتر از خوانندگان مطبوعات و یا شنوندگان رادیو» زیر پوشش قرار دهد.
پنجم: تلویزیون به علت ارتباط مستقیم و فوری با بیننده و نشان دادن رویدادها به هنگام وقوع، رسانه ای است غیر قابل رقابت. (بیریوکوف، ۱۳۷۲، صص ۱۴-۱۱)
۱۴-۲-۲- پیدایش تلویزیون در ایران و جهان