۴-۹-۲-۲- جورج زیمل[۶۵]
زیمل به عوامل و پیامدهای (مثبت و منفی) تحولات عمیقی که در دنیای جدید روی داده توجه کرده و تلاش میکند تأثیرات آن را بر روی روابط اجتماعی نشان دهد. به عقیده وی، فرآیندهایی نظیر تقسیم کار فزاینده، عقلانیت مفرط، سلطه روزافزون و نظایر آن سبب پیدایش دلزدگی و احتیاط در روابط اجتماعی موجود در سطح کلانشهرها شده است. در حالت دلزدگی فرد قادر نیست تقاوتها را دریابد برای چنین فردی، انسانها در یک سطح و بدون تمایز ظاهر میشوند و رضایت از زندگی کاهش مییابد. از نظر او احتیاط یکی دیگر از ویژگیهای روابط اجتماعی در زندگی کلانشهری است. به موازات افزایش افراد یا به عبارتی تراکم فیزیکی، روابط چهره به چهره کارکرد خود را از دست داده و جای خود را به روابط دیگری میدهد. البته زیمل اعتقاد دارد چنین شرایطی ناپایدار است. (فیلد، ۱۳۸۵، ص۸)
۵-۹-۲-۲- ماکس وبر[۶۶]
در دیدگاه وبر، تشکیل جامعه و تداوم آن منوط به وجود دو عامل اساسی؛ کنش اجتماعی و روابط اجتماعی میباشد و به ویژه روابط اجتماعی که محصول کنش اجتماعی معنادار است، موجب ایجاد و تداوم دوستی، وفاداری،میهن پرستی و … میشود. در واقع، وبر ناخودآگاه، آنچه را که امروزه در منابع جامعهشناسی از آن به عنوان سرمایه اجتماعی یاد میکنند و هسته اصلی آن را نیز روابط اجتماعی و تعاملات مثبت، مؤثر و سازنده میدانند، یادآور شده بود. از نظر وبر، کنش اجتماعی معنادار که عامل مهم خلق روابط اجتماعی است، سرمایه بزرگی برای افراد حاضر در جامعه به حساب میآید که به وسیله آن ارتباط و تعامل آنها با یکدیگر و نیز همکاری و همیاری دوجانبه آنان گستردهتر و محکمتر خواهد شد. ضمن اینکه تولید و بازتولید کنشهای اجتماعی معنادار، عامل اصلی و اساسی ایجاد روابط اجتماعی خواهد بود و این روابط اجتماعی موجب ایجاد و گسترش پیوندهای اجتماعی افراد با یکدیگر خواهد بود. تشکیل سرمایه اجتماعی بر اساس دیدگاه وبر را میتوان در قالب شکل زیر به تصویر کشید. سرمایه اجتماعی محصول کنش اجتماعی و روابط اجتماعی افراد بوده که در سطح خرد، مورد توجه قرار گرفته است. (غفاری، ۱۳۹۰، ص۷۲)
نمودار(۵-۲) تشکیل سرمایه اجتماعی بر اساس دیدگاه وبر
کنش اجتماعی
روابط اجتماعی
پیوند اجتماعی
سرمایه اجتماعی
جدول(۹-۲)روابط اجتماعی از دیدگاه جامعهشناسان کلاسیک

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

دورکیم تغییر روابط از جوامع قدیم(شامل گروههایی که دارای همکاری و تعاون شخصی هستند) به جامعه جدید(با همبستگی کمتر و به همان نسبت پیوند میان افراد و تنوع برخوردها و روابط اجتماعی کمتر)
تونیس کاهش روابط اجتماعی با تبدیل اجتماع(گمینشافت) به جامعه(گزلشافت)
کولی کاهش گروههای اولیه با روابط شخصی و رو در رو و افزایش گروههای ثانویه با روابط غیر شخصی و رسمی
زیمل تغییر روابط چهره به چهره به موازات افزایش افراد و تراکم فیزیکی
وبر ایجاد سرمایه اجتماعی بوسیله کنش اجتماعی معنادار

منبع: صادقی، ۱۳۹۰، ص۱۴
۱۰-۲-۲- سرمایه اجتماعی از نگاه جامعهشناسان جدید
نظریههای سرمایه اجتماعی را به سه بخش تقسیم میکنیم؛ بخش اول شامل نظریههایی است که سرمایه اجتماعی را در سطح خرد (فردی) مورد بررسی قرار میدهند، بخش دوم به نظریههایی اشاره میگردد که سرمایه اجتماعی را در سطح کلان (جمعی) مورد واکاوی قرار میدهد. نهایتاً در بخش سوم به نظریههایی میپردازیم که عموماً دارای رویکرد تلفیقی هستند این نوع تقسیمبندی، تقریباً مورد پدیرش اکثر پژوهشگران حوزه سرمایه اجتماعی قرار گرفته است.
۱-۱۰-۲-۲- نظریههای سرمایه اجتماعی در سطح خرد (رهیافت فردمحور)
در این رهیافت سرمایه اجتماعی به عنوان ابزار دسترسی افراد، خانوادهها یا گروههای کوچک به منافعشان در نظر گرفته میشود. مطابق این رهیافت، توزیع سرمایه اجتماعی در درون هر اجتماع خاصی، نابرابر و اغلب قشربندی شده است؛ یعنی، سرمایه اجتماعی میتواند مکانیسمی برای ادخال یا طرد اجتماعی باشد، افزون بر آن افراد میتوانند منابع را در جهت اهداف سازنده یا ویرانگر استفاده کنند. این رهیافت با تأکید بر موقعیت متمایز افراد جامعه در کسب منابع محدود، میکوشد
تأثیر شکل و مقدار سرمایه اجتماعی بر موقعیت افراد در دسترسی به منابع محدود بررسی کند. (فصیحی، ۱۳۸۹، ص۴۴)
۱-۱-۱۰-۲-۲- پی یر بوردیو[۶۷]