تعامل احساس مثبت
شکلگیری وفاق اجتماعی
نمودار(۴-۲)ابعاد سرمایه اجتماعی
هنجارها
ارزشها
باورها و اعتقادات
اعتماد اجتماعی
بعد فرهنگی
شبکه اجتماعی
بعد اجتماعی
همیاری و مشارکت اجتماعی
همبستگی و وفاق اجتماعی
ابعاد سرمایه اجتماعی
آگاهی عمومی
شادابی و امیدواری به آینده مطلوب
تامین امنیت
مشارکت سیاسی
حفظ آزادیهای مشروع
بعد سیاسی
قانونمداری
نهادهای عمومی و مدنی
مدارای اجتماعی
بعد اقتصادی
ارزش روز شرکت
میزان هزینهها
منبع: فصیحی، ۱۳۸۹، ص۱۷۲
۹-۲-۲- روابط اجتماعی از دیدگاه جامعهشناسان کلاسیک
روابط اجتماعی یکی از الزامات اصلی جامعه است. اگر انسانها قادر نبودند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند ما هیچ گاه شاهد شکلگیری اجتماع نبودیم. روابط اجتماعی در طول تاریخ دستخوش تغییرات گوناگونی بوده است. به ویژه در دوران جدید که این تغییرات بسیار گسترده و سریع بوده، روابط اجتماعی نیز شکلهای جدیدتری به خود گرفته است.
توجه به کیفیت روابط انسانی نزد نظریهپردازان اجتماعی دارای قدمت بلند و طولانی است. دلمشغولی صاحبنطران جدید سرمایه اجتماعی، بازتاب اندیشه بسیاری از مفسران اجتماعی قرن نوزدهم میباشد. تأثیر نگاه دورکیمی را میتوان در ایده نظم اخلاقی دید که پایهای برای روابط قراردادی و رفتار اقتصادی است و در عین حال دربردارنده نیروی اجتماعی غیر اقتصادی است که موجب عمل به شیوه غیر سودانگاری در نزد افراد میشود. در سنت تعاملگرایی نمادی، ایده مبادلات مبتنی بر بدهبستان متقابل، مورد توجه است که ریشه در ایدههای زیمل در خصوص مبادله کالاهای غیر ملموس، چون؛ اطلاعات وتأیید اجتماعی است. در سنت تضاد، مارکس به تجانس طبقه در خود و طبقه برای خود اشاره دارد و در سنت وبری نیز توجه به ایده اعتماد عملی که به واسطه مبادله اعضا با یکدیگر حاصل میشود، نشان از همراهی این سنت با نظریه سرمایه اجتماعی دارد. (غفاری، ۱۳۹۰، ص۶۰)
جوامع سنتی اغلب قطعه قطعه هستند و از تعداد زیادی از واحدهای اجتماعی همسان و خودکفا مثل روستاها یا قبایل تشکیل یافتهاند. در حالی که جوامع مدرن شامل تعداد زیادی از گروههای اجتماعی متداخل هستند که هویتها و افراد گوناگون را در برمیگیرند. جوامع سنتی فرصتهای ناچیزی برای پیوندها میان بخشهای تشکیل دهنده خود را دارند و لذا اطلاعات، نوآوریها و منابع انسانی، کمتر در آنها جریان دارد. در جوامع جدید میزان روابط اجتماعی رو به کاهش نهاده و حتی در میان همسایگان نیز این کاهش روابط مشاهده میشود. چنین وضعیتی باعث انزوای بیشتر افراد شده است. (سفیری، ۱۳۸۷، ص۱۴۴).
۱-۹-۲-۲- امیل دورکیم[۶۰]
به نظر دورکیم، جامعه به گردوغباری از ذرات پراکنده فردی که در کنار هم قرار گرفته و ارتباطی جز تماسهای خارجی و زودگذر با هم نداشته باشند، خلاصه نمیشود، بلکه (برعکس) اعضای جامعه با پیوندهایی که وراء پیوندهای زودگذر قرار دارند، به یکدیگر پیوسته میشوند و تشکیل کلیتی را به نام جامعه میدهند. آدمیان نمیتوانند بدون توافق، بدون پذیرش ایثارهای متقابل و بدون برقرار کردن پیوندهای پایدار با یکدیگر به صورت جمعی زندگی کنند. هر جامعهای، جامعه اخلاقی است. این خصلت اخلاقی جوامع، از برخی جهات در جوامع سازمان یافته، حتی برجستهتر است. چون فرد به خودی خود برای خود کافی نیست، هر چه را که نیاز دارد از جامعه میگیرد، هم چنان که برای جامعه است که کار میکند. بدین سان حس نیرومندی در باب حالت وابستگی فرد نسبت به جامعه تشکیل می شود. (دورکیم، ۱۳۶۹، صص۴-۲۴۳)
تأکید دورکیم بر پیوستگی اجتماعی و نقش آن به عنوان پادزهری برای نابسامانی و خودشکنی، قدمت این مفهوم را نشان میدهد. به نظر دورکیم، ما از آن جهت دچار رنج نیستیم که نمیدانیم مبنای نظری اخلاقی که تاکنون به کار میبستهایم چه باید باشد، بلکه رنج ما از این است که پایههای این اخلاق، در برخی از اجزا به لرزه درآمده است. در حالی که اخلاق دیگری که ما به آن نیاز داریم، هنوز شکل نگرفته است و پیوندها چنان سست شده اند که استوار کردن آن ها، جز به مدد برقراری تدریجی یک انضباط تازه و تثبیت شدن پایه های آن، میسر نیست. (دورکیم، ۱۳۶۹، ص۴۳۵)
دورکیم برای توجیه نرخهای متفاوت و منظم خودکشی در گروههای مذهبی یا شغلی، به بررسی خصلت این گروههاو انواع شیوه های تأمین انسجام و همبستگی در میان اعضای آنها پرداخته بود. دورکیم بین انسجام و همبستگی اجتماعی با میزان خودکشی رابطه معکوس را کشف نمود.
دورکیم بین جوامع قدیم و جدید تفاوت قائل است. از نظر او جوامع قدیم گروههایی را شامل می شود که دارای همکاری و تعاون شخصی هستند و بین اعضای آن تمایز کمتری وجود دارد. این افراد به دلیل تماس مستقیم با یکدیگر تمایل به همکاری بیشتری دارند. در حالی که در جوامع جدید، گروهها تعاون سازمانی و وظیفهای دارند و تنوع و تمایز اعضاء در آنها بیشتر است. اعضاء مثل قسمتهای مختلف یک ارگانیسم زنده هر کدام کار مخصوص خود را انجام میدهند. (معتمدنژاد، ۱۳۷۹، ص۲۷) به عبارت دیگر، جوامع قدیم دارای همبستگی مکانیکی بوده اما در جوامع جدید همبتگی ارگانیکی(ناشی از تقسیم کار) حکمفرماست.
از نطر دورکیم، تکامل جامعه به میزان همبستگی اجتماعی و درجه شدت آن بستگی دارد. هر چه این همبستگی بیشتر باشد افراد بیشتر به سوی هم تمایل پیدا کرده و میزان روابط متقابل اجتماعی افزایش مییابد و هر چ

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

ه همبستگی جامعه کمتر باشد به همان نسبت از پیوند میان افراد و تنوع برخوردها و روابط اجتماعی میان آنها کاسته میشود. (تنهایی، ۱۳۸۹، ص۱۰۶)
۲-۹-۲-۲- فردیناند تونیس[۶۱]
ازنگاه تونیس، در جوامع کنونی بسیاری از روابط اجتماعی نسبت جوامع کوچک قدیم تفاوتهای اساسی پیدا کرده است. او معتقد است هیچ گروهی صرفاً بر پایه روابط اجتماعی یا جامعه بنیان نگرفته است اما در عین حال میتوان با مشاهده واقعیت اجتماعی عینی، دو نوع روابط اجتماعی را نشان داد. (حاتمی، ۱۳۸۸، ص۴۰)
روابط افراد در اجتماعات (گمینشافت)[۶۲] روابطی است که مبتنی بر ویژگیهای پایدار ، کنترل اجتماعی غیر رسمی و ایجاد اجتماع متمرکز در برابر فرد را شامل میشود. تونیس هم مثل دورکیم اعتقاد داشت که با تقسیم کار پیچیده ناشی از سرمایه داری، اجتماعات در حال زوال هستند و به جای اجتماع، جامعه(گزل شافت)[۶۳] شکل گرفته که دارای طبیعتی رسمی، غیر شخصی و فردگراست. (باستانی، ۱۳۸۷، ص۸-۵)
۳-۹-۲-۲- چارلز هورتون کولی[۶۴]
کولی جامعهشناس معروف آمریکایی در کتاب خود به نام «طبیعت انسان و نظم اجتماعی» دو گروه ابتدایی و ثانوی را از هم تفکیک میکند. در گروههای ابتدایی روابط افراد شخصی، مستقیم و رو در رو است به همین دلیل افراد به هم احساس همبستگی میکنند. در حالی که در گروههای ثانوی روابط انسان جنبه غیر شخصی و غیر مستقیم دارند. و این به خاطر تعداد زیاد افراد، دوری فاصله محل زندگی با کار، امکان برقراری مستقیم ارتباط را کاهش میدهد و لذا افراد برای مبادله اطلاعات و رسیدن به مقاصد خود از وسایل ارتباط غیر مستقیم استفاده میکنند. (معتمدنژاد، ۱۳۷۹، ص۱۲۸)