۵-۱- فرضیات تحقیق
فرضیه اصلیخانوادههایی که از برنامههای سیمای جمهوری اسلامی ایران بیشتر استفاده میکنند، سرمایه اجتماعی بیشتری دارند.
فرضیات فرعی
۱- خانوادههایی که از برنامههای سیمای جمهوری اسلامی ایران بیشتر استفاده میکنند، اعتماد اجتماعی بیشتری دارند.
۲- خانوادههایی که از برنامههای سیمای جمهوری اسلامی ایران بیشتر استفاده میکنند،انسجام اجتماعی بیشتری دارند.
۳- خانوادههایی که از برنامههای سیمای جمهوری اسلامی ایران بیشتر استفاده میکنند،از شبکههای اجتماعی بهتری برخوردارند.
۴- خانوادههایی که بیشتر تلویزیون نگاه میکنند، دارای آگاهی سیاسی اجتماعی بیشتری هستند
۵- خانوادههایی که به برنامههای تلویزیون اعتماد دارند، سرمایه اجتماعی بیشتری دارند.
۶- خانوادههایی که بیشتر تلویزیون نگاه میکنند رضایت اجتماعی بیشتری دارند.
۷- خانوادههایی که به تلویزیون اعتماد دارند، رضایت اجتماعی بیشتری دارند.
۸- خانوادههایی که برنامههای تلویزیون سیاسی را تماشا میکنند دارای سرمایه اجتماعی بیشتری هستند.
۹- خانوادههایی که شبکه یک تلویزیون (شبکه ملی) را بیشتر نگاه میکنند دارای سرمایه اجتماعی بیشتری هستند.
۱۰- خانوادههایی که تحصیلات بالاتری دارند از سرمایه اجتماعی بیشتری برخوردار هستند.
۱۱- قومیتهای مختلف نسبت به یکدیگر دارای سرمایههای اجتماعی متفاوتی هستند.
۱۲- بین وضعیت اشتغال و سرمایه اجتماعی رابطه وجود دارد.
۱۳- مردان و زنان سرمایههای اجتماعی متفاوتی دارند.
۶-۱- تعریف مفاهیم
۱-۶-۱- سرمایه اجتماعی[۳]
مجموع منابع بالقوه و بالفعلی است که نتیجه مالکیت شبکه بادوامی از روابط نهادی شده بین افراد و عضویت در گروه است . سرمایه اجتماعی دارای دو جزء اساسی است: کمیت روابط اجتماعی که در واقع میزان روابط بین فردی و گروهی افراد و گروههاست و کیفیت روابط اجتماعی که مربوط به هنجارهایی است که باید در رابطه متقابل رعایت شود و بیشتر اعتماد اجتماعی و هنجار عمل متقابل را در بر میگیرد ( شارعپور، ۱۳۸۰، ص۱۰۳ )
سرمایه اجتماعی از سه مؤلفه اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و شبکههای اجتماعی تشکیل میشود.
۲-۶-۱- اعتماد اجتماعی[۴]
اعتماد در لغت به معنای تکیه کردن، واگذاشتن کاری به کسی، اطمینان، وثوق، باور و اعتماد است. (معین، ۱۳۷۵، ص۳۰۲) اعتماد عبارت است از واگذاری منابع به دیگران با این انتظار که آنها به گونهای عمل خواهند کرد که نتایج منفی به حداقل ممکن کاهش یابد و دستیابی به اهداف میسر گردد. (جواهری و بالاخانی، ۱۳۸۵، ص ۳)
اعتماد اجتماعی دلالت بر انتظارات و تعهدات اکتسابی و تأیید شده به لحاظ اجتماعی دارد که افراد نسبت به یکدیگر و نسبت به سازمانها و نهادهای مربوط به زندگی اجتماعیشان دارند. اعتماد اجتماعی به چهاربخش تقسیم میشود: ۱) اعتماد بنیادی ۲)اعتماد فردی ۳) اعتماد عمومی(تعمیمیافته) ۴) اعتماد نهادی ( غفاری، ۱۳۸۰، ص۹۹ )
۱-۲-۶-۱- اعتماد بنیادی[۵]
اعتماد بنیادین نگرش نسبت به خود و دنیای اطراف است که بر رفتار و اعمال ما اثر میگذارد و این فکر را تقویت میکند که افراد و امور جهان قابل اعتمادند. (اوجاقلو به نقل از شارعپور و دیگران، ۱۳۸۹،ص۶۵) میتوان گفت که این نوع اعتماد پایهای برای انواع دیگر اعتماد بوده و در صورت عدم وجود این نوع، انواع دیگر نیز وجود نخواهد داشت.
۲-۲-۶-۱- اعتماد فردی (بینشخصی)[۶]
انتظارات و تعهدات فرد از آشنایان خود (اعضای خانواده، بستگان و اقوام، دوستان نزدیک و همسایگان صمیمی) در مواقعی که نیاز به مساعدت کردن و مساعدت شدن وجود دارد. این نوع اعتماد معمولاً در شبکههای اجتماعی و روابط پایدار دیده میشود. (جاوید و ایزدیجیران، ۱۳۸۹، ص۱۵۹)
۳-۲-۶-۱- اعتماد عمومی (تعمیمیافته)[۷]
اعتماد فرد نسبت به بیگانگان میباشد. این نوع اعتماد بر اساس انتظارات رفتاری یا حس هنجارهای مشترک شکل میگیرد. اعتماد اجتماعی تعمیمیافته آن بخش از سرمایه اجتماعی است که مردم قانوناً در مجموعهای متناسب بر اساس روابط مبتنی بر اعتماد و تأثیر متقابل چندجانبه پیوند دارند، این نوع اعتماد میتواند الگوهای رسمی و غیررسمی اجتماعی را ایجاد کند که سطوح عمومی اعتمادی که مردم به یکدیگر و سازمانها دارند، را افزایش دهد hare,1995,2 ).)
۴-۲-۶-۱- اعتماد نهادی[۸]
اعتماد به نهادها و موسسات رسمی حکومت. نظریهپردازانی نظیر گیدنز بین دو نوع اعتماد تمایز قائل میشوند: اعتماد به افراد خاص و اعتماد به افراد یا نظامهای انتزاعی. افراد میتوانند درباره میزان ارزش اعتماد نسبت به نظامهای انتزاعی نظیر نهادها دارای باورهایی باشند. این نهادها و سازمانها شامل مدرسه، ارتش، دانشگاه، دادگاه، نیروی انتظامی و مانند آن است. همچنین نوعی از اعتماد به نهادها وجود دارد که اعتماد رویّهای نامیده میشود. اعتمادی که در اعمال یا رویّههای نهادی شده بر مبنای این اعتقاد وجود دارد که اگر از این رویهها و اعمال پیروی شود، بهترین نتایج حاصل خواهد شد؛ مانند اعتماد به شیوههای مردمسالارانه(انتخابات، نمایندگی اکثریت آراء و…). (شارعپور و دیگران، ۱۳۸۹، ص۶۷)
۳-۶-۱- انسجام اجتماعی[۹]
توافق جمعی میان اعضای یک جامعه که حاصل پذیرش و درونی کردن نظام ارزشی و هنجاری یک جامعه و و

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

جود تعلق جمعی ( احساس ما کردن ) و تراکمی از وجود تعامل در میان افراد آن جامعه است ( غفاری، ۱۳۸۰، ص۱۱۰ ) همبستگی اجتماعی منشأ روابط عاطفی، تعهد عام و اعتماد اجتماعی است. (چلبی، ۱۳۷۵، ص۱۱۲) «ژولیوس گولد»[۱۰] و «ویلیام ل. کولب» همبستگی اجتماعی را با انسجام، مترادف دانسته و در تعریف آن میگویند:
«همبستگی به معنای صفبندی نزدیک اجزای یک جمع، در راستای اصطلاح رایجتر یکپارچگی به کار میرود. جامعهشناسان از این مفهوم برای نشان دادن کیفیت یگانگی در یک جمع استفاده نمودهاند.» ( گولد، ۱۳۷۶، صص ۹۰۵-۹۰۴)
۴-۶-۱- شبکههای اجتماعی[۱۱]
شبکه اجتماعی ساختاری اجتماعی است که از گروههایی (که عمدتا” فردی یا سازمانی هستند)تشکیل شده است که توسط یک یا چند نوع خاص از وابستگی به هم متصلاند. به عبارت دیگر شبکههای اجتماعی پیوندهای رسمی و غیر رسمی است که اعضای مختلف جامعه را به یکدیگر پیوند داده و کنشهای متقابل آنها را تقویت میکند. (فصیحی، ۱۳۸۹، ص۱۶۱)
شبکههای اجتماعی به دو نوع رسمی و غیر رسمی تقسیم میشوند. شبکههای اجتماعی رسمی، شبکههایی هستند که دارای سلسله مراتب بوده وبرای عضویت در آنها باید قوانین آن را رعایت کرد ولی شبکههای غیر رسمی اینگونه نیستند.