۵-۲ نظریههای سلامت روان
۱-۵-۲ مفهوم سلامت روان در نظریات روانکاوی
۱-۱-۵-۲ نظریه زیگموندفروید
نظریه فروید یکی از پیچیدهترین نظریههای روانشناسی است از نظر فروید قسمت عمدهای از شخصیت ما در سطح ناهشیار عمل میکند. از انگیزههای واقعی خودمان خبر نداریم و رفتارهایمان تحت مهار هشیار قرار ندارند. ما همگی در تعارض با خودمانیم چونکه نهاد لاجرم با سن برتر درگیر خواهد شد. هیچگونه صلح و آرامش درونی در کار نخواهد بود. از آنجایی که من میکوشد این تعارض درونی را حل کند، لذا دست به خود فریبی زده و بنابراین، همه ما واقعیت را تحریف میکنیم. از نظر فروید سلامت جسم و روان، انبساط خاطر در نهایت شادکامی و تن آرامی پدیدههایی هستند که درارتباط با محیط زیست انسانها تحقق میپذیرند. کارکرد نامناسب نهادها و نظامهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی و درمانی دریک جامعه در ارتباط مستقیم با بهداشت روانی و جسمی مردم آن جامعه است و سلامت افراد را دچار مخاطره میکند، در اجتماعاتی که انسانها تحت تأثیر عوامل نامساعد محیطی مانند: حوادث طبیعی (سیل، زلزله، بیماریهای اپیرمیک، نارساییهای ناشی از گسترش شهرهای بزرگ (آلودگی هوا، ترافیک، محیط پرهیاهو) بی عدالتی اقتصادی، جنگ، بحرانهای اجتماعی، از هم گسیختگی خانوادگی، تضادهای درون گروهی و برون گروهی فرهنگی مسائلی از این قبیل قرار دارند نمیتوان انتظار سلامت جسمی و روانی را داشت، هر یک از پدیدههای اجتماعی و طبیعی بالا میتواند زندگی عادت یک شخص سالم را تحت تاثیر قرارداده و آنرا از حالت طبیعی خارج کند. برابر تحقیقات انجام شده، محرومیتهای زندگی ناشی از پائین بودن طبقه اجتماعی در اختلالهای کنشی و روانی نقش بسیار مهم داشته است (اندل، ۲۰۰۹).
افراد پائینترین طبقه اجتماعی، بالاترین میزان روان درمانی را در بیمارستانها داشتهاند و هر چند موقعیت اجتماعی پائینتربوده است، تشخیصهای روانپزشکی در مراحل پیشرفتهتر بیماری صورت گرفته است. صاحبنظران معتقدند تا زمانی که مفهوم عدالت، تساوی، حقوق اجتماعی و اقتصادی و بهداشتی و درمانی در جهان به نحو مطلوبی پیاده نشود و توزیع عادلانه وسایل و امکانات درمانی پیشگیری بیماریها به طور منصفانه صورت نگیرد امکان سلامت جسمی و روانی مطلوب برای جامعه بشری میسر نیست. اگر به اطراف خود بنگریم متوجه میشویم که سازمانهای کوچک و بزرگ اجتماعی در ارتباط با ارگانیسم انسانی در فعالیت هستند. سازمانهایی مانند آموزش و پرورش، بهداشت و درمان. کار و اموراجتماعی، رفاه و بهزیستی، حقوق و اموراقتصادی و موسساتی نظیر مهدکودکها، رسیدگی به امور سالمندان، امور بیسرپرستان و … بانی و متولی حقوق اجتماعی و درمانی افراد جامعه هستند. سرنوشت بهداشت روانی و جسمی افراد جامعه در حال آینده با توجه به کارکرد این موسسه ها تعیین میشود (فونس[۵۱] و همکاران، ۲۰۰۸).
به نظرفروید اکثرمردم به درجات مختلف رواننژند هستند و سلامت روان شناختی یک ایده آل است نه یک هنجار آماری، به عقیده فروید ویژگیهای خاصی برای سلامت روان شناختی ضرورت دارد نخستین ویژگی خودآگاهی است. یعنی هر آنچه که ممکن است در ناخودآگاه موجب مشکل شود بایستی خودآگاه شود (خداپناهی، ۱۳۹۳). خودآگاهی حقیقی ممکن نیست مگر اینکه کنترل غیرواقعی و غیرضروری یا زاید “من برتر” درهم شکسته شود. زیرا گنجایش ناخودآگاه من برتر بازتابی از تحریمها،‌ ممنوعیتها وایده آلهای والدین فرد است و این مسایل در انسان نوعی احترام غیرمنطقی و انعطافپذیر جایگزین وجدان سختگیر و اخلاقی بشود. خودآگاهی عنصر اصلی سلامت روان شناختی است و در شخصی بالغ و پخته واپس زنی تمایلات غریزی جایگزین محکومیت آنها میشود (هندرسون و همکاران، ۲۰۰۷). به نظر فروید خودآگاهی برای سلامت روانشناختی کفایت کننده نیست. فروید بیگانگی منطقی از علاقمندیها و اشتیاقات عمومی را معیار نهایی سلامت روانشناختی میداند. شکاکیت و بدبینی پیرامون ایدئولوژیهای اجتماعی و رهبری سیاسی و ترویج کامل فردگرایی، از تعیین کنندههای نهایی خصایص انسان بالغ و پخته هستند (میلانیفر، ۱۳۸۹).
به عقیده فروید انسان متعارف کسی است که مراحل رشد دوران جنسی را با موفقیت گذرانیده باشد و در هیچ یک از مراحل بیش از حد تثبیت نشده باشد. به نظر او کمتر انسانی متعارف به حساب میآید و هر فردی به نحوی از انحاء‌ نامتعارف است. فروید از حیطه روانشناسی انسان نامتعارف را به دو گروه روان نژند[۵۲] و روان پریش[۵۳] تقسیم میکند و هسته مرکزی بیماری روانی را، اضطراب[۵۴] میداند (چان پینگ، ۲۰۰۹).
۲-۱-۵-۲ نظریه کارل یونگ
ویژگی اشخاص سالم، از نظر یونگ پذیرش ناشناخته و مرموز است. همانطورکه یونگ در زندگی خودش پذیرفت. چون اینها تنها آفریده عقل نیستند، میتوانند عوامل نامعقول را به ناهشیارهشیاری راه دهند. با آن که از کاربرد عقل و منطق دست بر نمیدارند، به رویاها و تخیلات توجه میکنند و با نیروهای ناهشیار به تعدیل کردن فرآیندهای هشیار میپردازند. همچنین ناشناخته و مرموز میتواند پدیدارهای مابعد الطبیعی و معنی، از اعتقاد به غیب گرفته تا اعتقاد به خداوند را در بربگیرد (میلانیفر، ۱۳۸۹). به نظر یونگ سلامت روانشناختی و خودشناسی یکسان هستند. تحقق خود با سه معیارمشخص میشود: نخست بایستی واپس زنی تخلیه شود، تنشهایی بین کنشها و نگرشهای ناخودآگاه و خودآگاه به آرامشی مبدل شوند ت

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

ا فرد بتواند از راه معرفت خود به آرامش و صفای درونی برسد. دوم فرد بایستی بین نمادین ناخودآگاه را درک کند. سوم شخص بتواند از طریق ایمان شخصی به نماد یا اسطوره خصوصی خودشناسی نزدیک شود. به نظر یونگ خودشناسی و خود بودن حالت گریز از بودن و میل به شدن است (خداپناهی، ۱۳۹۳).
۳-۱-۵-۲ دیدگاه کارن هورنای
به عقیده وی انسان برخوردار از سلامت روان دارای این ویژگیهاست: الف) احساس عدم امنیت نمیکند و لذا فاقد پرخاشگری و خودشیفتگی است. ب) قدرتمندی نیازهای دهگانه در او خفیف است، به علاوه قابلیت تغییر و تحول و جایگزینی این نیازها را دارد. ج) انسان سالم از هر سه نوع طبقه کلی نیازها با توجه به اوضاع و احوال متناسب استفاده میکند، در حالی که کودکان فقط به سوی دیگران میروند، نوجوانان در مقابل دیگران میایستند و سالمندان از دیگران دوری میکنند. د) انسان سالم به دلیل آگاهی از “خود واقعیاش” و استعدادهای بالقوه خود تسلیم محض محیط اجتماعی و فرهنگی نیست بلکه ابتکار و شخصیت خودش را عهدهدار میشود. هـ) خودشناسی و کوشش برای تحقق استعدادهای فطری و ذاتی وظیفه اخلاقی و امتیاز معنوی شخصیت سالم است و هدف او کمال است. و) شخیت و دگرگونی انسان سالم به عهده خود او است نه محیط و اجتماع. ز) انسان سالم خودآگاهی دارد و از خود واقعی و استعدادهایش کم و بیش آگاه است و خودش بسیاری از مشکلات زندگانیاش را حل میکند، لذا به دیگران وابستگی ندارد.
۴-۱-۵-۲ دیدگاه اریک برن
نظریه “تحلیل ارتباط محاورهای” اریک برن در واقع سازشی است بین روانکاوی و ارتباط متقابل. مختصر اینکه اریک برن معتقد است که انسان برخوردار از سلامت روان شناختی دارای این ویژگیها است:
بین حالتهای من او (من والدینی، من کودکی و من بزرگسالی) تعادل برقرار است و در صورت به هم خوردن این تعادل، توانایی سازماندهی مجدد شخصیتش را دارد.
نتیجهگیری بین فرد سالم بر اساس وضعیت چهارم (من خوب هستم، تو خوب هستی) است، زیرا سه حالت قبلی به کودکان اختصاص دارند و الگوی شخصیت کودکی و افراد نابالغ هستند.
انسان سالم در هر لحظه از نوع حالت نفسانی خودش آگاهی دارد. چون رفتار نانسان مبتنی بر مجموعهای از احساسات، اخلافیات و کنترل اگاهانه است.
شخصیت طبیعی و سالم سازمان یافته است و مرزهای شخصیتی آن مشخص شده و در عین حال نفوذپذیر است و در هنگام رویارویی با تعارضات شدید درونی، به صورت آگاهانه به گونهای از این بخشها استفاده میکند که هر کدام نقش متناسب خودشان را انجام دهند.
شخصیت سالم در ابعادی مختلف شخصیتش “تعصب و تغییرناپذیری” ندارد و چنین فردی ضمن شناختن الگوهای موفقیت آمیز رفتاری و اگاهی از تصاد ها و تشابهات درونی خودش، آزادی انتخاب بیشتری دارد.
فرد سالم مسئولیتش رفتار و تفکرش را میپذیرد و رفتار او با دیگران آگاهانه و مبتنی بر صمیمیت و علاقه است.
انسان سالم علاوه بر تصمیم گیری و انتخاب آگاهانه در زمان حال زندگی میکند نه در گذشته یا آینده.
مبنای فعالیت در نظریه برن، نیاز به تشخیص و منزلت است. یعنی اینکه فرد هم مورد احترام دیگران واقع شود و هم برای دیگران احترام قابل شود و شخصیت سالم نیز بایستی چنین خصوصیتی را در تعامل با مردم و جامعه داشته باشد (خداپناهی، ۱۳۹۳).
۵-۱-۵-۲ دیدگاه هری استاک سالیوان
نظریه سالیون با عنوان “نظریه روابط بین فردی” شهرزت یافته است. بنابر نظریه سالیوان شخصیت «الگوی نسبتاً پایدار و مکرر موقعیتهای بین فردی است که زندگی انسان را مشخص میکند.» به عقیده وی انسان از بدو تولد تا مرگ تحت تاثیر روابط بین فردی است و افکار و احساسات او نیز متأثر از این امر است. گر چه وی اهمیت وراثت و رشد را انکار نمیکند، اما انسان را محصول تکامل اجتماعی میداند.
نظریه شخصیت سالیون ویژگیهای سلامت روان شناختی را از دیدگاه او عنوان میکنیم:
شخصیت برخوردار از سلامت روان شناختی “انعطاف پذیر” است و با توجه به موقعیتهای بین فردی نوین، در روابطش با دیگران به صورت متناسب تغییرپذیر است.
فرد سالم قادر به تمایزگذاری بین افزایش و کاهش “تنش” است و رفتار او در جهت کاهش تنش معطوف میشود.
به گفته سالیوان شخصیت سالم بایستی بنا بر گفته چارلز اسپیرمن همیشه در حال “آموزش و فراگیری روابط و ارتباطات” باشد.
زندگی شخص برخوردار از سلامت روان، دارای جهت یافتگی است. بدین معنی که امیالش را به خوبی یکپارچه میسازد که منجر به رضایتمندی شود یا اضطراب او را نسبتاً کم کند یا از بین ببرد. بنابراین شخصیت سالم کسی است که دستگاه روانی او حداقل تنش را داشته باشد و چنین فردی معمولاً روابط اجتماعی انعطاف پذیر، واقعی و اعتمادآمیز دارد.
۲-۵-۲ رویکرد روان شناختی
۱-۲-۵-۲ دیدگاه کنراد لورنز
لورنز پایه گذار شاخه گردار شناسی در رشته زیست شناسی است . کردار شناسی از لحاظ لغوی به معنای خلق و منش است ، اما امروز به معنای مطالعه علمی رفتار حیوانات است . انسان دارای سلامت روانشناختی از دیدگاه لورنز کسی است که حداکثر استفاده را از عقل و خرد می نماید ، نسبت به تکانه های پرخاشگرانه اش اگاهی دارد و انها را در جهت مورد قبول انسانی سوق می دهد و به بهترین شکل با استفاده از مکانیزم والایش خشم خود را از این راه هنر ، علم و … به شیوه ای مفید تبدیل کند. همچنین در مواقع تنش برای کاستن ان از شیوه های بی خطر برای ابراز پرخاشگریش استفاده میکند. سعی در گسترش روابط صمیمانه با افراد و اجتماع دارد. از
معرفت و مزاح به عنوان دو مایه امید پیشرفت بهترین استفاده را میجوید. به عقیده لورنز اگر انسان از این شیوه ها بهره بگیرد می تواند سایق پرخاشگری خود را در حد قابل تحملی کنترل کند (خداپناهی، ۱۳۹۳).
۲-۲-۵-۲ دیدگاه مک دوگال
سلامت روان شناختی از دیدگاه مک دوگال بایستی بر سه نکته تاکید نماییم . نخست اینکه مک دوگال و یونگ از لحاظ اعتقاد به اهمیت یکپارچگی و وحدت برای بلوغ شخصیت هم عقیده هستند. دوم مک دوگال بر خلاف فروید بلوغ روان شناختی را در قالب وحدت و یکپارچگی تعریف می کند نه افزایش آگاهی و هوشیاری . به عقیده وی مجموع کل فعالیت روانی نیمه هشیار یک فرد سالم و روان نژند یکسان است و تفاوت این دو فقط این است که فرد سالم تعداد تعارضات نیمه هشیار کمتری دارد. سوم مک دوگال ضمن عدم توافق شدید با فروید، سلامت روان شناختی و رشد شخصیت را یکی میداند. مک دوگال مدافع رسمی روان شناسی غایت نگر است. ویژگیهای رفتار هدفمند به نظر وی عبارتند از:
نوعی خود انگیختگی فعالیت، یعنی فعالیتی که از درون ارگانیزم آغاز شده باشد و نه ناشی از نیروهای خارجی صرف باشد.
فعالیت هدفمند به طور مستقل استمرار مییابد.
حرکتهای مستمر دارای تغییر مسیر میباشند.
رفتار هدفمند به محض آنکه تغییر خاصی را به وجود آورد، متوقف میگردد.
رفتار هدفمند ارگانیزم را برای وضعیتی آماده میسازد که آن وضعیت به ایجاد عمل مورد نظر کمک نماید.
رفتار هدفمند موجب بهبودی فعالیت ارگانیزم در شرایط مشابه میگردد.
فعالیت و رفتار واکنش کل ارگانیزم است، یعنی فرایندهای تمام اجزای ارگانیزم به نحوی سازگار می شوند که پیگیری بهتر هدف طبیعی آن را تشویق نماید .بنابراین شخص دارای سلامت روان در نظریه غایت نگر مک دوگال ، کسی است نهایت به نوعی ایده آل اخلاقی صادقانه وفادار بماند.
۳-۲-۵-۲ دیدگاه اسکینر
اسکینر استاد دانشگاه هاروارد از ۱۹۴۸ به بعد یکی از روانشناسان تجربی و صاحب نفوذ در سنت رفتار گرایی بوده است. سلامت روانی و انسان سالم به عقیده اسکینر معادل با رفتار منطبق با قوانین و ضوابط جامعه است، و چنین انسانی وقتی با مشکل روبرو شود از طریق شیوه اصلاح رفتار برای بهبودی و بهنجار کردن رفتار خود و اطرافیانش به طور متناوب استفاده می جوید تا وقتی که به هنجار مورد پذیرش اجتماع برسد . بعلاوه انسان بایستی آزاد بودن خودش را نوعی توهم بپندارد و بداند که رفتار او تابعی از محیط است و هر رفتار توسط محدودی از عوامل محیطی مشخص می گردد. انسان سالم کسی است که از تاییدات اجتماعی بیشتری به خاطر رفتارهای متناسب ، از محیط و اطرافیانش دریافت کند . فرد سالم کسی است که بتواند با هر روشی بیشتر از اصول علمی استفاده کند و به نتایج سودمندانه تری برسد و مفاهیم ذهنی مثل امیال هدفمندی ، غایت نگری و امثالهم را کنار بگذارد.