در یک جمعبندی می توان اهداف مهم کودتا را چنین دانست:

  1. براندازی جنبش های ضد استعماری ۲٫ رفع خطر کمونیست در ایران۳٫ حفظ منافع عظیم استعماری در ایران و منطقه.
  2. با توجه به اهمیت سیاسی ایران و واقع شدن در منطقه مهم سیاسی و نظامی ادامه روند در ایران می توانست منجر به سقوط دولت پهلوی گردد و این به معنای سقوط و از دست رفتن بازارهای تسلیحاتی آمریکا در ایران و منطقه بود چنانچه بعد از کودتا می بینیم که آمریکا، ایران را به عنوان پلیس منطقه قرار داد لذا او را به خرید سلاحهای مدرن تشویق نمود از سوی دیگر زنگ خطری برای سایر کشورهای منطقه به صدا در می آورد و آنان را مشتری تولیدات نظامی خود می نمود. اگر چنین حکومتی به رهبری شخصیتهای مذهبی و ملی کنار گذارده می شد. انتخاب و جایگزین آن هزینه زیادی برای استعمارگران در بر داشت. .(کاتوزیان، ۱۳۷۲: ۱۹)
  3. برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

۶-۳-۲ انقلاب ۱۳۵۷ و سقوط پهلوی:
اولین موضوع در جهت تبیین علل و عوامل اصلی انقلاب اسلامی درک و شناختی صحیح از مفهوم انقلاب، عوامل و شرایط لازم برای وقوع این پدیده و ویژگی های منحصر به فرد انقلاب اسلامی می باشد :
در اصطلاحات سیاسی و اجتماعی انقلاب[۱]دارای تعاریف متعدد و مختلفی است(ابوالحمد، ۱۳۷۶: ۳۴۶)؛ از دیدگاه «تدا اسکاچپل » : «انقلاب سیاسی با تغییر حکومت بدون تغییر در ساختار اجتماعی همراه است، اما انقلاب اجتماعی عبارت است از انتقال و دگرگونی سریع و اساسی حکومت و ساختارهای اجتماعی و تحول در ایدئولوژی غالب کشور».(محمدی،۱۳۸۰: ۲۷) و در یک جمع بندی «انقلاب حرکتی مردمی در جهت تغییر سریع و بنیانی ارزش ها و باورهای مسلط، نهادهای سیاسی، ساختارهای اجتماعی، رهبری، روش ها و فعالیت های حکومتی یک جامعه است که توأم با خشونت باشد.» به طور کلی چهار عامل عمده برای وقوع انقلاب در یک جامعه لازم است که معمولاً در هر انقلابی دیده می شود:

  1. نارضایتی عمیق از شرایط موجود
  2. گسترش و پذیرش اندیشه یا اندیشه های جدید جایگزین (ایدئولوژی انقلابی)

۳٫گسترش روحیه انقلابی در افراد جامعه

  1. وجود رهبری و نقش آفرینی ساختارهای سیاسی- اجتماعی بسیج گر.(جمعی از نویسندگان، ۱۳۶۸: ۱۶)

۴-۲ مروری بر شعر معاصر ایران
۱-۴-۲ نوگرایان پیش از نیما:
جنبش مشروطه نتیجه آشنایی با فرهنگ اروپا، مفهوم آزادی و حقوق مدنی انسانهاست. این آشنایی از زمانی شروع شد که کشورهای سرمایهداری اقدام به ایجاد تأسیسات فنی در کشورهای عقب افتاده نمودند. ادبیات هم مانند دیگر مظاهر اندیشه و فرهنگ به مردم روی آورد و انعکاس ارزشهای اجتماعی را وجهه همت خود قرار داد. اولین درسی که مشروطه به شاعران داد، این بود که از سرودن مدایح و غزلیات و وصف طبیعت دست بکشند و شعری بگویند که مبارزه اجتماعی در آن منعکس شده باشد پرشورترین نماینده این طرز بیان کسی نبود جز «میرزاده عشقی» که در روزنامه خود به نام «قرن بیستم» با انتشار غزلوارهها و قطعات اجتماعی خود با لحنی تند به مخالفین مشروطه و آزادی حمله میبرد که البته جان خود را در این راه از دست داد.
دورۀ هفت ساله از زمان درگیر شدن جنگ جهانی اول تا زمان روی کار آمدن سلسله پهلوی «دوره بیداری» شاعران بود. در این دوره شاعران کوشیدند از تقلید گذشتگان دوری کنند و مضامین جدید را در قالب شعری قدیم بریزند. جماعتی از گویندگان به فکر انقلاب ادبی افتاده و مدعی تجدد در صورت و مضمون اشعار شدند.(آرین پور، ۱۳۵۴: ۴۳۵) و عدهای چون ملک الشعرای بهار، ایرج میرزا و عارف قزوینی و… دربار را ترک کردند و وارد معرکه شدند و به انقلابیون پیوستند و آنها در جریان عمل فهمیده بودند که اگر قرار باشد مردم را با خود همراه کنند باید به زبان مردم حرف بزنند پس به شعر کوچه و بازار روی آوردند و این گرایش به مرور سبک نوینی در شعر به وجود آورد که بعدها شعر مشروطیت شهرت یافت. (شمس لنگرودی، ۱۳۷۸: ۳۸-۳۷)
بدین ترتیب هردم به طرفداران شعر عوام افزوده شد و هر زمان لایههایی از شاعران رسمی به جریان شعر نو پیوستند تا آنجا که پس از مدتی در واقع در اواخر انقلاب مشروطه مهمترین شاعران زمانه شعرشان تلفیقی از هر دوگونه شعر شد و برجستگانی چون عارف، ایرج میرزا، عشقی، بهار و لاهوتی به ظهور رسیدند. (همان)
تقی رفعت به عنوان نخستین شاعر نوپرداز در شعر فارسی نبود، او نخستین تئورسین و منادی شعر نو بود. بدین ترتیب زمینه برای تغییر و تحول عروض در ادبیات منظوم مهیا بود. و افرادی باید میآمدند و به این ندای تجددخواهی پاسخ مثبت میدادند. در چنین وضعیتی افرادی همچون ابوالقاسم لاهوتی، خانم شمس کسمائی و جعفر خامنهای در کنار تقی رفعت به ندای او پاسخ دادند و نخستین بذرهای شعر نو جوانه زد.(لنگرودی، ۱۳۷۸: ۵۰) اما اینکه چه کسی یا کسانی قبل از نیما به سرودن شعری که بعدها نام شعر نو به آن نهاده شد، اقدام کردند و زمینهساز شعر نو شدند سوألی است که هریک از محققین با توجه به ذوق، سلیقه و میزان مطالعه خود به آن پاسخهای مختلفی دادهاند. به عقیده برخی از مورخان و ناقدان نخستین شعر نو در سال۱۲۸۸ ه.ش توسط ابوالقاسم لاهوتی با نام «وفای به عهد» به رشته نظم درآمد. برخی نیز دهخدا را اولین شاعری میدانند که شعر نو سروده است و شعر « ای مرغ سحر» را اولین نمونه شعر نو میدانند. (حقوقی، ۱۳۸۰: ۵۲۸)
اما به عقیده اخوان ثالث این شعر را نمیتوان نقطه آغازین تحول شعر نو به حساب آورد. او در این خصوص میگوید:«مسمط عالی و موثر ای مرغ سحر دهخدا همان قدر میتواند اولین نمونه متحول و نو باشد که ترجیعبند درخشان و بینظیر هاتف یا هر شاعر دیگر از این قبیل اشعار. زیرا اصل مسأله در کیفیت عناصر تازه است و بینش و ارائه جدید و هماهنگ کردن آنها در قالبی مناسب».(اخوان ثالث، بیتا: ۳۸)
۲- ۴-۲ نیما و شعر نو:
پس از انقلاب مشروطه، ایران به میدان مبادلات فرهنگی مردم با بیگانگان بدل شد و علاوه بر تحولات مختلف اجتماعی و سیاسی، تحولات فرهنگی و معرفتی در لایههای مختلف جامعه پدیدار گردید.
مجموعهی این تحولات باعث شدکه در جامعه فرهنگی ایرن گرایشهای ادبی تازهای به وجود آید که بستری برای تغییر در شعر سنتی به شمار میرفت. از سوی دیگر دامنهی تحولات معرفتی در جامعه ایران با توجه به آشنایی مردم با فرهنگ مغرب زمین به شیوههای مختلف و با توجه به ضروریتهای فرهنگی و اجتماعی گستردهتر میشد.
در چنین فضایی نیما توفیق یافت تحولی اساسی و بنیادین در ساختار و محتوای شعر سنتی ایجاد کند. او با تکیه بر جهانبینی و تأثرات عاطفی نو، تصاویر خیالی، موسیقی و زبانی تازه، شعر کلاسیک را در بستری نوجویانه به جریان انداخت. بررسی دهههای حیات شعری نیما نشان میدهد که او در پیمودن این راه تجربههای مختلفی را پشت سر گذاشته است. اولین تجربه شعری او با درونمایه رمانتیک عرضه میشود اما به تدریج او از ذهنیت غنایی فاصله میگیرد و با تغییر مدار شاعری از رمانتیسم به سمبولیسم اجتماعی، که شعر ققنوس به سال ۱۳۱۶ه.ش نمونه برجسته آن است، مسیر جدیدی را در پیش میگیرد. (زرقانی، ۱۳۸۷: ۳۵۴)
دلیل این تغییر مسیر را باید در ویژگیهای سیاسی و اجتماعی عصر نیما و نیز آشنایی نیما با دنیای غرب جستجو کرد. شیوهی استبدادی حکومت و نظارت دستگاه سانسور بر شعر از طرفی و تمایل شاعران متعهد چون نیما به بیان دردها و محرومیتهای مردم از سوی دیگر، باعث به کارگیری نمادها در شعر نیما و رواج سبک سمبولیسم اجتماعی در ایران میشود.
در این نوع شعر بنای کار بر استفاده از سمبولهای بومی، جهانی و یا فردی است. چنین شعری این امکان را دارد که چندین معنا را برتابد. بنابراین میتوان بریا این نوع شعر چند معنا را در نظر گرفت. بیشتر اشعار آزاد نیما در ذیل همین نوع قرار میگیرد.(همان).
نیما در میان حرکت افراطی و تفریطی شاعران و در رویارویی با دنیای مدرن، راه اعتدال را در پیش می گیرد و با تلاشی پیگیر در دو بعد نظریهپردازی شعر و ابداع شیوه جدید به موفقیت دست مییابد. شعر او که میراثخوار تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و عقیدتی عصر مشروطه است در یکی از پر آفتخیزترین دورههای تاریخ ایران شکل میگیرد و با نگاهی متفاوت به مقوله ادبیات و کارکرد آن در بستر حوادث اجتماعی و سیاسی عصر خود جاری میشود.«مطالعه شعر مشروطه نشان میدهد که دینامیسم شعر مشروطیت با دینامیسم اجتماع مشروطیت، همسان و هم مرز نبوده است». (براهنی، ۱۳۵۸: ۲۵)
درک این ناهماهنگی در کنار طرز تلقی جدیدی از جهان باعث اوجگیری اندیشههایی نو در زمینههای گوناگون شد.«نفوذ این اندیشهها در شعر، گرایش تازهای پدید آورد که همچنان در دل استبداد ذهنی کهن تداوم کم توان اما مستمری داشت تا اینکه نیما، نمودار حضور شعر و معرفت انسانگرا در جامعه سنتی ما گردید.» (مختاری، ۱۳۷۸: ۱۴۹)
بنابراین اجتماعی بودن افکار نیما است که سمت و سوی شعر او را تعیین میکند؛ اگرچه نمیتوان شعر نیما را تنها حاصل تحولات اجتماعی درون جامعه پنداشت و فردیت و شخصیت نیما را نادیده گرفت.
۳- ۴-۲ شعر سپید:
این اصطلاح گویا نخستین بار توسط احمد شاملو در ایران به کار گرفته شد و معادل Blank verse فرانسوی است؛ اما، عده‌ای آن را اصطلاح درستی نمی‌دانند و «شعر آزاد» را پیشنهاد می‌کنند. شعر blank از قید وزن، آزاد نیست و وزن آن اغلب بر پایه ده هجایی استوار است، ولی قافیه در آن رعایت نمی‌شود؛ مثل «بهشت گمشده» میلتون.
اما، شعری که در اروپا و آمریکا از قید وزن و قافیه رهاست شعر آزاد[۲] نام دارد. به علت ناشناخته بودن ساختمان این دو نوع شعر، اشتباهاً جا به جا و یا یکسان گرفته می‌شوند. (فلکی؛ ۱۳۸۵: ۸۹)
در هر صورت اصطلاح شعر سپید امروزه در محافل ادبی و کتب ادبیات پذیرفته شده است و این روزها در نزد نسل جوان طرفداران زیادی دارد. این قالب شعری فاقد وزن عروضی است و ظاهری نثرگونه دارد. سطرها مساوی نیستند و قافیه نیز اگر در آن به کار رود، جای مشخص ندارد؛ اما به دلیل برخورداری از منطق و مکانیسم‌های شعری، نظیر بیان، تخیل، ادراک هنری، آهنگ و تناسبات درونی با نثر متفاوت است. (روزبه؛ ۱۳۸۱: ۲۲) نمایندگان شعر سپید می‌گویند: شعر یعنی کلام مخیل. (محمدی؛ ۱۳۸۱؛ ۱۶)
آغاز حضور این نوع شعر را در ادبیات فارسی باید حدود دهه سی دانست. در اواسط دهه سی تقریباً همه پیشروان شعر نو، شعر منثور را به عنوان شعر پذیرفته بودند و مجلات در سطح وسیعی محل طبع آزمایی شاعران مختلف برای سرودن شعر سپید شده بود. (لنگرودی؛ ۱۳۷۷:‌ ۳۸۶)
شاملو، بانی شعر سپید است اما، پیش از او نیز کسانی در صدد سرودن شعر منثور برآمدند؛ محمد مقدم، تندر کیا، هوشنگ ایرانی، پرویز داریوش، منوچهر شیبانی، بیژن نجدی و علی پورشیرازی (شین. پرتو) از پیشگامان شعر سپیدند. به ویژه هوشنگ ایرانی تلاش‌هایی برای رسیدن به شعر منثور انجام داده اما، در نهایت موفق نبوده است؛ هر چند به گفته دکتر شفیعی کدکنی درک درستی از مفهوم منثور داشته است. (زرقانی؛ ۱۳۸۴: ۳۲۲) به نظر می‌رسد: وی در حوزه زبان شعر دچار رفتار افراطی شده؛ علاوه بر آن، تجربه شعری‌اش را قبل از رسیدن مرحله پختگی رها کرده است؛ در حالی که شاملو شعر منثور را جدی گرفت و برای تکامل آن تلاش کرد و همچنین تئوری و زیبا شناسی تعریف شده‌ای برای شعر سپید داشت که دیگران از آن محروم بودند. (همان: ۳۲۱)
شاملو در شیوه خود از منابع مختلفی تأثیر پذیرفته است. یکی از این منابع، نثر آهنگین قرن چهارم و پنجم است. منبع دیگری که شاملو برای شکل دادن به قالب شعرش از آن استفاده کرده، ترجمه عهد عتیق و عهد جدید (تورات) است؛ شاملو برخی اشعار خود را به شکل آیه‌های تورات نوشته است؛ اما فکر آزاد کردن یکسره شعر از قید و بند وزن را از غرب گرفته است. (براهنی؛ ۱۳۸۰: ۹۰۴-۹۰۶)