اصلاح طلبان منطقه گرا با بررسی و انتقاد از نحوه مدیریت مناطق کلان شهری در وضع موجود مباحث خود را مطرح ساختند. آنها ساختار نهادی موجود را که در بردارنده تعداد زیادی نهاد دولتی محلی(از جمله شهرداری ها، و مؤسسه های تک منظوره) بود، زیر سؤال بردند و مشکلات مناطق کلان شهری را به آن نسبت دادند. از نظر آنها مسئله بنیادی و مشکل اصلی، همان ساختار تفکیک یافته محسوب می شد. ناکارائی و مؤثر نبودن در ارائه خدمات کلان شهری به دلیل عدم هماهنگی بین نهادهای موجود بود. یکی از مسائل مورد توجه این مکتب، نابرابری مالی بین شهرداری های موجود بود. از نظر آنها خدمات عمومی محلی با بی عدالتی و نابرابری تقسیم می شد که انعکاسی از تفاوت های اقتصادی موجود در بیت شهرداری های مختلف یک منطقه کلان شهری است. در عرصه طرح های شهری نیز وجود نهادهای محلی متعدد و ناهماهنگ موجب تهیه طرح های متعدد، ناهماهنگ و حتی متضاد می شود. بر این اساس، طرفداران دیدگاه اصلاح طلب به این نتیجه رسیدند که ساختار موجود نیاز به اصلاح و سازماندهی مجدد دارد. از این رو خواستار یکپارچگی در نظام تصمیم گیری و مدیریت شدند و راه حل را در تشکیل ساختاری فراگیر دیدند که کل منطقه را پوشش می دهد.
مکتب انتخاب عمومی:
این دیدگاه مکتب درست نقطه مقابل دیدگاه اصلاح طلب یعنی حمایت از ساختار نهادی منفک(وضع موجود) و مخالفت با ایجاد ساختارهای بزرگ دولتی است. از میان شاخه های فکری این مکتب دو شاخه مطرح تر است. اولی وجود دولت های محلی متعدد را به دلیل رعایت اصول دموکراسی محلی دارای اهمیت می داند. این اصول شامل نمایندگی، استقلال و مشروعیت است. فرض بر این است که دولت های محلی متعدد به خاطر نزدیکی بیشتر با مردم دموکراتیک تر هستند.
دومین شاخه از این مباحث، مبتنی بر اصول اقتصاد کلاسیک بود که چارلز تیبوت آن را مطرح کرده و به وسیله پیروانش ترویج یافت که در آن دلایل متعددی برای حفظ ساختار منفک ارائه می شد. طرفداران این مکتب، تشکیل دولت های کلان شهری را به دلیل مضرات آن رد می کردند. آنها تک مرکزی بودن دولت های کلان شهری در بسیاری از خدمات شهری را رد کردند، زیرا معتقد بودند در چنین حالتی نه نوآوری به وجود می آید و نه کاهشی در هزینه تولید. همچنین طرفداران این مکتب معتقد بودند که وجود نهادهای متعدد برای ارائه خدمات، امکان انتخاب بیشتری برای شهروندان به وجود می آورد.
دیدگاه های اخیر در مدیریت کلان شهری:
دیدگاه نو منطقه گرایی:
این دیدگاه بار دیگر بر روی ساختار نهادی منکف، متمرکز شده و به انتقاد بیشتر از ساختار تفکیکی نهادی پرداخته است. این دیدگاه نیاز به ساماندهی مجدد نهادی را به طور جدی مطرح کرده و متعدد است که در شرایط جدید اقتصاد جهانی نیاز به یکپارچه سازی نهادی برای جذب منافع و دفع زیان های جهانی شدن وجود دارد.
حکمروائی کلان شهری- الگوی پیشنهادی دیدگاه نومطقه گرائی تلقی می شود. طرفداران اصلاح طلبی در زمان حاضر از حمایت شیوه های سنتی اصلاح ساختار دولتی به ویژه مدل کلان شهری کلاسیک دست کشیده اند و ناکار آمدی چنین ساختارهای حجیمی را در شرایط کنونی پذیرفته اند. در این الگو به جای تأکید بر ساختارهای پر حجم، تدکید بر فرایندهای همکاری و مشارکت است.
در الگوی جدید تأکید زیادی بر نقش نهادهای دولتی از جمله ساختارهای شبکه ای غیر رسمی که برخاسته از جامعه مدنی هستند، شده است. همچنین همکاری داوطلبانه بین مدیریت های محلی و بستن قراردادها و توافق نامه بین نهادهای محلی مورد تأکید است.
در الگوی حکمروایی کلان شهری- بر اساس شرایط کنونی- وظایف عمدتاً حول دو محور قرار دارد.
از یک طرف توجه به توسعه اقتصادی و نقش منطقه کلان شهری در اقتصاد جهانی که تشدید مزیت های رقابتی آن و تلاش برای کسب رتبه ای شایسته در منطقه از اهداف آن است و از طرف دیگر، وظایفی که مربوط به قلمرو درونی منطقه است و شامل هم اندیشی و چاره جویی در مسائل زیست محیطی، خدمات و زیر ساخت های منطقه ای، برقراری عدالت توزیعی و مسائل اجتماعی- فرهنگی با مشارکت تمامی کنشگران است(صرافی، ۱۳۸۳: ۱۴)
پیشینه تحقیق:.
 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.