در مقابل در دسته دوم تعاریف از سرمایه اجتماعی به عنوان منبعی که در جهت منافع افراد به کار می افتد، یاد می شود. سرمایه اجتماعی به منابع قابل دسترس در درون اختارهای اجتماعی از قبیل اعتماد، هنجارهای روابط متقابل و هدف متقابل که افراد را برای انجام کنش جمعی آماده می کند اشاره دارد و به عنوان محصول فرعی روابط اجتماعی و درگیری مدنی در سازمان های رسمی و غیر رسمی ظهور می کند.(۳۳: ۲۰۰۱، Kawachi) برای نمونه کلمن سرمایه اجتماعی را نوع خاصی از منابع اجتماعی می داند که در دسترس کنشگران قرار می گیرد و بر خلاف دیگر انواع سرمایه، در ساختار روابط میان کنشگران تعبیه شده است.(کلمن، ۱۳۷۷، ۹۸).
کلمن سرمایه اجتماعی را چنین تعریف می کند: سرمایه و منابعی که افراد و گروه ها از طریق پیوند با یکدیگر و با توجه به نوع ارتباطات می توانند به دست آورند.(۱۹۹۸: ۲۳،Colaman).
در رویکرد دیگری برای دسته بندی تعاریف از عبغارات نگاه فرهنگی و نگاه سرمایه گذاری بهره برده اند.(۳: ۲۰۰۱،Raiser and et al) در نگاه فرهنگی، سرمایه اجتماعی زائیده ویژگی های تاریخی و فرهنگ جامعه است و حفظ ترویج آن مستلزم یک بستر فرهنگی مناسب است.
پیربوردیو(۱۹۸۶) یک از نمایندگان این دیدگاه است. او معتقد است که ارتباطات و تعاملات اجتماعی، سرمایه را به یک مثابه یک میدان اجتماعی و روانی که به صورت بین الاذهانی نسبت به آن آگاهی وجود دارد، مطرح می کند. به غاین معنی در شکل گیری سرمایه اجتماعی علاوه بر ساخت های اجتماعی، افراد و میدان روانی آنها نیز تعیین کننده است.
نهایتاً در نگاه سرمایه گذاری که بیشتر در نظریات مبادله و کنش عقلایی پیگیری می شود، افراد برای منافع میان مدت و بلند مدت خود از منافع آنی چشم پوشی می کنند و موقتاً خیرخواهی را در روابط خود پیشه می کنند. در هر صورت اینکه مشارکت فرد در امور جمعی، نتایج مثبتی برای خود او و جامعه دارد ایده جدیدی نسبت به گفته پورتس نوآوری این مفهوم در قرار دادن این اندیشه در چارچوب مفهومی سرمایه است.(Portes,1998:24).
سرمایه:
سرمایه یکی از اجزاء تابع تولید است که پایه ای ترین ابزار تئوری اقتصادی برای تبیین منشء ثروت است. چه در شکل کلاسیک تابع تولید(که محصول تابعی از سرمایه، نیروی کار و زمین بود) و چه در اشکال اصلاح شده آن، سرمایه آنچه را شامل می شود که در فرآیند تولید جریان دارد، از تولید نتیجه می شود و برای تولید بیشتر به کار گرفته می شود. “سرمایه آن گونه که در جامعه شناسی، حقوق و اقتصاد به آن ارجاع داده می شود از چهار ویژگی عمده برخوردار است:
۱- واحدهای سرکایه مالک شخصی دارند و حقوق مالکیت آنها توسط قانون به رسمیت شناخته شده
۲- سرمایه زمانی به منزله سرمایه فعال می شود که امیدی برای بازگشت آن وجود داشته باشد.
۳- به تملک درآوردن سرمایه با چشمداشت به یک چنین بازگشتی است.
۴- به جریان افتادن سرمایه عموماً به کاهش یا تضعیف کارکرد آن می انجامد و توانایی بازگشت بالقوه آن معمولاً به این امر نیاز دارد که بخشی از برگشت سرمایه برای بازسازی یا نوسازی ذخیره سرمایه مورد استفاده قرار گیرد”.(تاجبخش، ۱۳۸۲: ۲۸).
اشکال سرمایه:
در سال های اخیر بانک جهانی بر چهار نوع سرمایه به عنوان چهر جزء تشکیل دهنده ثروت مال در ارتباط توسهعه پایدار مربوط می شود.
سرمایه طبیعی: یعنی موجودی دارایی های محیطی مثل زمین، آب، جنگل، معادن، گیاهان و جانوران که به بعد محیطی توسعه پایدار مربوط می شود.
سرمایه تولید شده(یا بشر ساخت): که معمولاً ماشین آلات، کارخانه ها، ساختمان ها و تجهیزات زیربنایی مثل خطوط راه آهن و جاده ها است و بر بعد اقتصادی توسعه پایدار دلالت دارند.
سرمایه انسانی: ظرفیت سازنده افراد که بر مهارت، آموزش و بهداشت مبتنی است و همراه با سرمایه اجتماعی، بعد اجتماعی توسعه پایدار تشکیل می دهد.
سرمایه اجتماعی: شبکه ها، انجمن ها و مؤسساتی که با هنجارهای مشترک و روابط متکی بر اعتماد شکل می گیرند و همکاری را تسهیل می کنند.(World Bank,1997:17).
علاوه بر این، استعاره سرمایه، به عرصه های دیگر حیات انسانی امتداد یافته و شواهد پیدایش و گسترش ترکیباتی چون سرمایه فرهنگی و سرمایه نمادین(Bourdieu,1986:248) و یا سرمایه روشنفکرانه(Nahapiet ^Ghoshal,1998:23) هستیم هر چند مقاومت هایی هم وجود دارد. به طور نمونه در ارتباط با سرمایه اجتماعی کسانی چون سولو[۳۲](۱۹۹۵) با اطلاق نام سرمایه به این نوع از تسهیل کننده های تولید مخالفند و چالش هایی در مورد شیوه سرمایه گذاری و اندازه گیری انباشت این شکل سرمایه مطرح می کنند با این وجود موافقان این بحث دلایل دیگری بر می شمارند.(Palakrthi,2001:6).
اول اینکه مانند دیگر انواع سرمایه، سرمایه اجتماعی نیز منبعی است با امکان سرمایه گذاری برای انتظارات آینده و همراه بازدهی و نااطمینانی. سرمایه گذاری در ساختن شبکه های روابط خارجی، کنشگران را در جهت دستیابیی به اطلاعات و قدرت توانمند می سازد و توسعه شبکه های درونی به کنشگران جمعی امکانات تقویت هویت جمعی و کارهای مشارکتی را فراهم می نماید. به عبارت دیگر همیشه نمی توان از سرمایه اجتماعی به عنوان یک دارایی برون زا و غیر قابل کنترل یاد کرد.
دوم اینکه سرمایه اجتماعی مانند گونه های دیگر سرمایه، چند منظوره و تبدیل پذیر است. شبکه های دوستانه کنشگران اجتماعی مانند گونه های دیگر سرمایه، چند منظوره و تبدیل پذیر است. شبکه های دوستانه کنشگران اجتماعی مانند سرمایه

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

های فیزیکی می تواند برای اهداف متفاوت به کار گرفته و به تولید کمک می کند. همچنین منافعی که فرد از جایگاهشان در شبکه می برند قابل تبدیل به دیگر انواع سرمایه و به ویژه سرمایه اقتصادی است. به همین دلیل اعتماد و اعتبار را گاه به عنوان جایگزین سرمایه مالی مطرح می کنند. بوردیو معتقد است که استراتژی های تبدیل سرمایه ها به همدیگر متأراز تغییر در ساختار فرصت های سودی است که هر یک ارائه می کنند( Bourdieu,1986:249).
به عنوان دلیل سوم به جایگزینی یا مکمل بودن سرمایه اجتماعی برای دیگر اشکال سرمایه اشاره شده است. عوامل اقتصادی می توانند گاه کمبود سرمایه اقتصادی یا انسانی خویش را با روابط اجتماعی قوی جبران کنند.
چهارم اینکه سرمایه اجتماعی نیز مانند سرمایه فیزیکی و انسانی(و بر خلاف سرمایه مالی) نیازمند حفاظت و هزینه نگخپهداری است باید به طور متناوب بازسازی و تقویت شود. هر چند این سرمایه(همچون سرمایه انسانی) نرخ استهلاک قابل پیش بینی ندارد. به عبارت دیگر سرمایه اجتماعی مانند دانش و مهارت یا برخی انواع کالاهای عمومی با عدم استفاده هم ممکن است دچار استهلاک شود.
باید توجه داشت که سرمایه اجتماعی(در معنای مصطلح آن) هیچ کدام از چهار ویژگی عمومی سرمایه را ندارد در واقع:
۱-سرمغایه اجتماعی موضوع مالکیت فردی نیست و حتی شکل جمعی آن نیز از پشتوانه حقوقی برخوردار نیست. این سرمایه همچون امنیت پارک ها یا پاکی هوا یا کالاهای جمعی است. و هر چند قابلیت منحصر کردن را دارد اما استفاده از آن غیر رقابتی است.
۲- با وجودی که سرمایه اجتماعی نیز بازگشت دارد، اما این بازگشت به منزله تولید ثانوی یا ضمنی آن است و معمولاً هدف اصلی سرمایه اجتماعی را تشکیل نمی دهد.
۳- بحث سرمایه گذاری و بیرون آوردن سرمایه وقتی بر سرمایه اجتماعی ناظر است به صورت آزادی صورت نمی پذیرد. در واقع پدید آمدن سرمایه اجتماعی ناشی از عمل ارادی فرد یا جمع نیست. بلکه چیزی است که به ارث می رسد و منشء آن در گذشته ناشناخته ای قرار دارد. سرمایه اجتماعی ممکن است به واسطه برخی فعالیت ها رشد یابد یا پیراسته شود اما تردید وجود دارد که به واسطه مهندسی اجتماعی تولید می شود.
۴- سرمایه اجتماعی بر خلاف سرمایه فیزیکی(اما همچون برخی سرمایه های انسانی) به دلیل اینکه مصرف می شود نقصان نیافته و چه بسا که افزایش یابد.
وجوه تمایز و تشابه اشکال سرمایه:
شولر(۱۹۹۶) تفاوت سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی را در موارد زیر دسته بندی می کند:
۱- سرمایه انسانی بر عامل فردی تکیه دارد در حالی که سرمایه اجتماعی بر شبکه ها و روابط بین آنها متکی است.
۲- سرمایه انسانی فرض را بر منطق اقتصادی و شفاف بودن اطلاعات قرار می دهد، در حالی که سرمایه اجتماعی ارزیابی خود را از دیدگاه ارزش ها و هنجارهایی می نگرد که به طور اجتماعی شکل گرفته اند.
۳- سرمایه انسانی داده ها را بر اساس سال های آموزش یا تعداد مهارت های افراد اندازه گیری می کند، اما سرمایه اجتماعی استحکام تعهدات دو جانبه بین افراد وگروه ها و مشارکت مدنی را مبنای اندازه گیری قرار می دهد.
۴- سرمایه انسانی بازده را بر اساس درآمد فرد و یا سطوح بهره وری اندازه گیری می کند، در حالی که سرمایه اجتماعی بازده را بر اساس کیفیت زندگی[۳۳]مورد سنجش قرار می دهد.(نقل از شریفیان ثانی، ۱۳۸۰: ۱۰).
کلمن(۱۹۹۰) بیان می دارد که به مانند سرمایه فیزیکی که با ایجاد تغییرات درمواد برای شکل دادن به ابزارهایی که تولید را تسهیل می کنند به وجود می آید، سرمایه انسانی با تغییر افراد برای دادن مهارت ها و توانایی ها به آنها پدید می آید و شیوه و قدرت تولید افراد را بالا می برد. سرمایه اجتماعی نی زهنگامی به وجود می آید که روابط افراد به شیوه ای دگرگون شود که کنش را تسهیل می کند.
سرمایه فیزیکی کاملاً محسوس بوده و در ماده تجسم می یابد. سرمایه انسانی که در دانش و مهارت ها تجسم می یابد کمتر محسوس بوده و سرمایه اجتماعی که در روابط بین افراد مجسم می شود حتی از این نیز کمتر محسوس است. سرمایه فیزیکی و سرمایه اجتماعی فعالیت تولیدی را تسهیل می کنند و سرمایه اجتماعی نیز مانند آنها عمل می کند. مثلاً گروهی که افرادش قابل اعتماد هستند و به یکدیگر اعتماد می کنند خواهد توانست کارهایی بسیار بیشتر از گروهی که فاقد آن قابلیت اعتماد است انجام دهد.(کلمن، ۱۳۷۷: ۴۶۵).
کلمن تمایز بین سرمایه اجتماعی و انسانی را با نموداری مانند شکل (۱-۲) نمایش می دهد که روابط بین سه فرد(A, B, C) را مطرح می کند. سرمایه انسانی در نقاط تقاطع قرار دارند و سرمایه اجتماعی در خطوطی که این نقاط را به هم متصل می کنند واقع می شود. سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی اغلب مکمل یکدیگر هستند. مثلاً اگر B کودکی باشد و A بزرگسالی که پدر یا مادر B خواهد بود، برای اینکه A به پیشرفت و رشد شناختی B کمک کند، باید هم در نقطه تقاطع و هم در خطوط ارتباطی سرمایه وجود داشته باشد. به عبارذت دقیق تر، در این فرایند، سرمایه انسانی باید در اختیار A و سرمایه اجتماعی در رابطه بین A, B وجود داشته باشد.
شکل۲-۷: ساختار سه نفری؛ سرمایه انسانی در نقاط تقاطع و سرمایه اجتماعی در روابط (۱۰۰: ۱۹۹۸،Colman).
A