مقتدرسازی سه ویژگی عمده دارد: چند بعدی است، کنشی اجتماعی است و نوعی فرایند است. چند بعدی است زیرا در ابعاد اجتماعی، روانی و اقتصادی و در سطوح مختلف فردی، گروهی و اجتماعات به وقوع می پیوندند. نوعی کنش اجتماعی است زیرا در تعامل با دیگران رخ می دهد و بالاخره نوعی فرایند است زیرا در جریان وقوع رشد می کند. “اقتدار درجات مختلفی دارد. زیمرمن و راپاپورت این تقسیم بندی را در سه سطح اقتدار فردی یا روانی، اقتدار سازمانی و اقتدار اجتماعی مطرح می کنند”(یزدان پناه: ۱۳۸۲: ۱۳۳).
اقتدار فردی یا شخصی، توانائی تصمیم گیری و کنترل بر زندگی شخصی خود و ارتباط بین احساس صلاحیت فردی و علاقه و اشتیاق به اقدام در قلمرو عمومی است. اقتدار اجتماعی زمانی متجلی می شود که هم افراد و هم سازمانها دارائیهای خود را در تلاشی مشترک برای نیل به اهداف جمعی به کار گیرند. لبنابراین اقتدار اجتماعی شهروندان در تعامل با محیط، سایر ذینفعان، تصمیم گیرندگان و ساختارهای موجود در جامعه مفهوم پیدا می کند.
آنچه که در این فرایند اهمیت می یابد، اعتماد و ایجاد اطمینان در درون اجتماعات و بین هر اجتماع و سایر مؤسسات است. این عامل زیربنای سرمایه اجتماعی است که خود از پیش شرط های اصلی ایجاد ظرفیت مشارکت و افزایش قدرت شهروندی به شمار می آید.
ارنشتاین و نردبان مشارکتی شهروندی
به عقیده ارنشتاین در پایین ترین سطح هیچ قدرتی برای شهروندان نمی توان تصور کرد و در واقع، عدم مشارکت را نشان می دهد. بر اساس نظر وی بعضی از سازمان های دولتی، تشکل های ساختگی از مشارکت را تدارک دیده اند که هدف واقعی آنها، آموزش شهروندان برای قبول کارهایی است که از قبل تکلیفش روشن شده است. در پلکان بعدی، شکل دیگری از عدم مشارکت معرفی می شود که درمان نام گرفته است. این نوع عدم مشارکت هم غیر صاداقانه و هم خودخواهانه است. در اینجا هدف پیدا کردن راه چاره ای برای دیدگاهها و رفتارهایی است که مؤسسه خودش با آنها موافق نیست، اما زیر سرپوش نظر خواهی از شهروندان چنین چیزی را اعلام می کند.
پله دیگر این نردبان که به عنوان یک قدم اولیه توجیه شدنی است، اطلاع رسانی و مشاوره است. آگاه کردن شهروندان از حقایق موجود در مورد برنامه های حکومت و حقوق و مسئولیت های آنان و راهکارهای موجود، به خصوص اگر طوری طراحی شده باشد که جریان یک سویه نباشد، گامی مثبت در جهت حرکت به سوی جلب مشارکت شهروندان به شمار می آید. مشاوره و کسب نظر شهروندان در صورتی که واقعی باشد، مفید است. ولی اگر تنها روش مشارکت باشد، نقش زیادی در تضمین به کار گرفتن دیدگاههای شهروندان به طور مؤثر و جدی نخواهد داشت و شهروندان نیز فاقد این قدرت خواهند بود که ناظر به کارگیری دیدگاهایشان به وسیله قدرتمندان باشند. بر اساس پله ای از نردبان تحت عنوان«تسکین بخشیدن» مدلی از مشارکت ارائه می شود که نتیجه اش بهره مند شدن شهروندان ضعیف از سهمی است که از طریق آن خشمشان فرو نشیند و به طور موقت تسکین یابد. این مدل برای مشارکت واقعی رضایت بخش به نظر نمی رسد. (شریفیان ثانی، ۱۳۸۰: ۴۴).
ارنشتاین این سه پله نردبان مشارکت را زیر عنوان مساوات طلبی نمایشی قرار می دهد. به عبارت دیگر هنوز اقتدار یافتن شهروندان در مفهوم کنترل آنان بر برنامه ها و اجرای آن تحقق نمی یابد و حق تصمیم گیری نهایی برای صاحبان آن قدرت باقی م یماند. در بالاترین پله های این نردبان، شرکت، قدرت تفویض شده و کنترل شهروندی به عنوان شکل های واقعی تری از مشارکت شهروندی شناسایی و مطرح می شود.ارنشتاین مشارکت واقعی را در بالاترین جایگاه نردبان یعنی کنترل شهروندی می بیند، زیرا آن را نشانگر توزیع قدرتی می داند که از طریق مذاکره به دست می آید. اما مخالفان کنترل شهروندی بحث های زیادی را مطرح کرده اند از جمله اینکه چنین نظارتی از سوی شهروندان به طور جدی سد راه ارائه خدمات محوری می شود. همچنین ممکن است هزینه بر ونارسا باشد و امکان سوء استفاده به افراد فرصت طلب بدهد. ولی امروزه همکاری بخش عمومی، خصوصی و غیر دولتی امری مورد پسند و مطلوب به شمار می آید. (شریفیان ثانی، ۱۳۸۰: ۴۶).
نردبان هشت پله ای مشارکت شهروندان ارنشتاین به روشن شدن نکته ای کمک می کند. آن اینکه مشارکت شهروندان در سطوح مختلف و درجات متفاوت تحقق می یابد. به عبارت دیگر بین وارد شدن در مشارکتی تشریفاتی و ساختگی و مشارکتی که نشانگر قدرت واقعی برای اثر گذاشتن بر نتایج فرایند مشارکت است، تفاوت وجود دارد.
شکل ۳-۲: مدل نردبان مشارکت ارنشتاین

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

۸ اختیار شهروندان Citizen Control قدرت شهروندان
۷ قدرت تفویض شده Delagated Power
۶ شراکت Partnership
۵ تسکین بخشیدن Placation مشارکت جزئی
۴ مشاوره Consulation