خرده نظام فرهنگی
خرده نظام فرهنگی شامل نمادها، ایده ها، سلیقه ها و قضاوتهاست و کارکرد آن حفظ و نگهداری الگوهای عمل درون نظام کنش است.
جوهره اصلی فرهنگ، اندیشه ها و روابط منطقی و اجتماعی(از نوع گفتمانی) بین آنهاست. می توان برای فرهنگ دوازده عنصر اساسی بر شمرد.
۱٫تمثال که رابطه تشابهی یا تمثیلی بین دو را بیان می کند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

  1. شاخص، علائمی که رابطه بین دو چیز را نشان می دهد.(ابر و باران)
  2. نماد، علامتی که رابطه قرار دادی بین دو چیز را نشان می دهد(چراغ قرمز و توقف)
  3. باورها، مجموعه هایی اساسی در اندیشه ها هستند پیرامون اینکه جهان از جمله جهان اجتماعی چیست؟ این باورها به صورت حقیقتی غیر قابل تردید پذیرفته شده اند.
  4. ارزش ها: مجموعه ای از پنداشت های اساسی نسبت به آنچه پسندیده است. که تجلی عمیق ترین احساسات مشترک نسبت به جهان در جامعه هستند. ارزش هایی که در حوزه فرهنگ وجود دارند، بیشتر مقاوم و پایدار در مقابل تغییرند و بیشتر جنبه ماهوی و اظهاری دارند و مصرف آنها در روابط اجتماعی باعث افزایش و تکثیر آنها در جامعه می شود. مانند عزت، احترام تعهد، معرفت، دوستی، اعتماد و صداقت. اما ارزش های حوزه اقتصاد و سیاست بیشتر متغیر و ابزاری هستند و مصرف آنها در روابط اجتماعی باعث تنزل و کاهش آنها در جامعه می گردد مثل زر و زور.
  5. تکلیف: وظیفه انسان در قبال دو جهان اجتماعی اثباتی و مذهبی است.
  6. فن شناسی: که در پاسخ به سؤال«چگونه انجام می شود؟» مطرح می شود. فن، دانش چگونه ساختن و چگونه انجام دادن، کم و کیف اندیشه های فنی فرهنگ یک جامعه گویای سطح پیشرفت، ابزارسازی و تعقل گرایی آن جامعه است.
  7. معرفت شناسی: که به نحوه کسب شناخت از جهان اطراف و پاسخگویی به سؤالات ماوراء الطبیعی اشاره دارد.
  8. کنش ارزشی: که مسئولیت عمده تولید اندیشه و علائم را در چارچوب ارزش کلی به عهده دارد.
  9. کنشگر: ضمن اینکه عامل و مجری کنش ارزشی است، حائز نفع معرفتی و یکی از حاملین اصلی فرهنگی است. نقش کنشگر به عنوان عامل کنش و حاصل اندیشه در روابط تأثیر و تأثری علی در نظام فرهنگی و اجتماعی قابل توجه است.
  10. رابطه موظفی: به لحاظ تحلیلی یکی از عناصر اصلی نظام فرهنگی است. آنجا که اندیشه ها و علائم در ارتباط منطقی با یکدیگر قرار می گیرند.
  11. روابط گفتمانی: که از طریق آن، اندیشه ها و علائم به صورتی استدلالی توزیع، مبادله و منتشر می شوند و منجر به نوعی مفاهمه فرهنگی داوطلبانه می شوند.(چلبی،۶۰:۱۳۷۷)

پارسونز برای تمایز نظریه کنش خود از نظریات اثبات گرایان بر فرهنگ تأکیدی موکد گذاشت. پارسونز با عنوان کردن متغیرهای الگویی به مثابه جهت گیری های ارزشی عام و کنترل کننده هنجارها در نظام اجتماعی و تصمیم گیری های فردی در نظام شخصیت، ظاهراً برای«الگوهای مسلط جهت گیری های ارزشی در فرهنگ» اهمیتی قابل ملاحظه در فرهنگ قایل می شود. از همین رهگذر پارسنز
نظام فرهنگی را عامل کنترل سایبرنتیک در نظام های اجتماعی و شخصیتی می داند.(همیلتون، ۱۳۷۹: ۱۳۱).
«فرض اساسی در سایبرنتیک آن است که عناصری از نظام که مجهز به اطلاعات بیشتر هستند، عناصر دارای انرژی بالا را کنترل می کنند. از این منظر ارگانیسم رفتاری تأمین کننده انرژی نظام شخصیت است که به نوبه خود نظام اجتماعی را تأمین می کند و نظام اجتماعی با سازماندهی منزلت ها و نقش ها، شرایط تأمین انرژی نظام فرهنگی را فراهم می آورد. بر عکس فرهنگ جهت گیری ارزشی را به مثابه اطلاعات برای نظام اجتماعی تأمین می کند و نظام اجتماعی آنها را در قالب هنجارهای کنترل کننده بازیگر در زمینه ایفای نقش سازماندهی می کند و این هنجارها کنترل اطلاعاتی بر فرآیند انگیزش و تصمیم گیری فردی نظام شخصیت را تأمین می کنند و نظام شخصیت نیز به نوبه خود کنترل اطلاعاتی را بر فرآیندهای فیزیولوژیکی و عصبی در ارگانیسم رفتاری فراهم می آورد».(همیلتون، ۱۳۷۹: ۱۵۶).
پارسونز نظام های فرعی را در مبادله با همدیگر می بیند. هر یک از این نظام ها با یک ابزار مبادله وارد بازار مبادله می شوند. ابزار مبادله در اقتصاد پول، در سیاست قدرت، در اجتماع تعهد و در فرهنگ معرفت است.
شکل شماره ۲-۱- مراتب کنترل سایبرنتیک به زبان تصویر

ابعاد ابزاری زیر نظامها تبادل های سایبرنتیک
L حفظ الگوها
I انسجام
G هدف یابی
A انطباق
نظام فرهنگی
نظام اجتماعی
نظام شخصیت
ارگانیسم رفتاری