“تمایل به مشارکت اجتماعی[۴] عبارت است از شرکت کم و بیش آشکار در حیات اقتصادی و گذران اوقات فراغت، فرهنگ، تقبل مسئولیت های سیاسی، مدنی و نظایر آن”.(محسنی تبریزی، ۱۳۷۵: ۱۰۳).
“تمایل به مشارکت اجتماعی از انواع مهم مشارکت محسوب می شود. گرچه تمامی اشکال مشارکت دارای نوعی رابطه اجتماعی اند و از این رو بحث جامعه شناختی به شمار می آیند، عرصه هایی در زندگی جمعی وجود دارد که آنها را از خرده نظام اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جدا می کند. چنین عرصه هایی به عمل متقابل گروههای اجتماعی با محیط پیرامونشان مربوط است”.(سعیدی، ۱۳۸۲: ۱۲).
“تمایل به مشارکت اجتماعی را می توان فرآیند سازمان یافته ای دانست که افراد جامعه به صورت آگاهانه، داوطلبانه و جمعی با در نظر داشتن هدف های معین و مشخص، که منجر به سهیم شدن در منابع قدرت می گردد، تعریف کرد. نمود این مشارکت وجود نهادهای مشارکتی چون انجمن ها، گروه ها، سازمان های محلی و غیر دولتی هستند”.(ازکیا و غفاری، ۱۳۸۰: ۱۶).
“تمایل به مشارکت اجتماعی فرایندی است که از طریق آن اجتماع، جماعت یا گروه با هم می پیوندند تا عملکردهای مورد انتظار یا مورد نیاز را به اجرا در آورند. مشارکت اجتماعی همچنین فرآیندی است که از طریق آن شخصیت انسان شکل می گیرد و فرد برای زندگی گروهی و اجتماعی آماده می شود”.(سعیدی،(به نقل است نوگورانی)، ۱۳۸۲: ۱۲).
“مشارکت اجتماعی را در پیوند با انجمن های داوطلبانه و گروه های غیر دولتی می دانند.«تمایل به مشارکت اجتماعی دلالت بر گسترش روابط بین گروهی در قالب انجمن های داوطلبانه، باشگاهها، و گروههایی دارد که معمولاً خصلتی محلی و غیر دولتی دارند، که در قالب سیاست های اجتماعی مشارکت و درگیر ساختن مردم در فرایندهای مختلف را هدف خود می دانند. به عبارتی تمایل به مشارکت اجتماعی بر آن دسته از فعالیت های ارادی دلالت دارد که از طریق آنها اعضای یک جامعه در امور محله، شهر و روستا شرکت کرده و به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در شکل دادن حیات اجتماعی مشارکت دارند”.(ازکیا و غفاری، ۱۳۸۰: ۱۵).
“مبارزه مشترک افراد برای حق تشکیل انجمن ها، اجتماعات، سازمان های داوطلبانه و غیر دولتی به عنوان حقوق اولیه شهروندی از مظاهر مهم تمایل به مشارکت اجتماعی به شمار می آیند”.(سعیدی(به نقل از پیران) ۱۳۸۲: ۱۲).
برخی از صاحبنظران مشارکت را با دایره شمول گسترده تری تعریف کرده اند.«مشارکت اجتماعی به درگیری و فعال گرایی فرد و محیط اجتماعی اش راجع است. این فعال گرایی می تواند در شبکه های بین فردی یا سازمان ها روی دهد. این درگیری و فعال گرایی می تواند در مدرسه، بیمارستان، محل کار، اجتماعات قومی، روابط همسایگی و اجتماعات مذهبی یا ملی روی دهد. تمایل به مشارکت اجتماعی می تواند در علاقه به عضویت در گروهی خاص و در رابطه با دیگران برای حمایت روانی از آنها، کمک مالی یا کمک های غیر رسمی یا فعالیت برای تأسیس یک گروه داوطلبانه ظهور یابد».(۱۹۸۶:۱۷، Bourdieu).
برخی از نظریات نیز ناظر بر تعریف مصداقی مشارکت اجتماعی است.« مشارکت اجتماعی عضویت افراد در گروههایی خارج از خانواده، صحنه سیاسی و گروه های محل کار را شامل می شود. به طور خاصی مشارکت در گروه های مبتنی بر قومیت، نژاد و روابط خانوادگی، نظام سیاسی جامعه، جنس و جنسیت، سن، تجارت و حرفه، شغل و طیقه اجتماعی را شامل نمی شود. در واقع سازمان های مرتبط با این فعالیت ها ممکن است یک جنبه از فعالیت مشارکتی باشد اما مبنای مشارکت اجتماعی نیستند».(Helly,1997:13)
نقطه مشترک دو تعریف اخیر«فعالیت داوطلبانه»[۵] است. هر فعالیتی که ورود و خروج از آن داوطلبانه باشد داخل تعریف«مشارکت اجتماعی» است.
در تعریف مشارکت اجتماعی دیدگاههای گوناگونی وجود دارد، اما همه بر این نکته اتفاق نظر دارند که مشارکت، همراهی(به شکل های گوناگون و در مراتب مختلف مانند آگاهی از کار، همراهی در تصمیم گیری، همراهی اجرایی در قالب کمک های مالی و غیر مالی) در پدیده ای عینی همچون طرح های خاص اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی است.[۶]
ویژگی های مشارکت:
محققان ویژگی های مختلفی برای مشارکت قائل شده اند که لازم است به این ویژگی ها توجه داشت و در موارد ذیل خلاصه گردیده است:
بسیاری از محققین آزادی و برابری انسان ها را ویژگی اصلی مشارکت می دانند. در یک نظام مشارکتی فرض بر این است که مردم باید فرصت مناسب برای تأثیر گذاردن بر سیاستها و بدست اوردن مشاغل عمومی را داشته باشند، و دولت نیز باید امکان رقابت را بر اساس شایستگی های افراد ترتیب دهد.(نویمان، ۱۳۷۳: ۶۷).
«مشارکت حق مردم است و بیش از هر چیز احتیاج به اقدام آگاهانه از سوی خود آنها دارد. مشارکت امری تحصیلی یا دعوتی نیست بلکه نوعی توان بخشی به گروههای ضعیف، توأم با اعطاء قدرت فراگیر به آنهاست».(اوکلی و مارسدن، ۱۳۷۰: ۶۸).
مشارکت یک فرایند است نه محصول ثابت و نهایی توسعه. مشارکت عامه در ارتباط با نوعی دموکراسی سیاسی و نیز بکارگیری فرایندهای تغییر اجتماعی و رشدی که واژه توسعه به آن اشاره دارد، مفهوم پیدا می کند.(اوکلی و مارسدن، ۱۳۷۰: ۱۳).
مشارکت دارای پیامدهای دو سویه می باشد. زیرا معنی واقعی مشارکت این است که تنها توده ها نیستند که رنج می کشند، بلکه هیات اجتماع از منابع بالقوه ای که باید در خدمت آنها قرار گیرد، بی نصیب می گردد. اگر بنا است که مشارکت مؤثر باشد، تغییراتی بنیادی را در اندیشه و عمل می طلبد که باید از درون ج

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

امعه بجوشد، و در قالب هایی پایدار و مقبول جامعه و دولت تبلور یابد. (اوکلی و مارسدن، ۱۳۷۰: ۶۷).
اگر چه مسأله مشارکت در معنای وسیع کلمه در بر گیرنده انواع کنش های فردی و گروهی به منظور دخالت در تعیین سرنوشت خود و جامعه و تأثیر نهادن بر فرایندهای تصمیم گیری درباره امور عمومی است اما اغلب منابع و متون موجود در زمینه مشارکت آن را بیشتر در قالب مشارکت سیاسی مورد مطالعه و بررسی قرار می دهند. در واقع به معنای وسیع کلمه مشارکت به عنوان دخالت افراد در حیات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه مورد توجه می باشد.
تحول مشارکت: مشارکت سنتی و جدید
در بررسی تمایل به مشارکت اجتماعی لازم است که مفهوم سنتی و جدید مشارکت کاملاً از یکدیگر تفکیک شود. مشارکت در مفهوم سنتی شامل انواع یاریگری ها و همراهی های بسیط اجتماعی است که در جوامع سنتی اتفاق می افتد (مثل واره) و عمدتاً دارای ویژگی های ذیل است:
۱- یاریگری های سنتی به شدت ساخت یافته اند، بعلاوه ساختاری صلب و تغییرناپذیر دارند به گونه ای که در اجزا و عناصر و نیز روابط بین اجزا کمترین تغییری را بر نمی تابند.
۲- یاریگری های سنتی بسیار هماهنگ با ساختار کلی جامعه عمل می کنند؛ هیچگونه تغییری را در ساختار جامعه هدف قرار نمی دهند و خود را نیز مجاز نمی دانند که به این ساختار تعدی کنند.
۳- در یاریگری های سنتی معمولاً قدرت ساخت یافته و سلسله مراتب منتسب بدان وظیفه سازماندهی یاریگری را بر عهده دارد.
۴- در یاریگری های سنتی، هدفها، کاملاً روشن، تعریف شده و محدود است و در زمان ها و مکان های مختلف کمتر دستخوش تغییر قرار می گیرد.
۵- هدف یاریگری ها معمولاً فعالیت های است که وظیفه انطباق با محیط را در نظام اجتماعی بر عهده دارد.
۶- یاریگری های سنتی معمولاً در بین اعضای یک طبقه شکل می گیرد، و اگر طبقات مختلف را در بر می گیرد، سلسله مراتب طبقاتی کل جامعه در آن ها انعکاس می یابد و سازماندهی فعالیت ها متناسب با آن ساختار شکل می پذیرد.
اما مشارکت در معنای جدید آن با دخالت فرد در تمامی فرآیند عمل اجتماعی در صور مختلف اجتماعی روی می دهد و دارای ویژگی های ذیل است:
۱- بیشتر با جوامع شهری جدید متناظر است.
۲- اغلب به صورت «خودجوش» روی می دهد و بسیار متمایل به درهم ریختن ساختهاست.
۳- ساختارآن بسیار پویا و در حال تغییر دائمی است، حتی خود جوشی و تمایل دائمی ان به در هم ریختن ساخت ها، ساختار خودش را نیز در معرض تغییر دائمی قرار می دهد.
۴- خودجوشی مشارکت حتی سلسله مراتب قدرت را که در جریان مشارکت نفوذ دارد در بر می گیرد و برای تغییر دائمی آن می کوشد. از این رو سلسله مراتب سازمان دهنده مشارکت نیز دائماً تغییر می کند.
۵- مشارکت در مفهوم جدید آن بر خلاف مشارکت سنتی دارای اهداف مشخص و از پیش تعیین شده نیست، بلکه اهداف آن به شکل خودجوش تعریف و در هر لحظه جرح و تعدیل می شود.
۶- اهداف تعریف شده در مشارکت جدید، جهت مشخص ندارد و تمامی عرصه های نظام اجتماعی را در بر می گیرد.
مشارکت به معنای جدید مفهومی فراطبقاتی است که گرایش بسیار به گسترش نفوذ خود در تمامی طبقات دارد. در این باره حتی می توان گفت که توسعه طبقات، و نه قطبی شدن آن ها، به گسترش مشارکت می انجامد.
سطوح مشارکت:
در متون جامعه شناسی مشارکت اجتماعی به اشکال و انواع درجه بندی و تمایز سطوح مشارکت بر می خوریم. سطوح گوناگونی از مشارکت قبل تمییز است:
الف: مشارکت در یک یا چند گروه که با توجه به شکل، ماهیت، شدت و فراوانی تماس های فرد با گروه قابل تعریف است. ب: از دیدی وسیع تر و با در نظر گرفتن کل جامعه و بخش های گوناگون سازمان آن، مشارکت به معنای تعلق همراه با فعالیت به مجموعه ای از وظایف و هم به معنای امکان سود بردن از آن است(بیرو، ۱۳۷۰: ۲۵۸).
بر اساس هر تعریف می توان یک دسته بندی از مشارکت بدست داد «فرهنگ انگلیسی آکسفورد مشارکت را کنش یا واقعیت شرکت داشتن و سهم داشتن معنی کرده است. در این معنا مشارکت می تواند: – مقطعی، معطوف به هدف خاص و یا بخشی از حیات اجتماعی باشد. – پایدار: با هدف از پیش تعیین شده و یا ناظر بر بخش خاصی از زندگی اجتماعی باشد – اخلاقی یا غیر اخلاقی، مبتنی بر هدف های مثبت یا هدف های شرورانه باشد. – تحمیلی یا داوطلبانه و آزاد باشد. – کنترل شده یا خودجوش باشد».(ازکیا و غفاری، ۱۳۸۰: ۱۱).
آنچه از این دسته بندی پذیرفته نیست، مشارکت تحمیلی و داوطلبانه است. فعالیت تحمیلی یا اجباری اصلاً مشارکت محسوب نمی شود به این دلیل که به اتفاق اغلب تعاریف داوطبانه بودن ویژگی اصلی کنش مشارکتی است.