ـ علوم زیستی : محیط زنده را مورد بحث قرار می دهد
ـ علوم زمین : محیط غیر زنده را بررسی می کند
علم بهداشت : به مسائل گوناگون بهداشت و سلامت انسان می پردازد.
۲-۱-۸-۳ انتقال دانستنی های لازم
هر رشته از علوم شامل یک سری اصول، قواعد و قوانینی است که به منزله ی دانش پایه ی آن علم تلقی می شود. به همین جهت لازم است با توجه به سطح یادگیرنده، بخشی از این دانش پایه به او منتقل شود. دانش آموزان باید در دوره ابتدایی دانش های مورد نیاز خود را فرا گیرند ؛ آن چه که درباره ی انتقال دانستنی های لازم باید به آن توجه کرد این است که، اگر چه در ضروری بودن آموزش بعضی از دانستنی ها، مانند موضوع هایی که به بهداشت و سلامت انسان‌ها مربوط است، تردیدی وجود ندارد، ولی در بسیاری از موارد، تشخیص این که آموختن چه چیزی به دانش آموزان ضروری است و آموختن چه چیزی ضروری نیست، بسیار دشوار است. برای مثال در زندگی روزمره کنونی، شاید لازم باشد که دانش آموزان درباره باتری های معمولی چیزهایی بدانند، زیرا دایماً با آنها سر و کار دارند و از آنها استفاده می کنند، اما ممکن است در بیست سال آینده، چنان تحولی در این زمینه رخ دهد که دیگر نیازی به طرح این موضوع احساس نشود. بنابراین ممکن است بعضی از موضوع هایی که امروز دانستن آنها ضروری به نظر می رسد، در زندگی آینده نه چندان دور فرزندان ما هیچ نقش و جایگاهی نداشته باشند و از طرف دیگر، شاید دانستن بعضی از موضوع هایی که امروز هنوز در زندگی ما نقش اساسی ندارند،‌ یا چیزهایی که هنوز کشف یا اختراع نشده اند، در آینده بسیار مهم و اساسی باشند. لذا در تدوین برنامه های درسی و به تبع آن تهیه محتوای آموزشی، باید به این موضوع اهتمام کافی و وافی مبذول گردد( همان منبع).
بدیهی است در چارچوب مسایل علمی، یادگیری هر مفهوم جدید براساس آموخته های قبلی شکل می گیرد. به عبارت دیگر برای کسی که اصول و قوانین پایه ای فیزیک را نمی داند، صحبت از قانون ارشمیدس یا قانون جاذبه ی عمومی بی معناست. بنابراین بسط هر نوع دانشی به یک مجموعه دانش پایه در آن زمینه خاص وابسته است. در دوره آموزش عمومی دانش آموزان در مباحث فیزیک و شیمی، علوم زیستی، علوم زمین و بهداشت، مجموعه ای از اصول، قوانین و اطلاعات کسب می کنند تا بر پایه این آموخته‌ها دانش خود را در هر مورد که نیازمندند بسط دهند( رستگاروهمکاران،۱۳۸۷،ص۷).
در هر پایه هر دانش آموز باید حداقل اطلاعات و دانش مورد نظر آن پایه را کسب کند تا زمینه لازم برای بسط آن آموخته‌ها در پایه بعدی را داشته باشد، پس کسب دانش پایه در هر موضوع شرط لازم ( و نه کافی) برای بسط آموخته‌ها و مرحله های بعدی یادگیری است که در برنامه درسی علوم، معمولاً محدوده‌ی دانشی که دانش آموز در هر پایه کسب می کند مشخص شده است. این دانستنی‌ها زمینه چهارگانه زیر را شامل می شود :
الف ـ بدن انسان و بهداشت آن ( علوم بهداشت) : شناخت بدن، ساختمان و کار اندام‌ها و لزوم حفظ و رعایت بهداشت فردی و اجتماعی
ب ـ محیط زنده ( علوم زیستی ) : شناخت گیاهان و جانواران و تاثیرات متقابل آنان با انسان، لزوم حفاظت از محیط زیست و پرورش این نگرش که همه ما مسئول حفظ محیط زیست برای خود و آیندگان هستیم.
ج ـ محیط غیر زنده ( علوم زمین ) : آشنایی با سیاره زمین، پدیده های آن، منابع و حفاظت از آن و پرورش نگرش نگهداری از زمین به عنوان یک امانت و تلاش برای آلوده نکردن آن.
د ـ موضوعات مربوط به ماده و انرژی ( علوم فیزیکی ) : شکل های مختلف ماده و انرژی، خواص و کاربردهای آنها، روش های استفاده بهینه از ماده و انرژی و پرورش نگرش حفاظت از مواد و منابع و صرفه جویی در مصرف انرژی؛ بدیهی است که در هر پایه، محدوده‌ی معینی از هر کدام از این زمینه‌ها آموزش داده می شود و موفقیت دانش آموزان به توان یادگیری و درک عمومی کودکان و آموخته های قبلی آنان بستگی دارد. اما لزوم یادگیری این روش پایه برای ارتقاء به پایه بالاتر امری بدیهی است. مثلاً دانش آموز باید ویژگی های حالت های مختلف مواد را بداند،( دانش ) تا بر پایه این دانش مواد را دسته بندی کند. (مهارت) و بدون این پیش دانسته نمی توان در سال سوم با دانش آموزان در مورد تغییر حالت مواد صحبت کرد.بنابراین کسب محدوده ی معینی از دانش در هر پایه ضروری است و شرط لازم برای ارتقاء دانش آموزان به پایه‌ی بالاتر است. گرچه این شرط کافی نیست و باید دانش آموز در مهارت های یادگیری هم توانا شود تا بتواند در هر زمان که لازم باشد، دانش مورد نیاز خود را به دست آورد. به این دلیل است که کسب مهارت های ضروری یکی از هدف های مهم در آموزش می شود(همان منبع).
۲-۲-۸-۳ ایجاد و پرورش مهارت های لازم
امروزه یکی از مهم ترین وظایف آموزش و پرورش در مدارس، یاددادن شیوه های یادگیری و پرورش مهارت هایی است که خود فرد به کمک آنها، راههای حل مساله و کشف نادانسته‌ها را بیابد. به عبارت دیگر، پرورش مهارت‌ها در دانش آموزان به منزله آموختن راه یادگیری به آنان است. فرقی نمی کند که شما به دانش آموز اصول و قوانین حاکم بر فیزیک الکتریسیته را یاد میدهید یا وظایف اندام های بدن را،آنچه مهم است این است که او چگونه این مفاهیم را یاد می گیرد. به عقیده‌ی همه‌ی علمای آموزش، تنها راه یادگیری پایدار این است که آموزش صحیح از مسیر پرورش مهارت‌ها و نگرش‌ها و استفاده از آنها در هر زمان که لازم باشد بگذرد. مهارت‌ها که در آموزش علوم از آنها به عنوان مها

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

رت های یادگیری نام می بریم،گرچه به طور مجزا تعریف می شوند، ولی به واقع هیچ کدام به تنهایی معنی ندارد، به عبارت دیگر مرز آشکاری بین آنها نمی توان کشید، زیرا از هم جدایی ناپذیرند.در طول چند دهه اخیر‌‌، تحقیقات زیادی در زمینه روش های علم آموزی و توانایی هایی که باید در دانش آموزان ایجاد شود، صورت گرفته است. اما آنچه که هم اکنون، مورد قبول بیشتر متخصصان آموزش علوم در جهان است، لزوم پرورش مهارت هایی است که دانش آموزان را در پیمودن مراحل روش علمی تواناتر می سازد و به آنها امکان می دهد تا یادگیری های جدید را از طریق به کارگیری این مهارتها به راحتی انجام دهند. بنابراین پرورش مهارت های یادگیری، برای یادگیری پایدار ضروری است، در دوره‌ی آموزش عمومی هر فرد باید مهارت های لازم برای یادگیری را کسب کند،مهارتهای چون (مشاهده، اندازه گیری،طبقه بندی، فرضیه سازی و… ).در اینجا به شرح مختصر هر یک از این مهارتها می پردازیم:
۲-۱-۲-۸-۳ مهارت مشاهده
مشاهده، چیزهای زیادی را درباره‌ی دنیای اطراف به ما می‌آموزد. ما از طریق حواس خود به مشاهده‌ی پدیده های طبیعی و مواد در اطرافمان می پردازیم. اطلاعاتی که از این راه به دست می آید، راهنمای ما به کنجکاوی، طرح پرسش، تفسیرهایی درباره‌ی وضع محیط و انجام دادن تحقیقات بیشتر است. توانایی مشاهده دقیق، اساسی ترین مهارت در فرآیند آموزش علوم است، به عبارت دیگر مشاهده ی ما در مهارت‌ها و یادگیری است و بر پایه آن می توان در کسب سایر مهارت‌ها موفق شد.برای تجسم فرآیند مهارت مشاهده، شخصی را مثال می آوریم که گیاه ناشناخته ای را بررسی می کند. شخصی که این گیاه را تاکنون ندیده است آن را به دقت نگاه می کند. به سطح زیر برگ ها، روی برگ‌ها و اندازه برگ ها، دقیق می شود. برگ‌ها را لمس می کند، بو می کند،با برگ های آشنای دیگر مقایسه می کند، به نظرش بوی گیاه آشناست. آن را با گیاه آشنا مقایسه می کند، آن گیاه خوراکی است. این گیاه چطور؟… وبه دنبال وجوه تشابه و تفاوت می گردد. در این مثال همه کارهایی که این فرد انجام می دهد به مشاهده دقیق کمک می کند و به عبارت دیگر این کارها بخشی از یک مشاهده دقیق است.به نظر می رسد به دلیل اهمیت مهارت مشاهده لازم است به آنها بیشتر بپردازیم :مشاهده فرآیندی است که از طریق آنها به پدیده‌ها در محیط اطراف توجه می کنیم و ازآنها آگاه می شویم. مشاهده ممکن است به کمک یک حس یا ترکیبی از حواس مختلف صورت گیرد. مهم ترین نوع اعمالی که نشان دهنده مشاهده عملی هستند عبارت اند از :
استفاده از چند حس
توجه به جزئیات مربوط به جسم و محیط اطراف آن
مشخص کردن شباهت‌ها و تفاوت ها
تشخیص ترتیب رخ دادن وقایع
استفاده از وسایل کمکی حواس مثلاً ذره بین برای مطالعه جزئیات
پرورش مهارت مشاهده سبب می شود کودکان آگاهانه در جست و جوی اطلاعاتی باشند که بر دانش آنان می افزاید(رستگار وهمکاران،۱۳۸۷،ص۹).
۲-۱-۱-۲-۸-۳ مشاهده شباهت‌ها و تفاوت‌ها
در بسیاری از فعالیت ها، کودکان به بررسی شباهت‌ها و تفاوت‌ها در مواد و پدیده‌ها می پردازند، « توپی که من پرت کردم بالاتر رفت، توپ من کهنه تر است و…» بچه‌ها در عمل مشاهده به تفاوت‌ها بیش تر می پردازند تا شباهت ها، اما در بسیاری موارد باید آنها را در یافتن شباهت‌ها هدایت کرد. در هر صورت هیچ الگوی خاصی برای چیزی که شخص به دنبال آن می گردد وجود ندارد، اما مشاهده‌ی موثر آن نوع مشاهده ای است که بدانیم در آن مشاهده شباهت‌ها مهم تر است یا تفاوت‌ها ؟ مثلاً مشاهده‌ی سگ و گوسفند، ماهی و این که همه مهره دارند، در طبقه بندی کردن آن در گروه جانواران مهم است ولی توجه به تفاوت نوع غذایی که می خورند، در قرار دادن آنان در گوشتخواران و گیاهخواران اهمیت دارد.
۲-۲-۱-۲-۸-۳ مشاهده برای افزایش دانش
مشاهده ‌ی ساده‌ی مدادی که در لیوان آب گذاشته شده و قطور به نظر می‌آید، به کودکی که مثلاً با ذره بین آشناست نشان می دهد که آب می تواند مانند ذره بین عمل کند.
۲-۳-۱-۲-۸-۳ استفاده از مشاهده به هدف طرح پرسش و یافتن پاسخ
در پرورش مهارت مشاهده، باید دانش آموزان را کمک کرد تا مشاهدات خود را پردازش کنند. اغلب دانش آموزان حاصل مشاهده های خود را بیان و آنها را با یکدیگر مقایسه می کنند ولی بسیاری از آنها از این جلوتر نمی روند. مثلاً کودکان ممکن است شاهد چرخیدن نوار کاغذی پیچ خورده ای که بالای یک شعله گرفته شده باشند اما به ندرت می توانند مشاهده را به اتفاقی که برای هوا می افتد ارتباط دهند و بپرسند که « آیا هوا رو به بالا حرکت می کند ؟ چرا به طرف پایین حرکت نمی کند ؟ » اگر دانش آموزان عادت کنند مشاهدات خود را گسترش دهند و مثلاً براساس آن پرسش هایی مشابه پرسش بالا طرح کنند، اغلب لازم می شود دوباره به آن چه مشاهده کرده اند، مثلاً چرخش کاغذ، توجه کنند و حتی شاید شک کنند « آیا این پدیده چرخش واقعاً به حرکت هوا مربوط است یا چیز دیگر » و این خود دلیلی برای مشاهده بیشتر می شود و کاربرد هرچه بیشتر این مهارت باعث تصحیح آن هم می شود. بدیهی است که نباید دانش آموزان را به مشاهده مکرر یک پدیده یا جسم وادار کرد، چون آنان زود خسته می شوند و واکنش های بعدی آنان همراه با تفکر نخواهد بود. اصولاً پرورش مهارت مشاهده و اصلاح آن فقط از طریق فعالیت هایی که مشاهده جزیی از آن است، امکان پذیر است.
۲-۴-۱-۲-۸-۳ مشاهده برای کمک به بسط مفهوم
اگر معلم موقعیت ها
یی را برای مشاهده و سپس بحث درباره آن ایجاد کند می تواند این مهارت را در کودکان بهبود بخشد و از آن برای بسط مفهوم استفاده کند. منظور از موقعیت یعنی « دسترسی به مواد و وقایع مناسب با در اختیار داشتن زمان لازم برای انجام مشاهدات دقیق،در صورت لزوم تکرار و اصلاح آن » مثلاً اگر کودکان بتوانند مراحل مختلف رسیدن یک نوع میوه را ببینند، مسئله رشد و نمو میوه و دانه را خیلی بهتر از زمانی می فهمند که فقط یک عدد میوه برای مشاهده و آزمایش در اختیارشان قرار داده شود.
زمان در فراهم آوردن موقعیت های مناسب برای مشاهده عاملی بسیار مهم است. بسیاری از بچه‌ها ظاهراً عمل مشاهده را بسیار سطحی انجام می دهند و در فاصله چند دقیقه بی حوصله می شوند. اما اگر به آنان فرصت فکر کردن داده شود بسیاری دوباره مایل اند مشاهده را تکرار کنند، مثلاً وقتی از گروهی از بچه‌ها در آزمایش شمع های زیر حباب های شیشه ای خواسته شد که هنگام تکرار آزمایش ببینند که آیا همه شمع‌ها هم زمان خاموش می شوند یا نه، معلوم شد که آنان از « کشف » خود در دیدن تفاوت مدت زمان روشن ماندن شمع ها، بسیار راضی بودند و حتی خواستار تکرار چند باره آزمایش شدند و هربار درباره آنچه می دیدند، مطمئن تر می شدند.
موثر بودن گفت و گوی کلاسی در مشاهده، درمثالی مربوط به کودکان شش و هفت ساله ای که برای توصیف آنچه در مورد نوزادان کرمی شکل حشرات دیده بودند بی تابی می کردند، بیان شده است. در این مثال معلم گرچه خودش می توانست در ابتدا همه چیز را درباره رفتار و شکل این نوزادان بیان کند و بحث را سازمان دهد و تمام کند، اما او از یکی از دانش آموزان خواست تا حاصل مشاهدات خود را شرح دهد دانش آموز به تعداد پاهای نوزاد حشره اشاره کرد. در همین حال معلم نظر سایرین را پرسید، شاید معلم چیز دیگری در ذهن داشت. اما از این بحث هم نتایج بسیار جالبی به دست آمد. زیرا عده ای از دانش آموزان خیال می کردند حشره ۳ پا دارد و بعضی رقم ۶ و بعضی رقم ۸ را می گفتند و در نتیجه این ثبحث انگیزه ای برای مشاهده دقیق تر حشرات شد.
۲-۵-۱-۲-۸-۳ مشاهده برای بسط اطلاعات
معلم سه اقدام مفید در زمینه این هدف می تواند انجام دهد : نقاشی، بحث و مطرح کردن پرسش هایی که باید از راه مشاهده دقیق پاسخ داده شود.
الف) نقاشی کردن: «نقاشی » نقش مهمی در تشویق به مشاهده و کسب اطلاعات درباره چیزها دارد. بدیهی است خود نقاشی به تنهایی چیزی به بچه‌ها نمی آموزد، اما استفاده آگاهانه از آن باعث بهبود مهارت مشاهده بچه‌ها می شود. مثلاً وقتی از بچه‌ها خواسته می شود قبل از مشاهده مورچه، شکل مورچه را آن طور که تصور می کنند بکشند. دانش آموزان در زمان کوتاهی در می یابند که درباره مورچه چه چیزهایی نمی دانند و مشتاق می شوند که پاسخ آنها را از طریق مشاهده دریابند.
ب) بحث وگفتگو : مانند نقاشی، فرد را از نکاتی که مایل است از طریق مشاهده دریابد مطلع می کند. مثلاً وقتی از دانش آموزان می خواهید در مورد تفاوت شکل ظاهری بین آهن زنگ زده و آهن زنگ نزده هرچه می دانند بیان کنند در حقیقت باعث می شوید که آنان به مشاهده مستقیم و مقایسه ای آهن زنگ زده و زنگ نزده تشویق شوند و به جزئیاتی توجه کنند که مسلماً بدون بحث هدایت شده امکان نداشت.
ج) پرسش کردن : پرسش نیز مشاهده را هدف دار می کند مثلاً پرسش « شمع در زیر کدام حباب بیشتر روشن می ماند ؟ باعث می شود دانش آموزان به مدت زمان روشن ماندن شعله‌ها در زیر حباب‌ها توجه کنند.
۲-۶-۱-۲-۸-۳ مشاهده برای ایجاد انگیزه برای شروع یک پژوهش
آزاد گذاشتن کودکان برای مدتی کوتاه، برای مشاهده یا بازی کردن با مواد و وسایل، موثرترین راه واداشتن آنها به پرسش کردن و ایجاد شگفتی در مورد چیزهاست. در عین حال موادی که به کودکان می دهید باید دقیقاً با مشاهدات مورد نظر شما هماهنگی داشته باشد. مثلاً وقتی یک آونگ ساده به دانش آموزان داده می شود که شامل یک وزنه و یک نخ است،‌آنان متوجه نخواهند شد که تعداد نوسان‌ها در یک زمان معین می تواند متفاوت باشد، اما اگر دو آونگ با طول و وزنه مختلف در اختیار آنان بگذارند، آنان به آسانی در می یابند که یکی سریع تر از دیگری حرکت می کند و به یافتن دلیل این تفاوت خواهند پرداخت و احتمالاً می پرسند که آیا تفاوت مربوط به طول نخ است یا سنگینی وزنه‌ها یا هر دو و این شروع یک تحقیق است.
۲-۲-۲-۸-۳ مهارت برقراری ارتباط
برقراری ارتباط در علوم،مستلزم استفاده از قراردادهای مختلفی در ارائه است که به سازماندهی اطلاعات وانتقال آن به طور مؤثر کمک می کند.نمودارها،جدولها وامثال اینهابه کار می آیندوباید برای هر نوع خاص اطلاعات بین آن‌ها گزینش به عمل آورد.البته برقراری ارتباط دو جانبه بوده وباید در آن توانایی کسب اطلاعات از منابع کتبی واستفاده از اطلاعات به شکل جدول و… وجود داشته باشدتا بتوان دلایل وشواهدی را که به کارآزمون افکار می آیند بهبود بخشید(هارلن،۱۳۸۰،ترجمه سعیدی، ص۴۶).