اینک به هدف ومعنای تربیت ازمنظرچهره‌های برجسته‌ی دوره‌ی گلباریونان مختصراً اشاره می کنیم.
سقراط اگرچه سرآغازتربیت راشناسایی محدودیت‌های آدمی تلقّی می نمودومفتاح تعلیمات تربیتی‌اش،خودت رابشناس بودولیکن درنهایت،معلم راراهبرمدنیّت می‌دانست یعنی کسی که باید درپی حقیقت باشد.
افلاطون عقیده داشت که«تربیت خوب،آن است که روح وبدن راازهمه‌ی زیبایی وکمالی که قابلیت قبولش رادارندبهره دهد.»(همان،۱۳)و«ارسطونیزمعتقداست که فردتربیت شده‌ی حقیقی ازکمال خودآگاه است وفروتنی رانشانه‌ی ضعف می‌شمارد.»(همان،۱۰۵)دریک عبارت،آرمان تربیت یونانی،پشتیبانی ازترکیب فضیلت عقلی وبدنی بود.هم عقل وهم بدن هردوبایستی تربیت می‌شد.مهارت‌های عقلی وبدنی،هردوبایستی پرورش می‌یافت.بهترین زندگی آن بودکه موجب سازگاری کامل فردبامحیط خویش می‌شد.
اندیشه‌ی یونانی،برعکس فکرمسیحیت،براصول دهری وطبیعی بنیادنهاده شده است.پس ازدوره‌ی گلباریونان،وبه فاصله‌ی چهارسده عصرمسیحیت فرا می‌رسد.حضرت مسیح به پیروان خودمی‌فرمود«خدای بهشت وآسمان شماکامل است؛بنابراین،هماننداوکامل باشید لذا کمال انسان،هدف اصلی مسیحیت وشیوه‌ی زندگی آنان قرارگرفت.پاره‌ای ازمورّخان معتقدندکه آموزش وپرورش اولیه‌ی مسیحیان براین مبانی استواربود.آنان علی‌رغم این محتوی وهدف،خواستارفروتنی وتواضع وفقرورستگاری بودند.این روح مذهبی وجهان‌بینی،اساس آموزش وپرورش برای مسیحیان گردید که درآن کشیش،معلم،انجیل ونوشته‌های آن،محتوای تعالیم وآرمان‌های آن،مذهب جدیدو هدف نهائی گردید.آموزش وپرورشی که هدفش بسط ذهنیات واموراجتماعی نبودبلکه به اخلاق وپرورشِ روح توجّه داشت»(نخستین،۲۱۸:۱۳۷۹)مسیح تعلیم می‌دهدکه اگردوست داشتن رایادبگیریم،حقیقتاًتربیت شده‌ایم.
پس ازعصرمسیح،بایدبه تربیت رومی وبه ویژه عصرکنتیلیان(۳۵میلادی)اشاره نمودزیراآرمان تربیت وسیرت روم به بهترین وجهی به وسیله ی اومعرفی شده است.به نظرکنتیلیان،تنها زندگی باارزش‌ترازآن عمل است.تفکّرروحانی،برای دانشمندانی است که بخواهندازواقعیّت فرارکنند.این طرزتلقّی،موجب کم ارج شدن تفکُّرشده وپرداختن به فعّالیّت‌هاوموضعات عملی منجرآن می‌شودکه جنبه‌ی واقعی هدف‌هاوآرمان‌های فرایندتربیتی ازیادبرود.
درمیان فلاسفه‌ی مسیحی،برجسته‌ترین چهره‌ی اثرگذاراگوستین است.اوبه لحاظ بدبینی کامل به شایستگی بشربرزهدوانضباط تأکیدزیادی داردولذاتربیت رافرایندی غیرقابل انعطاف ساخت وبه صورت نوعی تلقین درآورد.
درسده‌های میانی،توماس اکوئیناس نماینده‌ی فکری این عصربه شمارمی‌رود.اومعتقداست که به تمام افرادبشرفروغ عقل که مبیّن جلال خداونداست،اعطاء شده است.وقتی که این فروغ به روشنی بدرخشد،تربیت شکوفامی‌شود.
درطول هزارسال قرون وسطی(سده ی پنجم تاپانزدهم)که اروپا دوران تاریکی راسپری می‌کرد،نه تنهاعلم وآگاهی توسعه وگسترش نیافت؛بلکه ازآزاداندیشی وافکاری که به نوعی مبیّن یک حقیقت علمی بوده ولی برخلاف آرای کلیسانظریه‌ای راعنوان می‌نمود،به شدّت جلوگیری به عمل می‌آمد.درمقطعی تاریخی ازقرون وسطی یعنی سال۵۷۹میلادی،باظهورپیامبراسلام(ص)،نقطه‌ی عطفی برای تاریخ بشریّت فرارسیدواسلام به عنوان آئین جدیدالهی،فرصتی برای ارائه‌ی آموزه‌های خویش یافت.
۲-۱۵-حکمت نظری وعملی
درخصوص نسبت میان حکمت وکمال آدمی بایدگفت که حکمت بردوقسم است:حکمت نظری وحکمت عملی؛زیراکمال انسان دردوچیزاست:شناخت حق وشناخت خیروخوبی برای عمل به آن،بازگشت اوّلی به علم وادراک مطابق باواقع است که آن راحکمت نظری می‌گویندومرجع دومی به کارعدل وصواب است که آن راحکمت عملی خوانند.
انبیای الهی دارای هردوحکمت هستند قرآن کریم این حقیقت رادربیان جامع خودچنین ترسیم می‌فرماید: «أَن أَنذِرُواأِنَّهُ لَآاَلَهَ إلَّآأَنَآفَآتَّقُونِ»(نحل،۲)
اکنون به پاره‌ای ازمواردآن درآیات الهی اشاره می‌شود.
۱-حضرت ابراهیم(ع):حکمت نظری«رَبِّ هَب لِی حُکماً»(شعرا،۸۳)وحکمت عملی«اَلحِقنِی بالصّآلِحِینَ»(شعراء،۸۳)
۲-حضرت موسی(ع):حکمت نظری:«اِنَّنی أَنَاالّلَّهُ لَآاِلَهَ اِلَّاانَا»(طه،۱۴)وحکمت عملی«فاعبُدنَی»(طه،۱۴)
۳-حضرت عیسی(ع):حکمت نظری:«انِّی عَبدُاللَّه»(مریم،۳۰)وحکمت عملی«وَاَوصَانی بِالصَّلاهِوَالزَّکَاهمَادُمتُ حَیًّا» (مریم،۳۱)۴
-پیامبراسلام(ص):حکمت نظری:« فَاعلَم اَنَّهُ لَا اِلَهَ اِلَّااللَّه»(محمّد،۱۹)وحکمت عملی:«وَاستَغفِرلِذَنبِکَ»(محمّد،۱۹)
۲-۱۵-۱-غایت هستی
برای تبیین هدف وغایت زندگی انسان،ناگزیرازتبیین غایت ومقصدهمه‌ی موجودات جهان هستی خواهیم بود.زیراانسان زیرمجموعه‌ی عالم وجوداست وتابع مقصدهمه‌ی پدیده‌هادرعرصه‌ی ممکنات می‌باشد.لذامفسّران درتفسیرسوره‌ی مبارکه‌ی توحید(اخلاص)می‌نویسند:
«دراین سوره،خداوندمتعال رابه احدیت ذات وبازگشت ماسوی‌اللّه درتمامی حوائج وجودی‌اش به سوی او،ونیزبه این که احدی،نه درذات ونه درصفات ونه درافعال شریک اونیست می‌ستاید.صمددراصل به معنای قصدکردن یاقصدکردن بااعتماداست،پس خدای تعالی،سرور و بزرگی است که تمامی موجودات عالم درتمامی حوائجشان اوراقصد می‌کنند.وقتی خدای متعال پدیدآورنده‌ی همه‌ی عالم است وهرچیزی راکه دارای هستی است خداوندبه اوداده است؛بنابراین هرچیزی راکه به

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

عنوان چیزبرآن صادق باشددرذاتش وآثارش محتاج به خداونداست ودررفع نیازمندی‌هایش او را قصد می‌کند،هم‌چنان که خودش فرمود:«الَالَهُ الخَلقُ وَالاَمرُ.آگاه باش که خلق و امرازآن اوست»(اعراف،۵۴)ونیزبه طورمطلق فرمود:«وَاِنَّ اِلَی رَبِّکَ المُنتَهی.واین که پایان[کارها]به سوی پروردگارتوست»(نجم،۴۲)پس درهرحاجتی که درجهان تصوُّرشود،خدای سبحان صمد ومقصداست.ازاین جاروشن می‌شودکه تعریف صمدباالف ولام،به منظورافاده‌ی حصراست؛یعنی تنها خداوندمتعال صمدعلی‌الاطلاق است»(دهقان،۷۲:۱۳۷۹)
۲-۱۵-۲-غایت زندگی انسان
درآیات مختلف قرآن،به هدف آفرینش یامجموعه‌ی جهان هستی اشاراتی شده است که درآغازممکن است متفاوت به نظربرسدولی بادقّت می‌بینیم همه به یک حقیقت بازمی‌گردد:
«الف)عبادت وبندگی:«ومَاخَلَقتُ الجِنَّ وَالاِنسَ اِلَّالِیَعبدُونِ.وجنّ وانس رانیافریدم مگراین که مرابندگی کنند»(ذاریات،۵۶)
ب)علم وآگاهی ازصفات خداوند:«اَللّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبعَ سَمَاوَاتِ وَمِنَ الاَرضِ مِثلَهُنَّ یُتُنُزَّلُ الاَمرُبَینَهُنَّ لِتَعلَمُوااِنَّ اللّهَ عَلَی کُلِّ شَیءٍقَدِیروَاَنَّ اللّهَ قَداَحَاطَ بِکُلِّ شَیءٍعِلمًا.خداکسی است که هفت آسمان راآفریدواززمین نیزهمانندآن‌هارا.فرمان[خدا]درمیان آن‌هافرودمی آید[وتدبیرمی‌کند]تابدانیدکه خدابرهرچیزی تواناست»(طلاق،۱۲)
ج)آزمایش بیشتر:«وَهُوَالَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالاَرضَ فِی سِتَّهِاَیَّامٍ وَکَانَ عَرشُهُ عَلَی المَاءِلِیَبلُوَکُم اَیُّکُم اَحسَنُ عَمَلاً.واوست کسی که آسمان‌ها وزمین رادرشش روزآفریدوعرش اوبرآب بودتابیازمایدکه کدام یک ازشمانیکوکارتراست»(هود،۷)
د)رحمت الهی:«وَلِذَالِکَ خَلَقَهُم…وبرای همین آن‌هاراخلق کرده است»(هود،۱۹)
دقّت دراین آیات نشان می‌دهدکه بعضی مقدمه برای بعضی دیگراست.آگاهی ومعرفت،مقدمه‌ای برای آزمون وتربیت بشروآن هم مقدّمه‌ای برای بهره‌گیری ازرحمت خداونداست.»(دهقان،۲۶۳:۱۳۷۹)
درقرآن نیزمراحلی برای هدف خلقت انسان بیان شده است:
«الف)آفرینش برای آزمایش.لِیَبلُوَکُم.
ب)آزمایش برای جداکردن خوبان ازبدان است.«لِیَمِیزَاللّهُ الخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ.»(انفال،۳۷)
ج)جداکردن خوبان ازبدان برای جزاوکیفرمتناسب است«لِتُجزِی کُلُّ نَفسٍ بِمَاکَسَبَت»(جاثیه،۲۲)
د)جزاوکیفرمتناسب برای عمل به وعده است؛«وَعداًعَلَینَا»(انبیاء،۱۰۴)»(همان،۲۷۳)
۲-۱۵-۳-خودیابی زمینه‌ی خدایابی
برای پی بردن به مفهوم حکمت نظری وعملی در زندگی انسان می‌توان بااستنادبه آیه‌ی شریفه‌ی«عَلَیکُم اَنفُسَکُم.مراقب خودتان باشید»(مائده،۱۰۵)که مؤمنین راامربه پرداختن نفس خودنموده فهمیدکه منظوراین است که آدمی،نفس رازیرنظرگرفته واعمال صالح اوراکه سرمایه وتوشه‌ی فردای اوست،تحت مراقبت قراردهد؛زیرابرای نفس،امروزوفردائی است ونفس هرآنی درحرکت ودرطی مسافت است؛ومنتهای سیرش خداوندسبحان است.چه نزداوست حسن ثواب یعنی بهشت.
«برانسان است که این راه راادامه داده همواره به یادخدای خودبوده لحظه‌ای فراموشش نکند،چه خدای سبحان؛غایت وهدف است وانسان عاقل هدف راازیاد نمی‌برد،زیرا می‌داند که فراموش کردن هدف باعث ازیادبردن راه است،روی این حساب،اگرکسی خدای خودرافراموش کندخودراهم فراموش کرده واین همان هلاکت است.»(طباطبائی،۲۸۲:۱۳۶۲)
درمباحث مربوط به خودیابی که مظهری ازخودآگاهی است،درحقیقت می توانیم اصطلاح هویت فردی رانیزبه کارببریم؛زیراهویت همان حقیقت شخص است که مشتمل برصفات جوهری اومی‌باشد.این همان مفهومی است که درخودشناسی به دنبال دست‌یابی بدان هستیم.لذامی‌توان گفت که«باتحقّق خودیابی وخودآگاهی بخش عمده‌ای ازهویت فردی نیزمحقق می‌شود.»(شرفی،۳۰:۱۳۸۷)
۲-۱۵-۳-۱-استنتاج
۱-همانگونه که قبلاًاشاره شد،اهداف گوناگونی که ناظربرخلقت وزندگی انسان است،به نوعی درراستای یک غایت کلّی بوده ودرمفهوم رحمت الهی تبلورمی‌یابد.چنان که درقرآن فرمود:«مگرآن که رحم کندپروردگارتووبرای همین آنان راخلق کرده است»(هود،۱۱۹)
۲-رحمت الهی به دوشکل عام وخاص آن جلوه‌گر می‌شود.رحمت عام شامل همه‌ی موجودات هستی می‌شود:
«َرحمَتِی وَسِعَت کُلَّ شَیءٍ.ورحمت من همه چیزرافراگرفت.»(اعراف،۱۵۶)
ولی رحمت خاصّ،برخی ازبندگان برگزیده‌ی الهی رادربرمی‌گیردنظیر:«نُصِیبُ بِرَحمَتِنَامَن نَشَاءوَلَانُضِیعُ اَجرَالمُحسِنِینَ.مارحمت خودرابرهرکس بخواهیم ارزانی می‌داریم واجرنیکوکاران راضایع نمی‌سازیم.بدین سان فرمان‌روایی دادیم یوسف رادرزمین تاجایی گیردازآن هرجاکه خواهدورسانیم به رحمت خویش هرکه راخواهیم وتباه نکنیم پاداش نکوکاران را»(یوسف،۵۶)
ویاموارددیگری که درآیاتی نظیرسوره‌ی مریم،۵۰و۵۳وانبیاء۷۵و۸۶به آن‌هااشاره شده است.لازم به ذکراست که دربرخی آیات قرآن،به رحمت اختصاصی پروردگارمتعال نیزاشاره شده است؛نظیر:«وَاللّهُ یَختَصُّ بِرَحمَتِهِ مَن یَشَاءوَاللَّهُ ذُوالفَضلِ العَظیِم.امّاخداهرکه راخواهدخاصِّ رحمتِ خویش می‌کندکه خداوندصاحب فضل وکرم بزرگ است»(بقره،۱۰۵)