۱-۶-۲- تعریف عملیاتی

شیوه های فرزند پروری : آنچه از اجرای پرسش نامه ی محیط خانوادگی نقاشیان بدست آمده است.
مسؤلیت پذیری : آنچه از اجرای پرسش نامه ی مسؤلیت پذیری کردلو به دست آمده است بیانگر مسؤلیت پذیری میباشد.

فصل دوم پیشینه پژوهش

فصل دوم
پیشینه پژوهش

۲-۱- نوجوانی

دوره نوجوانی یکی از ادوار مهم زندگی است . این دوره بهترین فرصت برای رشد و شکوفایی توانمندی هاست . به این مناسبت دوره نوجوانی را یکی از فرصت های پر اهمیت در زندگی آدمی به شمار آورده اند . یکی از مسائلی که نوجوان با آن روبرو است شکل گیری هویت است ؛ بدین معنا که نوجوان تشخیص دهد که کیست و چه کارهایی مهم و ارزشمند است و به تنظیم معیارهایی بپردازد تا بر اساس آنها رفتار کند و برای سوال اساسی خو د؛ یعنی هدف در زندگی پاسخی بیابد. گاهی نوجوان به علت تجارب نادرست دوران کودکی یا شرایط نامساعد محیطی دچار بحران می شود .( شاملو ،۱۳۹۲)
نوجوانی به پهنه سالهای اطلاق می شود که کودکی را به بزرگسالی می پیوندند. شروع نوجوانی با تغییرات بدنی هم زمان می شود.و در نتیجه ردیابی ظاهری آن آسان تراست،درحالی که پایان بر حسب شکل گیری ساختهای عقلی وتغییرات عاطفی واجتماعی نوسانی تر درنظرگرفته شده است.به همین دلیل برای کسانی که به ضابطه های ظاهری تکیه کرده اند شروع نوجوانی رازیست شناختی وپایان آن رافرهنگی دانسته اند (منصور،۱۳۹۱، به نقل از کانجرو پیترسن[۱۴] ،۱۹۸۴ ). بدون آنکه بتوان لزوما وابستگی بین بلوغ ونوجوانی راموردتاییدقرارداد ،گستره ءدگرگونیها نشان می دهند که از لحاظ تحول عقلی ونقش محوری آن درشکل گیری جنبه های عاطفی واجتماعی ،نوجوانی با استقرار فکر انتزاعی از کودکی متمایز می شود و نوجوان پس از تامین شرایط لازم برای ورود به جامعه بزرگسالان به جرگه بزرگسالان می پیوندد(منصور۱۳۹۱، به نقل از پیاژه واینهلدر[۱۵]،۱۹۷۲).
وظیفهی مهمی که بر دوش نوجوانان سنگینی می کند جستجوی هویت خویشتن است)مارشیا [۱۶]۱۹۷۹،۱۹۸۰) در بررسی شکل گیری هویت در آغاز زندگی اجتماعی به متمایز ساختن چهار حالت یا مولفه متمایز دست یافته است: هویت در راه تحقق، هویت از دست رفته ، هویت مغشوش و هویت معوق.(منصور،۱۳۹۱)

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

۲-۱-۱- مراحل نوجوانی

۱٫مرحله پیش نوجوانی:این مرحله سرآغاز بحرانها یا انتشار یک پیام است.طلیعه ای است که هنوز مولفه های عقلی و عاطفی آن از سازش یافتگی های دوره ی کودکی جدا نشده اند، ولی گسستن خود را آغاز کرده اند.
۲٫مرحله در خود فرو رفتن:در وهله دوم هم گرایی تظاهرات متعددی پایه ی سازمان جامع ذهنی جدیدی را ایجاد میکند. نوجوان دربرابر محیط خود وضع مشخص و معینی به خود می گیرد و برای روش زندگی خود طریقه ی رفتار معینی را تثبیت می کند. این مرحله در خود فرو رفتن و به درون خود خزیدن است.این مرحله بیش از مراحل دیگر پدران و مادران را نگران فرزندان خو د می سازد .
۳٫مرحله ی ازخودبرون آمدن :در مرحله سوم یک نوع گشایش در تمرکز حالت قبلی به تدریج به وقوع می پیوندد.نوجوان فعال ومثبت می شود ودوباره به دیگران روی می آورد.این مرحله از خود برون آمدن وپایان یافتن بحران است.(منصور، ۱۳۹۱)

۲-۱-۲- خصوصیات دوره ی نوجوانی

۱- مرحله الگو پذیری و تقلید:غریزه تقلید، یک غریزه نیرومند است که از آغاز دوره کودکی شروع می شود و در سنین پنج تا شش سالگی به اوج خود می رسد. کودک در این سن علاوه بر تقلید خوردن، لباس پوشیدن و …. حالات روانی را نیز تقلید می کندمرحله تقلید در نوجوان از سن دوازده سالگی آغاز می شود. او از همکلاس های ویژه (از نظر درسی و اخلاقی مانند شلوغ کردن یا منظم بودن) تقلید می کند. این ویژگی بیشتر در پسران به چشم می خورد آنچه که در این مرحله باید به آن توجّه نمود، انواع تقلید است که گاهی کورکورانه است و گاهی آگاهانه. در تقلید کورکورانه، مقلّد از هر عمل مضرّ یا غیر مضرّ بطور ناآگاهانه پیروی می کند؛ امّا در تقلید آگاهانه شخص مقلّد، نکات مثبت اعمال مقلّد را انتخاب نموده و از آن پیروی می کند و اعمال ناشایست را تشخیص داده، کنار گذارده و تقلید نمی کند.) اسماعیلی،۱۳۹۱)
۲- برتری جویی و جلب توجه دیگران: دربین اکثر قریب به اتفاق نوجوانان وجود دارد؛ بطوریکه عده ایی از علمای روانشناسی آنرا ذاتی می دانند و آنرا آغاز استقلال وشخصیتی می دانند که نوجوان به دنبال آن است. نوجوان برای اثبات شخصیت خود ممکن است از تقلید، رقابت، انتقام جویی، بحث واستدلال، خودمحوری، خودنمایی و غیره برای اثبات نظر خود به دیگران استفاده کند.(شیرانی،۱۳۸۸)
۳- زودرنجی واحساساتی بودن: احساس زودرنجی در بزرگترها نیز مشاهده می شود. ریشه چنین احساساتی در لذت ورنج است؛ بنابراین دوره نوجوانی با تخیلات آنها آمیخته می شود و شدت می یابد. در مورد نشر عقاید واثبات حرف خود به دیگران آن چنان صحبت می کنند وسعی دارند از آن دفاع نماید که گویی وحی منزل است.(شیرانی،۱۳۸۸)
۴- نوجوانی ، یک دوره ی انتقال ( برزخی ) است: انتقال به معنی یک وقفه یا تغییر از آنچه که قبلاً انجام شده نیست، بلکه بیشتر عبور از مرحله ای از رشد به مرحله ی دیگر می باشد. این به آن معنا است که آنچه قبلاٌ واقع شده ، نشانه ی خود را روی آنچه که در زمان حال و آینده اتفاق می افتد ، باقی می گذارد . کودکان در زمانی که از خردسالی به بزرگسالی می رسند، باید جنبه های کودکانه را کنار بگذارند. همچنین باید الگوهای جدید رفتاری و نگرشی را بیاموزند تا جانشین آن چیزهایی شود که ترک کرده اند. در طی هر مرحلهی انتقالی ، وضع و جایگاه فرد مبهم است. نوجوان در این زمان نه کودک و نه بزرگسال است. اگر مانندکودکان رفتار کند ، به او گفته می شود که به مانند سن خودش عمل کند و اگر سعی کند نظیر بزرگسالان عمل کند ، اغلب متهم می شود که برای شلوارهای کوتاه خود ، خیلی بزرگ شده و برای این تلاشی که انجام می دهد تا مثل بزرگترها عمل کند ، مورد سرزنش واقع می شود. از طرف دیگر ، موقعیت مبهم نوجوانان امروز ، این منفعت را برای آنها در بر دارد که فرصتی را به منظور آزمودن شیوه های مختلف زندگی به آنها می دهد تا آنها تصمیم بگیرند که چه الگوهای رفتاری ، ارزشی و نگرشی ، بهتر می توانند نیازهای آنان را تأمین نمایند.. (شرفی ۱۳۸۶)
۵- نوجوانی ، زمان جستجوی هویت است :در سراسر سن گروه گراییِ اواخر کودکی ، انطباق با معیارهای گروه به مراتب بسیار مهمتر از فرد گرایی است. همچنان که قبلاٌ اشاره شد ، کودکان در لباس ، گفتار و رفتار علاقه مندند که تقریباً و در حد امکان شبیه افراد گروه باشند. هرگونه انحراف از معیار گروه به تهدید علیه تعلق به گروه شباهت دارد. در سال های اولیه نوجوانی ، تطابق با گروه هنوز برای دختران و پسران حائز اهمیت است. به تدریج آنها درصدد جستجوی هویت برمی آیند و تمایل چندانی به این که شبیه همسالان خود در گروه باشند، ندارند.(شرفی ،۱۳۸۶).
۶- نوجوانی ، آستانه بزرگسالی است :همچنان که نوجوانان به بلوغ قانونی می رسند و می خواهند این باور را پیدا کنند که نزدیک بزرگسالان هستند . مثل آنها لباس می پوشند و مانند آنها عمل می کنند ولی با این حال تصور می کنند که اینها کافی نیست. بنابراین ، روی رفتارهایشان متمرکز می شوند تا بتوانند با بزرگسالان معاشرت نمایند. نوجوانان معتقدند که این رفتارها تصویری دلخواه از آنان را به وجود می آورد.(شرفی، ۱۳۸۶).

۲-۱-۳- نیازهای دوره ی نوجوانی

۱- نیاز به سازگاری با دوره نوجوانی: نوجوانی، دوران تغییر و تحول فیزیولوژیک و روان شناختی است و همین وضع طبیعی، نیازهای خاصی را در نوجوان به وجود می آورد که عبارتند از : الف) نیاز به سازگاری با تغییرات فیزیولوژیک ( عنصری ) ب) نیاز به جنس مخالف (ج) نیاز به آزادی از وابستگی و قیدهای بچه گانه.
۲- نیازه به کمک و راهنمایی بزرگسالان در حل مسائل شخصی.: نوجوان در عین حال که شدیداً می خواهد و می کوشد مستقل باشد، خود را از سلطه والدین آزاد کند لکن به سبب کمبود تجربه، همواره نیازمند است که در حل مسائل شخصی و توفیق در سازگاری با محیط از حمایت و راهنمایی والدین، معلمان و سایر افراد مورد اعتمادش برخوردار شود و این راهنمایی، چنانکه قبلاً گفته شد، باید از روی احتیاط، آگاهی کامل، محبت و احترام به شخصیت نوجوان انجام گیرد.
۳- نیاز به یادگیری اصول بزرگسالان: نوجوانان در دوره نوجوانی باید به نحوه ورود به دنیای بزرگسالان آشنا شوند. این امر به کمک والدین و مربی صورت می گیرد..
۴- نیاز به تکامل استعدادها در زمینه های شغلی است :دوره نوجوانی، نوجوان در ذهن خود مشاغل مختلف را آزمایش می کند. لذا والدین و مربیان با توجه به توانایی ها و استعدادهایشان باید آنها را به سمت مشاغل متناسب با هویت و شخصیت شان سوق دهند.
۵- نیاز به کسب مهارتهای لازم برای زندگی: نوجوانان نیازمند به مسب دانش و اطلاعات کافی در زمینه های مختلف زندگی در این دوره هستند و این امر به کمک والدین و خصوصاً مربیان صورت می گیرد که باید کمک بسیاری در زمینه کسب مهارت ها به نوجوانان کنند..)احمدیان راد،۱۳۹۳)

۲-۱-۴- نیازهای زیستی دوره نوجوانی

رشد جسمی ، ویژگی بارز تغییرات دوران بلوغ است. بدنبال رشدقد، وزن، رشد عضلات وحجم قلب وتغییرات متابولیکی، نیازهای تغذیه ای وی تحت الشعاع قرار می گیرد. در دوران نوجوانی نیازهای غذایی نوجوان هم از لحاظ کمیت (به علت ازدیاد سرعت رشد) وهم از لحظ کیفیت قابل اهمیت است. رشد بافتهای عضلانی احتیاج به رژیم غذایی سرشار از مواد پروتئینی دارد. پس از ۱۲ سالگی احتیاجات غذایی دختر وپیر متفاوت می شود. بنایراین دستورالعمل درست تغذیه آنها نیز دیگر نمی تواند یکسان باشد، دختران جوان به ۲۵۰۰ کالری و۸۰تا ۱۰۰ گرم پروتئین نیاز دارند که تقریبا ۱۵% کالری های لازم باید از طریق پیروتئین ها، ۲۵% از طریق چربی ها و ۶۰% از طریق گلوسیدها ومواد قندی تامین شوند. تغذیه درست دختر نوجوان آماده ساختن او برای توانایی مادر شدن است.(شهرآرای ،۱۳۸۴)

۲-۱-۵- نیازهای عاطفی مرحله نوجوانی

رشد احساسات وعواطف بخش اصلی ویژگی دوره نوجوانی رات تشکیل می دهد. شناخت ویژگیهای این تحولات عاطفی کلید اصلی حل مشلات عاطفی این دوران است. با توجه به اینکه در این دوران بیداری هیجانات زندگی عاطفی نوجوان را در برمی گیرد، وی با نیاز شدید به دوست ودوست داشته شدن مواجه است. گاهی این نیاز بصورت برقراری پیوندهای دوستی وگاه در خیال پردازی ها ورویاهای نوجوان نمود پیدا می کند. بر این اساس وبا توجه به نیاز مبرم نوجوان به تامل وتفکر دورنی شدن احساسات وی، لازم است فرصتهای کافی برای اینکه پاره ای از ساعات با خود خلوت کند وبه اندیشه فر رود در اختیار وی قرار گیرد و والدین و مربیان آگاهانه نا آگاهانه خلوت مورد نیاز او را برهم نزنند و با این عمل علاوه بر ارضای نیاز طبیعی او ، اعتماد او را نسبت به خود سلب ننمایند. با این حال با توجه به سرکش بودن عواطف نوجوان ونیاز به کنترل ونظارت برزگترها این نظارت نباید بصورت سخت گیرانه وبی توجه نیازها وشرایط نوجوانان صورت گرفته واز حد اعتدال خارج شود.(شهرآرای،۱۳۸۴).

۲-۱-۶- نیازهای اجتماعی نوجوان

اجتماعی شدن فرایندی است که از طریق آن ، یک فرهنگ به اعضای خود می آموزد تا به راههایی که از نظر اجتماعی مورد پذیرش استک کارکرد داشته باشند. اجتماعی شدن برای انسان ضروری است، چون انسان فاقد غریضه هایی است که رفتارهای خاص را برای موقعیتهای خاص، مشخص کند؛ ما باید بیاموزیم که در موقعیتهای خاص چگونه احساس، اندیشه و رفتار داشته باشیم. این فرایند از طریق تاثیر والدین ، رسانه های گروهی، همسالان و مدارس و مذهب صورت می گیرد. همانطور که ما بزرگ می شیم نقشها تغییر میابند. اجتماعی شدن یک فرایند همیشگی است، اما در طی کودکی ونوجوانی به علت انعطاف پذیری نسبی در رشد، اهمیت ویژه ای دارد. اجتماعی شدن در زمینه فرهنگی و اجتماعی خاص صورت می گیرد و تجربه نوجوان از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است. وهمچنین ممکن است تجربه نوجوان حتی در یک فرهنگ خاص نیز ممکن است کاملا متفاوت باشد(بیابانگرد،۱۳۷۶)

۲-۲- تعریف خانواده وعملکرد آن

مفهوم خانواده به معنای سایر مفاهیم موجود درعلوم انسانی دارای تعاریف متعدد وگوناگونی می باشد.جامعه شناسان روانشناسان ودانشمندان رشته های دیگر هرکدام از زاویه ی خاصی به این نهاد نگریسته وتعاریفی از آن ارائه نموده اند که برخی ازآنها مورد اشاره قرار می گیرد.خانواده یک نهاد اجتماعی است که شالوده ی حیات اجتماعی محسوب می گردد وگذشته از وظیفه ی فرزند پروریو پرورش کودک ودر نتیجه استمرار نسل ها و بقاع نوع بشر ،وظایف متعدد دیگری از قبیل فعالیتهای اقتصادی ،آموزش وپرورش واجتماعی کردن فرد را نیز بر عهده دارند.)وثوقی ونیک خلق ۱۳۷۱)گرچه ترکیب و ساختار خانواده بعد از گذشت چندین دهه تغییر کرده ،اما هنوز خانواده واحد اولیه برای حمایت فیزیکی ، عاطفی و اجتماعی افراد است (پالمر وگلس[۱۷] ۲۰۰۳،به نقل از بامبارا [۱۸]ودیگران ۲۰۰۹)عملکرد خانواده، یعنی توانایی در هماهنگی یا تطابق با تغییرات ایجاد شده در طول حیات ،حل تضادها و تعارض ها ،همبستگی بین اعضا و موفقیت در الگوهای انضباطی ،رعایت حد و مرز بین افراد و اجرای مقررات و اصول حاکم بر این نهاد با هدف حفاظت از کل سیستم (پورتس،هاول [۱۹]ودیگران ۱۹۹۲به نقل از اسلامی ،۱۳۷۲)، نوابی نژاد،( ۱۳۷۹) خانواده را گروهی متشکل از افرادی میداند که از طریق پیوند زناشویی یا خونی با یکدیگر در ارتباط متقابل هستند و در کنار یکدیگر در واحد های خاص زندگی میکنند، از تجارب فرهنگی مشترک برخوردارند و اهداف و امیال مشترک، آنها را از نظر عاطفی با یکدیگر پیوند داده است.از نظر(مینو چین،(۲۰۰۰)به نقل از سنایی،(۱۳۷۹) خانواده یک واحد اجتماعی است که با یک رشته وظایف تکاملی روبرو است. این وظایف در امتداد پارامترهای تفاوتهای فرهنگی تغییر میکند. اما ریشهی آنها جانی است، خانواده نه تنها یک سیستم است، بلکه به عنوان یک زیر سیستم از جامعه انسانی نیز محسوب میشود و عواملی از قبیل نژاد، موقعیت اجتماعی، اقتصادی، آموزشی، نقش جنسی، کشور محل اقامت، مهاجرت، مذهب، ارتباطات سیاسی و مراحل چرخه زندگی خانواده بر آن تاثیر میگذارد.(کاسلو [۲۰]، ۱۹۹۶، به نقل از زاده محمدی، ۱۳۸۵). تئوری سیسمی ، خانواده را یک کل میداند که اعضاء به شکل پیوسته و دو طرفه برهم تاثیر می گذارند. (کوگلس و پالی [۲۱]، ۱۹۷۷، مینو چین ۱۹۹۸به نقل از پنینگر [۲۲]،۲۰۰۹). همچنین خانواده را یک کانون کمک تسکین وشفابخش تعریف میکنند، که باید فشارهای روانی وارد شده به اعضاء خود را تخفیف دهد و راه رشد وشکوفایی آنها را هموار سازد. خانواده فراتر از جمع افرادی است که فضای فیزیکی و روانشناختی مشترکی دارند(ثنایی، ۱۳۷۹). اسلام خانواده را اجتماع کوچکی میداند که در راستای سنت الهی و با هدفی مقدس شکل گرفته و در محیطی پر از صفا و صمیمیت و قوام و با انجام وظایف و رعایت حدود دوام یابد.(کرامتی،۱۳۸۴). خانواده یک نظام اجتماعی و طبیعی و مجموعه ای از قواعد واصول است که برای اعضاء خود نقش های متنوعی تعیین میکند. از یک ساخت نظام دار و قدت برخوردار بوده و از صورتهای پیچیده ای از پیام رسانی آشکار و نهان برخوردار می باشد(ویت من و مک دونالد [۲۳]، ۲۰۰۶). خانواده یک بخش سازمان یافته از افراد به هم وابسته است. خانواده و افراد آن در این بافت کلی بهتر فهمیده میشوند. زیرا عملکرد خانواده برافراد، و عملکرد افراد بر خانواده تاثیر میگذارد. خانواده در زیرمنظومه های تشکیل شده ، شامل زیر منظومه والد- والد، والد- فرزند، فرزند- فرزند، که به کل سیستم خانواده وایسته هستند، عملکرد خانواده تنیجه اعمال افراد دیگر خانواده وکل سطوح آن است(گریچ، رانیور [۲۴]،۲۰۰۴).یکی از مهمترین فاکتورها در ساختن و شکل گیری شخصیت، خانواده است. این سیستم روی زندگی افراد تاثیر اولیه داشته و رضایت از زندگی و سازگاری فرد با جامعه ای که در آن زندگی می کند نیز موثر است(ترکام [۲۵]، ۲۰۰۵).

۲-۲-۱- خانواده و اهیمت آن

در هر جامعه ، خانواده یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی است که همواره به شکل های گوناگون در طی تاریخ وجود داشته است، فلاسفه و متفکران از دیر باز مدعی این نظریه بوده اند که خانواده نهادی کلیدی در ساختار اجتماعی جامعه است و هرچه سلامت و رشد خانواده بیشتر باشد بالندگی جامعه نیز افزونتر خواهد بود. باید به این مساله توجه داشته باشیم که خانواده اولین پایه گذار شخصیت و ارزشها ومعیارهایی است که نقش مهمی در تعیین سرنوشت و سبک زندگی آینده فرد دارد و اخلاق و صحت و سلامت روانی فرد تا حدود بسیار زیادی در گرو آن است. واکنش کوک نسبت به محیط خود بالطبع تحت تاثیر قوانین اجتماعی و فرهنگی گروهی است که میان آن بزرگ شده است. از آنجایی که خانواده یک واحد اجتماعی است و ارزشها و معیارهای اجتماعی از طریق آن به کودک کنتقل می شود، به عنوان یک واسطه از لحاظ تاثیر محیط اجتماعی بر کودک اهمیت فراوانی دارد. به دیگر سخن چون خانواده که کانون تولد وزایش فرزند است، پیش از وی شکل گرفته است. و تا مرحله ای که فرزند به مرحله خود آگاهی و شکوفایی برسد، خواه ناخواه در تعیین سرنوشت، ساختمان روحی و نوع جهانبینی و طرز تفکر وی که خود برگرفته از محیط اجتماعی است تاثیر فراوان دارد(احدی ومحسنی،۱۳۸۱).