ممکن است به فعالیت قوه درک و خرد انسان، یا مراحل مجزا ولی به هم پیوسته تعریف شود که انسان را به رهیافت‌هایی هدایت کند. نویسندگان و صاحب‌نظران این مراحل را به گونه‌ای مختلف مطرح کرده‌اند. براساس گفته می50 فرایند خلاقیت به ترتیب در بر گیرنده مراحل روبرو شدن با ایده یا مشکل،‌ شدت روبرو شدن و رابطه روبرو شدن با محیط است که فرد خلاق را احاطه کرده است. اندرسون مراحل خلاقیت را شهود، الهام، بینش و سخت کوشیدن می‌داند. والاس متاثر از اثر هلم هولتز51 می‌نویسد که فرایند خلاقیت شامل آماده سازی و نهفتگی، اشراق و اثبات است. در نظر والاس که تا حد زیادی مورد تایید صاحب‌نظران از زمینه خلاقیت است، آماده سازی به معنی تحقیق، بررسی و جمع آوری همه جانبه حقایق است. مقصود از نهفتگی این است که اطلاعات گذشته و جدید بدون کوشش آگاهانه برای دستیابی به رهیافت با یکدیگر ترکیب شوند.
اشراق مرحله‌ای است که فرد، ایده مفهوم و یا رهیافت مسئله را بطور ناگهانی بدست آورد. در اثبات این که مرحله نهایی فرایند خلاقیت است، رهیافت جدید، بدیع شاید بصورت عملی درآمده، مورد آزمایش، تجدید نظر و پالایش قرار می‌گیرند.
آتوک52 (1974) از صاحب‌نظران مدیریت، فرایند خلاقیت را از اندیشه تا عمل به سه مرحله بوجود آمدن اندیشه، پرورش اندیشه و بکارگیری اندیشه تقسیم کرده است(کردنوقانی،1380).
آلبرشت (1987) مراحل خلاقیت عملی و قابل اجراتری را که از پنج مرحله تشکیل شده است پیشنهاد می‌کند. این مراحل به ترتیب عبارتند از: جذب اطلاعات، الهام، آزمون، پالایش و عرضه(صمدآقایی،1380،ص171).
آلبرشت53 معتقد است که شخص خلاق، اطلاعات پیرامون خود را جذب می‌کند و برای رسیدن مسائل، رهیافت‌های مختلفی را مورد بررسی و جستجو قرار می‌دهد. زمانی که ذهن فرد خلاق از اطلاعات خام انباشته شد بطور غیرقابل محسوس شروع به کار می‌کند و پس از تجزیه و تحلیل و ترکیب اطلاعات،‌ رهیافتی برای مسئله ارائه می‌دهد.
در مرحله‌ای که الهام نامیده می‌شود فرد خلاق آنرا به آزمون می‌گذارد تا موفقیت یا عدم موفقیت آن را مشاهده کند. در این مرحله ممکن است در کیفیت رهیافت نیز بهبود حاصل گردد. از این رو باید با نگرش و تفکری انعطاف پذیر، امتیازات و کاستی‌های رهیافت را پذیرفت زمانی که آزمون انجام گرفتن و عملی بودن یا قابل اجرا بودن آن رهیافت تایید گردید، ممکن است پالایش مورد نیاز باشد به این معنی که بهتر نمودن و صیقل دادن رهیافت دنبال شود. آخرین مرحله، عرضه اندیشه خلاق است. بدین گونه که امتیازات اندیشه و یا محصول جدید باید به گونه‌ای ارائه گردد که به سادگی قابل عرضه عملی باشد. وقتی پذیرش اندیشه یا محصول جدید انجام پذیرفت، مراحل خلاقیت و نوآوری با موفقیت گذرانده شده است(صمدآقایی،1380،ص179).
2-29 عوامل خلاقیت
1- چالشگری: از میان کارهایی که مدیریت یک سازمان برای رشد خلاقیت و نوآوری می‌تواند انجام دهد، واداشتن کارکنان به کارهای درست و متناسب با آنها می‌باشد و بطوریکه آنها را به چالشگری وادار کند تناسب کامل شغل با شاغل توانایی‌های کارکنان را افزایش می‌دهد (زمانی،1382،ص31).
2- آزادی: کلیه خلاقیت این است که به کارکنان از نظر وسیله و فرآیند و نه لزوماً از نظر اهداف،‌ آزادی داده شود. آزادی در فرایند کار به کارکنان این امکان را می‌دهد تا با مسایل به گونه‌ای برخورد کنند که امکان حداکثر استفاده از تخصص و مهارتهای تفکر خلاق را فراهم سازد.
3- منابع: مدیران می‌بایست دو منبع اثر گذار بر خلاقیت که عبارتند از پول و زمان را به دقت به تیم‌ها، پروژه‌ها، افراد خلاق در سازمان تخصیص دهند.
4- کارگروهی: تیم‌های کاری باید از سه ویژگی برخوردار باشند.
– اعضا باید در هیجان و انگیزش هدف تیم سهیم باشند.
– اعضا باید تمایل خود را برای کمک به یکدیگر اعضا تیم در مواقع دشوار نشان دهند.
– هر یک از اعضا باید دانش و چشم انداز منحصر به فردی را که اعضای دیگر به تیم منتقل می‌کنند را دریابد و به آنها ارج نهد.
5- تشویق و سرپرستی: مدیران سازمان برای تقویت و ترغیب خلاقیت و نوآوری می‌بایست پاداش مناسب و تشویق‌های در خور کارکنان خلاق را در نظر بگیرند تا انگیزه ایده نو آور و ایده سازی برای سازمان از بین نرود.
6- تشویق و پشتیبانی سازمانی: بی گمان با تشویق، سرپرستان نقش بسزایی در شکوفا کردن خلاقیت‌ها و نوآوری‌ها دارند اما این دو هنگامی بهتر شکوفا می‌شود و می‌باید که کل سازمان نیز از آن پشتیبانی نماید(زمانی،1382،ص31).
2-30 راههای پرورش خلاقیت:
در اینکه استعداد خلاقیت را می‌توان پرورش داد، تردیدی وجود ندارد (آقایی فیشانی،1387،ص87). ادوارد بونو54 و آلفرد بینه55 بسیاری دارند که مهارت‌هایی ذهنی را می‌توان از طریق تمرین بهبود بخشید. لذا در زمینه تفکر خلاق و آموزش آن بیش از هر چیز لزوم تمرین فراوان و پافشاری در بکارگیری مغز واضح و روشن است (زمانی،1382،ص37).
برای پرورش خلاقیت در افراد راههای عملی بسیاری پیشنهاد شده است، از جمله:
– مواردی که ایجاد عادت کرده‌اند مثل تجارت و تحصیلات را کنار بگذاریم.
– اعتماد به نفس داشته باشیم.
– از اینکه توسط دیگران به چشم حقارت دیده شویم، نترسیم.
– از ناامید شدن در کوشش برای ایده یابی بپرهیزیم.
1- طوفان مغزی
اجرای یک تکنیک گرد هم آیی که از طریق آن گروهی می‌کوشند راه حلی برای یک مسئله بخصوص یا انباشتن تمام ایده‌های که در اینجا به وسیله اعضا ارائه می‌گردد، بیابند.
مراحل یک نوع طوفان مغزی به شرح زیر است:
– افراد گروه دور یک میز می‌نشینند و یکی از اعضای گره مسئله را شرح می‌دهد.
– افراد گروه برای مشارکت و بروز ایده‌هایشان در یک جو باز و آزاد بدون قضاوت و ارزش گذاری عقاید تشویق می‌شوند.
– اعضای گروه در مطرح کردن ایده‌هایشان بدون توجه به اینکه چه مقدار از موضوع دور به نظر برسد آزاد هستند و می‌توانند هر تعداد ایده حتی در جهت بهبود ایده‌های دیگران مطرح کنند(آقایی فیشانی،1387،ص94).
2- مدل سینکتیکس
عبارت سینکتیکس به معنی اتصال که به ظاهر همانند نیستند می‌باشد که یک کلمه یونانی است. روش‌ها یا عملیات آن کاوش برای به حداکثر رساندن احتمال آنکه سنتها ترکیب‌های از نوع “آهان” یا “یاختم” یا همان ساتوری به زبان ژاپنی که رسیدن به قلعه تنویر فکری می‌باشد را افزایش می‌دهد. گروه‌های حل مسئله به جستجوی افرادی می‌روند که فرد به انواع مختلف سنتز شده‌اند. سینکتیکس تاکید زیادی بر عجیب را آشنا، آشنا را عجیب کردن می‌گذارد. از طریق تکنیک‌های مربوط به این موضوع، کسی که به تفکر خلاق مبادرت می‌کند نسبت به آنچه عجیب است با ارتباط دادن آن با چیزی آشنا و به همان ترتیب نسبت به آنچه که آشناست از طریق ارتباط دادن با چیزی که عجیب است گرم می‌شود. استفاده از تشابهات یکی از مکانیزم‌های اساسی برای این کار است(آقایی فیشانی،1387،ص94).
3- تکنیک اسکمپر scamper
صورتهای تطبیقی را می‌توان بعنوان مکمل در آموزش چهار قانون یورش فکری به کار برد. یکی از پرطرفدارترین صورتهای تطبیقی از این نوع صورت باب ابرل مرسوم به اسکمپر است که از حروف اول فعل‌هایی که در ایده‌یابی مورد استفاده قرار می‌گیرند تشکیل شده است این ابزار را می‌توان بصورت زیر خلاصه نمود(سلیمی ،1387،ص175)
(S) جایگزین نمودن (m) تغییر دادن‌ها (e) حذف کردن (a) تطبیق دادن
(c) ترکیب کردن (m) بزرگ کردن (r) تغییر ترتیب دادن اجزا (p) یافتن کاربردهای جدید
4- تکنیک دلفی
در این تکنیک هنگامی که افراد روبروی یکدیگر می‌نشینند و به اصطلاح چشم‌شان به چشم یکدیگر می‌افتد ماخذ به حیا می‌شوند و رودربایستی‌های به وجود می‌آید که مانع از اجرای صریح و واقعی عقاید می‌شود. تکنیک دلفی متشکل از پنج مرحله است.
مرحله 1 : هر یک از اعضاء گروه مستقلا و مخفیانه عقیده و نظر و یا راه حلی را که درباره موضوع تصمیم گیری می‌شود را می‌نویسند.
مرحله 2: نظرات کتبی به یک ایستگاه مرکزی ارسال می‌گردد. در اینجا نظرات گردآوری و تکثیر می‌شوند.
مرحله 3: برای هر عضو تمامی نظرات ارائه شده فرستاده می‌شود.
مرحله 4: هر عضو درباره نظرات دیگران اظهار عقیده می‌نماید و هر فکر جدیدی را که احتمالا در اثر آگاهی از عقاید دیگران در او به وجود آمده باشد می‌نویسد و به ایستگاه مرکزی برمی‌گرداند.
مرحله 5: مرحله 3 و4 آنقدر تکرار می‌شود تا اتفاق آرا بدست آید(سلیمی ،1387،ص177).
5- تکنیک گروه اسمی
گروه اسمی نام تکنیکی است که تا حدودی در صنعت رواج یافته است. از کلمه اسمی بدین علت استفاده شده است که در این تکنیک افراد مجاز نیستند که به صورت لفظی و شفاهی با یکدیگر تماس برقرار نمایند و گروه به معنی واقعی کلمه فقط اسما و ظاهرا وجود دارد. فرایند تصمیم گیری در این جا نیز متشکل از 5 مرحله است.
مرحله 1: اعضاء گروه روبروی یکدیگر و دور یک میز جمع می‌شوند و مسئله با موضوع تصمیم‌گیری بصورت کتبی به هر یک از اعضاء داده میشود و آنها در سکوت و بدون مشورت با دیگران عقیده و نظر خود را می‌نویسند.
مرحله 2 : هر یک از اعضاء به نوبت یک عقیده را به گروه ارائه می‌دهد.
مرحله 3: عقاید ثبت شده هر گروه به بحث گذارده می‌شود تا مفاهیم برای ارزیابی روشن‌تر و کاملتر شود.
مرحله 4: هر یک از اعضاء مستقلا و مخفیانه عقاید را درجه بندی می‌نماید.
مرحله 5 : تصمیم گروه آن تصمیمی خواهد بود که در مجموع بیشترین امتیاز را بدست آورده باشد(سلیمی ،1387،ص177)
6- تکنیک آینه مورینو56
در برخی موارد یک راه حل خلاق برای حل اختلافاتی از قبیل اختلاف شدید کاری یا خانوادگی یا موارد مشابه از طریق اجرای درام اجتماعی وجود دارد که به کمک این روش طرفین، بازیکنان نقش‌ها را در حال بازی مشاهده نموده و غالباً لحظاتی از بینش درباره رفتار خود را مشاهده نموده و راه حل‌هایی را که تا آن موقع از نظرشان دور مانده بود فورا به نظرشان می‌رسد. در روش نمایش اجتماعی بازیکنان نقش‌ها، خود یک راه حل یا طیفی از راه حل‌هایی که برای طرفین صاحب اختلاف مورد قبول باشد بدست می‌آورند (سلیمی ،1387،ص179)
7- ارتباط اجباری
در این شیوه همان طور که از نام آن استفاده می‌شود باید بین دو گروه از پدیده‌ها ارتباطی اجباری ایجاد کرد. بطور خلاصه دو تکنیک ارتباط اجباری اعضاء جلسه برای یافتن یک رابطه بین دو زمینه‌ای که با یکدیگر مانوس و مرتبط نیستند دست به تلاش فکری زده و در این راه به ایده‌ها و نظرات جدیدی دست می‌یابند (سلیمی ،1387،ص181)
8- تفکر موازی57
خلاقیت گریختن و پرهیز از موانعی است که ذهن آدمی را شکل می‌دهد و آدمی را به تلاش‌ها و رویه‌ها، خوگر ساخته است در مانع شکنی، فرد به شکستن این موانع ترغیب می‌شود تا به نظرات و مفاهیم نو دست یابد و بصیرت های تازه‌ای را حاصل کند. برای شکستن ذهنیت‌های پیشین و ورود به عرصه‌ای نوین تکنیک‌هایی چند ابداع گردیده است که متداول‌ترین آنها تفکر موازی است. واضح است شیوه ادوارد دوبونو روش معمول تفکر را همانند حفر گودالی توصیف می‌کند که با افزایش اطلاعات، فرد همان گودال را عمیق‌تر می‌سازد و از دیدن جاهای دیگر برای حفر کردن باز می‌ماند در حالیکه تفکر موازی نگاه فرد را به نقاط جدید معطوف می‌سازد و اطلاعات و تجربه‌ای جدید صرفاً به اندیشه‌های قبلی افزوده نمی‌شود بلکه آنها را تغییر داده و الگو و ساختار جدیدی را ایجاد می‌کند. یکی از راههای تحقق تفکر موازی، ایجاد یک اندیشه واسطه غیرممکن است این اندیشه موجب طیران فکر و ذهن شده و با تعدیل آن می‌توان به اندیشه نو و عملی دست یافت(سلیمی ،1387،ص183)
قسمت دوم
پیشینه تحقیق
2-31 مطالعات و تحقیقات داخل کشور
1- در پژوهش که توسط قهرمان تبریزی


0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *