دانلود پایان نامه

ندرت خود را قربانی محیط اطرافشان می بینند، بلکه سرنوشت را تحت کنترل خود می دانند. این ممکن است به این دلیل باشد که آنها رویدادهای منفی را به جای تهدید، فرصت می بینند.
ریسک پذیری پایین. اگر چه شواهدی موجود نیست که نشان دهد افراد منطقی- از جمله کارآفرینان- ریسک را به منظور خود ریسک دنبال می کنند، اما شواهد نشان می دهد که کارافرینان در ریسک متعادل ترند و راه های خلاقه ای برای کاهش آن می یابند.
تحمل ابهام. کارآفرینان معمولا در موقعیت های پویا و نامعلوم نسبت به افراد عادی راحت ترند.
هوشیاری نسبت به جامعه و توجه اجتماعی. کارآفرینان اجتماعی ارزش پاداش های اجتماعی را می بینند و تمایل دارند استعدادها و انرزی های خود را در جهت جمع آوری این پاداش ها به کار بندند(آراستی،1391).
2-2-1-3 کسب و کارهای کارآفرینان اجتماعی
آغاز یک کسب و کار، یکی از گونه های کارآفرینی اجتماعی در آمریکا می باشد. سازمانهایی که فقط در فعالیت تثبیت شده محصورند، سخت تر اندازه گیری می شوند. مثلا نوسینده ای با نام«پیترسی بر ینکرهاف» (2000)، کسب و کارهای ممکن برای یک کارآفرین اجتماعی را در شش طبقه تقسیم کرده است:
آغاز تولید محصول یا خدمتی تازه
گسترش محصول یا خدمت تازه
گسترش فعالیت فعلی برای گروه جدیدی از افراد
گسترش فعالیت فعلی به محله تازه
خرید کسب و کار موجود
مشارکت یا ادغام یک کسب و کار موجود
به هر حال بهترین واکنش به یک فرصت اجتماعی می تواند استفاده از منابع فعلی برای ارائه ی خدماتی تازه و یا خدمت رسانی به افراد یا مناطقی تازه باشد. برای یک سازمان فعلی که به دنبال فرصت تازه ای است، مناسب ترین کار می تواند مشارکت با سازمان دیگری باشد که در استفاده از آن فرصت در وضعیت بهتری قرار دارد. از این دیدگاه کارآفرینی اجتماعی،« آفرینش کسب و کار» مهم است حتی اگر آن کسب و کار تازه، هنوز نامی برای خود پیدا نکرده باشد(آراستی،1391).
2-2-1-4 نظریه های کارآفرینی اجتماعی
کارآفرینی سابقه زیادی در بخش بازرگانی دارد. مهمترین نظریه هایی که در این باره مطرح می شود خلق نوآوری با ارزشی است که به وسیله شومپیتر و دراکر بیان شده است. ولی با اعمال نظریه معانی دیگری نیز دارد.
برخی کارآفرینی را ترکیبی از سرمایه گذاری بازرگانی با تاثیرات اجتماعی دانسته اند. در این دیدگاه کارآفرینی به عنوان مهارتهای فنی و علمی برای ایجاد کارآفرینی که مقاصد اجتماعی به اضافه بازرگانی پایدار را به سرمنزل میرساند دیده شده است. سازمانهای غیرانتفاعی ممکن است مجموعه ای از پست های تجاری را ایجاد کنند و از آنها در راه ایجاد و به کار گیری و درآمد زایی که البته مقاصد اجتماعی را در نظر دارد استفاده کنند. استفاده از این دیدگاه برای موسسه های انتفاعی می تواند به صورت واگذاری قسمتی از سود یا سازماندهی فعالیتهایشان برای خدمت به اهداف اجتماعی باشد این گونه نوآوریها از منابع به وجود آمده از فعالیت های تجاری موفق برای پیشبرد و تقویت فعالیتهای اجتماعی بهره می برند.
دیدگاه دوم کارآفرینی اجتماعی را به عنوان نوآوری برای تاثیرات اجتماعی را به عنوان نوآوری برای تاثیرات اجتماعی بیان می کند این منظر عمدتا بر نوآوریها و سازماندهی اجتماعی تاکید دارد و به مشکلات اجتماعی بیشتر پرداخته و بیشتر به پایداری اقتصادی به وسیله ضوابط و معیارهای اجتماعی معمول شغلی کم توجهی می کنند. این نوع کارآفرینی اجتماعی که بر مشکلات اجتماعی تمرکز دارد به جای این که به ضوابط و معیارهای اجتماعی یا نقاضای بازار پاسخ دهد نوآوریها را پایه ریزی می کند سازماندهی های اجتماعی جدیدی بنا می سازد و منابعی را تجهیز می کند تا با آن به مشکلات پاسخ داده شود.
عده ای دیگر کارآفرینی اجتماعی را به عنوان راهی برای سرعت بخشیدن به تحولات اجتماعی مطرح می کنند که البته کاملا فراتر از راه حل های مشکلات اجتماعی خواهد بود (البته مشکلاتی که مربوط به نقطه آغازین فعالیت است). از این دیدگاه کارآفرنی اجتماعی در بهترین حالت تغییرهای کوچکی در اندازه های کوچک به وجود می آورد که این تغییرها در کل سیستم موجود باعث سرعت بخشیدن تغییرهای بزرگتر می شود. در این جا تنها نیاز نداریم که مشکلات فوری را در یابیم بلکه باید وابستگی ها و سیستمهای اجتماعی بزرگتر را بشناسیم درک مطلب بالا این فرصت را می دهد که با پارادایم های جدیدی در نقاط حساس قدرت و نفوذ آشنا شویم که می تواند ما را به تغییرهای تقویت کننده هدایت کند که به ایجاد و ثبات سازماندهی های اجتماعی متحول شده می انجامد(سیدامیری،1385).
روستا و حیدری(1387) ده شاخص را به عنوان عوامل حیاتی موفقیت در کارآفرینی اجتماعی برشمرده اند که در شکل زیر آورده شده است.

شکل(2-1) عوامل حیاتی موفقیت در کارآفرینی اجتماعی

منبع: (میرک زاده،1390:45)
به طور کلی کارآفرینی اجتماعی، نماینگر مجموعه رفتارهایی است که استثنایی به شمار می آیند. این رفتارها باید توسط افرادی که توانایی انجام آنها را دارند تشویق و ترغیب شوند(مطلبی قمی،1384).
2-2-1-5 طبقه بندی کارآفرینان اجتماعی
در ارزیابی استفاده از ابزارهای مالی، ابتدا باید درک کرد که کارآفرینان اجتماعی در تلاش برای حل چه مشکلاتی هستند. اینکه چگونه برای بهترین دریافت و ترتیب مختلفی از منابع سرمایه تلاش می کنند. کارآفرینان اجتماعی را با توجه به اهداکنندگان یا سرمایه گذارا
ن بالقوه کمک های مالی به دو دسته می توان تقسیم کرد.
کارآفرینان اجتماعی که کالاهای عمومی ارائه می دهند. این حرکت ماموریت فقط برای سازمان های انتفاعی نیست بلکه مزایای اجتماعی و یا اقتصادی عمده ای ایجاد می کند که به طور معمول سودی در بازار برای کالاها و خدمات ایجاد نمی کند، بلکه در فعالیت های مرکزی خود به کمک های مالی وابستگی دارند. این وابستگی به کمک های مالی ممکن است در میان مدت به حدی کاهش یابد که منافع اقتصادی مانند هزینه های دولت از طریق پرداخت های مرتبطی با بازده پولی و از طریق مدل های بازگشت مشروط مانند تاثیر اجتماعی اوراق قرضه که تبدیل به پول می شوند، تامین شوند.
کارآفرینان اجتماعی که کالاهای خصوصی ارائه می دهند. این به طور معمول حرکت ماموریت برای سازمان های انتفاعی و غیر سودآور است که هر دو مزایای اجتماعی و اقتصادی ایجاد می کنند، به طوری که مدل کسب و کار خود را از لحاظ مالی و حتی سودآوری پایدار می کنند. آنها به طور معمول با کمک های مالی شروع می شوند. اما همچنین می تواند شکل های منابعی از سرمایه که نیاز به بازپرداخت و یا بازگشت مالی است ادامه دهند. این گروه از کارآفرینان اجتماعی که کالاهای خصوصی ارائه می دهند بشتر در معرض بهره مندی از بودجه ترکیبی هستند.
دو زیر شاخه جالب در حاشیه تجاری از زنجیره کارآفرینی اجتماعی دولتی و خصوصی وجود دارد:
نهادهای قرضه های کوچک. نهادهای قرضه های کوچک پیشرفته ترین و رشته بحث انگیز شرکتهای اجتماعی هستند. با عملیات در بخش مالی، آنها می توانند ارزش اقتصادی و اجتماعی ایجاد کنند. محدوده نهاد های سرمایه گذاری کوچک از انجمن های غیرانتفاعی کوچک است که می تواند به عنوان شرکت اجتماعی طبقه بندی شود بدون مجادله زیاد برای بانک تجاری بزرگ که نمی توان به طور خودکار به عنوان شرکت اجتماعی ا شاره شود. ماموریت آنها خدمت به فقرا به وسیله گسترش وام های خیلی کوچک و محصولات دیگر است که هم به افراد بیکار و کارافرین فقیر و یا دیگرانی که در فقر زندگی می کنند که در بانک ها پذیرفته نمی شوند. نهادهای سرمایه گذاری تحت عناوین مختلفی به ثبت رسیده اند، از جمله بنیادها، تعاونی ها، تعاونی های اعتباری، موسسات غیربانکی و یا بانک های تکامل نیافته. اینها جزء بخش هایی از گروه های قبلی کارافرینان اجتماعی که کالاها و خدمات خصوصی ارائه می دهند هستند(مارتین،2011)22.
شرکت های کوچک و متوسط(SMEs) با اثبات تاثیرات اجتماعی.SMEs گروه دیگری از سرمایه گذاری در کارافرینی اجتماعی است که کالاهای خصوصی ارائه می دهند. SMEs نوعی از شرکت های انتفاعی هستند که هم مزایای اجتماعی و هم اقتصادی ایجاد می کنند. به عنوان مثال با ایجاد اشتغال مخصوصا در مناطقی که فقیر هستند با تولید کالاها و خدماتی اثرات جانبی مثبت ایجاد کند. این که چنین SMEs کوچک در واقع کارآفرینان اجتماعی یا SMEs جریان اصلی تجاری هستند که به انتخاب آنها در دست زدن به مبادلات احتمالی بین ارزش های اجتماعی و ارزش اقتصادی بستگی دارد. معیار دیگر درجه سود در سرمایه گذاری در مشارکت توسعه در چرخه مشتریان می باشد. مشتیریان ممکن است تبدیل به کارآفرینان کوچک به جای کارکنان شوند، توانمند سازی اقتصادی و ائتلاف در حل رشد، توانایی را برای نوآوری و تکرار بیشتر ایجاد کنند(مارتین،2011).
2-2-1-6 اشتراکات و تفاوت های کارآفرینی اجتماعی و کارآفرینی اقتصادی
برای شناسایی تفاوت های میان کارآفرینی و کارآفرینی اجتماعی، اولین قدم آن است که معنای ضمنی لغت«اجتماعی» را مدنظر قرار دهیم چرا که در واقع این لغت و جه تمایز دو نوع از کارآفرینی بوده و بدان معنا است که میان اجتماعی و غیر اجتماعی بودن فعالیت تفاوت وجود دارد(نیکولز،2006). بر این اساس کارآفرینی اجتماعی در برگیرنده ی فعالیت هایی است که در راستای پیش برد اهداف اجتماعی انجام می شوند. در اهداف اجتماعی، حضور بیش از یک فرد مطرح است و منافع به گروه یا جمعی از افراد حواهد رسید. در بیش تر مباحث مربوط به کارآفرینی اجتماعی تمرکز بر فرایندی است که طی آن رفتارهای خاصی برای تعقیب اهداف اجتماعی شکل می گیرد(بلیفید،2008). در کارآفرینی اجتماعی، سود، وسیله ای برای کسب رضایت مردم است ملی در کارآفرینی کسب و کار، استفاده از سود برای بیشتر در آینده است. در واقع کارآفرینی اجتماعی یک هدف اجتماعی دارد که به خاطر آن روشهای کسب و کار را به کار می گیرد(خنیفر و همکاران،1392). بوش و مک گئورگ بر اساس دوتعریف زیر کارآفرین اجتماعی را از کارآفرین سنتی متمایز کرده اند:
هرچند کارآفرینان سنتی نیز رفتارهای اجتماعی دارند، به طور مثال به سازمان های غیر انتفاعی کمک مالی می کنند، از مواد اولیه و روش هایی استفاده می کنند که به محیط زیست آسیب نرساند و با کارمندان شان رفتاری احترام آمیز دارند، اما رفتار آن ها تنها به صورت غیرمستقیم با مسایل اجتماعی ارتباط دارد. کارآفرینان اجتماعی متفاوت هستند زیرا راهبردهای درآمدزایی آن ها به طور مستقیم به اهداف اجتماعی شان گره خورده است. به عنوان مثال آن ها افرادی را استخدام می کنند که از نظر جسمی، روحی یا مالی در مضیغه هستند و یا محصولات ماموریت- محوری تولید است. کارمندان سازمان های کارآفرینانه ی اجتماعی به طور عام ارزش بسیاری برای پاداش های غیر نقدی قایل هستند. از این رو در کارآفرینی اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی رویکردهای مدیریتی متفاوتی نسبت به بسیج منابع مالی و منابع انسانی وجود دارد(خنیفر و همکاران،1392). سنجش بهرو ور
ی، در کارآفرینی اجتماعی افزون بر سود اقتصادی، ارزش اجتماعی نیز باید اندازه گیری شود. معیارهای قابل سنجش مانند شاخص های مالی، سهم بازار و رضایت مشتری، سنجش میزان بهره وری کسب و کار اقتصادی را آسان می کنند. هدف اجتماعی کارآفرین اجتماعی سبب می شود که وی در سنجش میزان بهره وری با مشکل مواجه شود. افزون بر این ذی نفعان مالی و غیر مالی متعددی که سازمان کارآفرینانه ی اجتماعی بر آن ها متکی است تعداد و تنوع بیش تری دارند. که در نهایت منجر به پیچیدگی مدیریت این روابط خواهد شد. اندازه گیری « تغییرهای اجتماعی» نیز چالش برانگیز بوده و از این رو سنجش کارایی اثر گذاری های اجتماعی یک متمایز کننده ی اساسی است(آیستین، اسکیلم،2006)23.

تفاوت های دیگر نیز بین این دو سازمان وجود دارد:
ارزش ها و ایدئولوژی ها موضوعات محوری در سازمان های کارآفرینانه اجتماعی و فعالیت سازمانی اغلب در شرایط ایدولوزیکی و ارزشی توجیه شده است. این ویژگی در بیشتر سازمان های کارآفرینانه اقتصادی کمتر به چشم می خورد.
فعالیت های محوری در سازمان

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید