دانلود پایان نامه

موسسسات بوده است. از این رو توانایی موسسات در مشخص ساختن منابع مالی برای تامین سرمایه گذاری، و تهیه برنامه های مالی مناسب از عوامل اصلی رشد و پیشرفت این موسسات به شمار می آیدو از آنجایی که هدف اصلی موسسات رسیدن به رفاه اجتماعی است و به دلیل اینکه فرایند به دست آوردن وجوه مورد نیاز ممکن است ماهها به طول انجامد و کارآفرینان را از حرفه مدیریت کسب و کارها منصرف کند.. بنابر این شناسایی منابع می تواند باعث کاهش مشکلات آنها و دستیابی سریعتر به منابع تامین مالی و افزایش ارائه کیفیت خدمات به اعضای خود می شود.
1-3 اهمیت و ضرورت انجام تحقيق :
تجربه ثابت کرده است که دولت ها به تنهایی قادر به تأمین منافع عمومی جامعه و تحقیق اهداف توسعه ای نیستند و به همین خاطر استفاده از ظرفیت بخش تجاری در تولید کالا و ارائه خدمات باعث گسترش بنگا ه های اقتصادی در کشورهای توسعه یافته شده و زمینه های شکوفایی اقتصادی، اشتغال پایدار و رفاه نسبی شهروندان را تا حدی زیادی فراهم ساخته است. به همان نسبت که در یک کشور بخش خصوصی از لحاظ مقیاس فعالیت و بازدهی اقتصادی گسترش می یابد، رفاه و توسعه همگانی در جامعه افزیش می یابد. بخش خصوصی در توسعه، موتور محرکه و شتاب دهنده اقتصاد جامعه به حساب می آید و یکی از دلایل ناکامی کشورهای در حال توسعه در تحقق اهداف توسعه ای، ضعف ساختار اقتصادی و حضور کم رنگ بخش خصوصی و دخالت دولت در نظام اقتصادی است. به رغم حضور فعال بخش های خصوصی در قالب شرکت های تجاری، تجربه بازار نیز در تحقق نیازهای محرومیت زدایی و تأمین منافع عمومی با شکست مواجه است؛ زیرا فعالیت های بخش خصوصی در قلمرو بازار با انگیزه های انتفاعی و مبتنی بر معیار های عقلانیت اقتصادی و نفع طلبی شخصی است؛ از همین رو کارآفرینی اجتماعی در چهارچوب مشارکت های مردمی سازمان یافته و نهادهای خود جوش داوطلبانه، حلقه تکمیل کننده چرخه توسعه در پرتو دولت و راهبردی و بخش خصوصی فعال است و به راحتی می تواند شکاف میان بازار و دولت را پر کند(آیستین و همکاران،2006)6. اهمیت کارآفرینی اجماعی به این دلیل است که در پی یافتن راه حل هایی اثر گذار و پایدار است که در بیشتر نقاط جهان قابلیت اجرا داشته باشد. فلسفه وجودی سازمان های مردم نهاد و موسسات خیریه استفاده از ظرفیت مشارکت های مردمی است که با انگیزه های اعتقادی و مذهبی و با هدف حل مسائل اجتماعی در حوزه های مختلف فعالیت می کنند. ناکامی دولت ها در تحقق اهداف محرومیت زدایی به خاطر محدودیت های بودجه ای و عدم تمایل بخش خصوصی در تعقیب مسائل اجتماعی به دلایل ماهیت انتفاعی و انگیزه سوداگرایانه حاکم بر فضای بازار، می طلبد که از ظرفیت مشارکت های مدنی و کارآفرینی اجتماعی برای جبران ناکامی دولت و شکست بازار در پیگیری اهداف توسعه اجتماعی استفاده گردد. کارآفرینان اجتماعی به عنوان مشارکت اجتماعی و احساس مسئولیت اجتماعی به عنوان جایگزین یا مکمل خدمات ارائه سازمانهای عمومی و یا سازمانهای دیگر می باشد، و با محدویت های اجتماعی به دنبال روشهای پایدار و در چهارچوب اجتماعی و اقتصادی فرایند کسب و کار را تحت تأثیر قرار می دهد(سالارزهی،1390).
شکل (1-1):کارآفرینی اجتماعی مکمل دولت و بازار

منبع: (سالارزهی،1390:48)
کارآفرینی اجتماعی در پاسخ به شکست بازار با ایجاد تغییر و تحول، نوآوری پایداری مالی با هدف حل مشکلات اجتماعی است. در سالهای اخیر کارآفرینی اجتماعی به منزله یک رشته جدید از کارآفرینی است که ویژگی های سازمانهای غیر انتفاعی، دولت، و کسب و کار از جمله استفاده از حل مشکلات اجتماعی است. با افزایش مشکلات اجتماعی درکشورهای توسعه یافته و در حال توسعه در دهه های اخیر کارآفرینان اجتماعی به عنوان راهی برای حل مشکلات اجتماعی، ایجاد ارزش اجتماعی و افزایش رفاه انسان ها اهمیت بیشتری یافته است (آراستی و همکاران،1391) ودر نتیجه مانند هر سازمان دیگری، کارآفرینان اجتماعی نیز نیاز به منابع مالی به منظور رسیدن به خدمت به مأموریت و اهداف خود دارند. در چنین شرایطی توجه به مکانیسم تأمین مالی کا رآفرینان اجتماعی پیش از پیش اهمیت پیدا می کند. با توجه به ساختار سازمانی کارآفرینان اجتماعی نسبت به شرکتهای سودآور و دولتی تحلیل و ارزیابی منابع مالی کارآفرینان اجتماعی از جهات حدود مناسب آن و کارایی همواره با مشکلات زیادی همراه بوده است. رشد فزاینده مشکلات مالی کارآفرینان اجتماعی و فقدان پژوهش و تحقیق در این زمینه از اهمیت بسیار بالای موضوع در جامعه است. لذا تجهیز مدیران، مسئولین و کارشناسان مسائل اجتماعی و فرهنگی موضوعات کارآفرینان اجتماعی به ویژه مسائل مالی کارآفرینان اجتماعی، امروزه امری ضروری و اجتناب ناپذیر است.
اهمیت از نظرکارآفرینی اجتماعی
وازه کارآفرینی ریشه در ادبیات فرانسه در قرن های هفدهم و هجدهم میلادی دارد. کارآفرینی به افرادی اشاره دارد که با پیگیری و جستجوی روش های بهتر انجام کار پیشرفت اقتصادی قابل ملاحظه ای را تجربه می کنند. کارآفرینان با استفاده بهینه از منابع و امکانات محدود، بهروری و کارآیی قابل توجهی را عرضه و به عبارتی کارآفرینان ارزش افزوده ایجاد می کنند(دیز،2001)7. کارآفرینان همیشه در جستجوی تغییر، واکنش هوشمندانه به تغییر و حداکثر استفاده ازتغییرات هستند. در ادبیات کارآفرینی، علاوه بر کارآفرینی تجاری که بیشتر معطوف به کسب و کارهای تجاری و اقدامات ریسک پذیران
ه جهت دستیابی به اهداف سودآوری است، کارآفرینی اجتماعی به مثابه مکمل کارآفرینی تجاری جایگاه ویژه ای در ادبیات توسعه اجتماعی دارد. جوهره کارآفرینی اجتماعی همان فعالیتهای نوع دوستی، احسان و نیکوکاری و احساس مسئولیت در قبال مشکلات اقشار آسیب پذیر و محروم جامعه است(دیز،2001). هرچند بسیاری از کارآفرینانی که محققین مد نظر داشتند، کار خود را با راه اندازی کسب و کاری سودآور و نو آغاز کرده اند اما راه اندازی کسب و کار به تنهایی نمی تواند جوهره اصلی کارآفرینی باشد. آن چه امروزه به عنوان مبنای تعاریف نوین کارآفرینی به کار می رود، بر پایه ی تعاریف باتیست- شومپیتر که کارآفرینان را “نوآوران، عوامل تغییر و موتور محرکه ی در پس توسعه اقتصادی” نامیده بودند، بنا شده است. طی سال ها دیدگاههای متنوع و تعاریف مختلفی در ارتباط با کارآفرینی ارایه شد. اما امروزه تعریف منحصر به فردی نیست که از طرف همگان پذیرفته شده باشد. تعاریف بر طیف وسیعی از فعالیت ها تاکید می کنند، که عبارتند از : تحمل ابهام، خلق سازمان جدید، کشف فرصتها، جمع آوری عوامل تولید و تولید ترکیب های جدید(عمرانی،1389).
تعریف مطرح شده از کارآفرینی، معرفی کننده رفتار کارآفرینانه بوده و قابل تعمیم به دیگر حوزه ها نیز هستند. هرچند عبارت “کارآفرینی اجتماعی” عمر چندانی ندارد، اما به ازای عملی این مفهوم از دیر باز وجود داشته، کارافرینان اجتماعی زیادی در طول قرن های مختلف فعالیتهای بشر دوستانه ای برای ایجاد تحول در جوامع انجام داده و موسسه های بسیاری توسط آن ها تأسیس شده است . تخصیص واژه جدید به این مفهوم قدیمی، با این دلیل اهمیت دارد که این حوزه عملی، هویت علمی پیدا کرده و مرزهایی هرچند مبهم برای آن تعریف می شود. واژه کارآفرینی اجتماعی اولین بار در ادبیات مربوط به تغییرهای اجتماعی در دهه ی 1960و1970 پدیدار شد. این مفهوم در دهه های 1980و1990 توسط بیل درایتون و دیگرانی مانند چارلز لیدربیتر به صورت گسترده ای مطرح شد(عمرانی،1389).
با توجه به ناکامی دولت ها و موسسات تجاری برای حل مسائل اجتماعی، جامعه امروزی برای رویارویی با مسائل پیچیده اجتماعی نیازمند کارآفرینی و خلاقیت اجتماعی است. کارآفرینی اجتماعی شامل برنامه های نوآورانه برای کمک به بهبود معیشت کسانی است که فاقد کسب و کار و توان مالی هستند و یا در استفاده از فرصت های خدمات اجتماعی با محدودیت مواجه اند. این گروه از کارآفرینان نیکوکار، براساس پایبندی به ارزش ها و مأموریت ارزشی که به آن باور دارند، دست به ابتکار عمل ها و نوآوری های اجتماعی برای برآورد ساختن نیازهای جامعه می زنند(گیلد و پارکر،2007)8. این نوع از کارآفرینان با انگیزه های نیکوکارانه در راستای خدمت به بندگان خدا، نوعی رضایت درونی حاصل می کنند و از این که گروهی از مشکلات مردم به دست آنها باز می شود و در خدمت به هم نوعان مشارکت دارند، شور و شعف در آنها به وجود می آید. کارآفرینی اجتماعی فرایندی است که در جریان آن، افراد و گروه ها و بخش های اجتماعی به طور داوطلبانه کار می کنند تا از دارایی های اجتماعی که بدون استفاده مانده، ارزش آفرینی کنند و فرصت های ناشی از آنها را تشخیص دهند(میری،1385،ص17).
بسیاری از محققین کارآفرینی اجتماعی را به عنوان ترکیب بنگاههای تجاری با تأثیرات اجتماعی می دانند . در این دیدگاه، کارآفرینان از مهارتهای کسب و کار و دانش به ایجاد شرکتهای که مقاصد اجتماعی دارند استفاده می کنند، علاوه بر آن سازمان ممکن است شعبه های تجاری برای ایجاد اشتغال و درآمد برای اهداف اجتماعی خود ایجاد کنند(آلورد و هکاران،2004)9.
کارآفرینی اجتماعی، همان نوآوری برای مشکلات و مسائل اجتماعی است. کارآفرینان اجتماعی با استفاده از تدابیر نوآروانه و ایجاد سازوکارهای اجتماعی به بسیج منابع برای برخورد با مسائل اجتماعی می پردازند. کارآفرینان اجتماعی به دنبال شناسایی و رفع نیازهای اجتماعی جامعه هستند و در این مسیر پرفراز و نشیب از اعتبار اجتماعی و جان و مال خود مایه می گذارند. کارآفرینان اجتماعی تحولات اجتماعی را شتاب می بخشد و پیامدهای اجتماعی بلند مدت و پایدار را به ارمغان می آورند(آلورد و هکاران،2004).
همان طور که کارآفرینان تغییرهایی در وضعیت کسب و کار به وجود می آورند، کارآفرینان اجتماعی نیز به مثابه عاملان تغییرهای اجتماعی عمل می کنند، آن ها با بهره برداری از فرصت هایی که توسط دیگران نادیده گرفته می شود، نسبت به رشد جامعه با رویکردهای جدید و خلق راه حل هایی برای بهبود وضع آن اقدام می کنند. جورج دیز به شش ویژگی کارآفرینی اجتماعی اشاره می کند که به شرح زیر است.
آن ها عاملان تغییر در بخش اجتماعی هستند؛
برای خلق و نگهداری ماموریت اجتماعی ارزش تعریف می کنند؛
این افراد مجدانه در پی کشف و پی گیری فرصت های جدید برای رسیدن به هدف هستند؛
آن ها بی باکانه و بدون محدود شدن توسط منابع در دسترس، فعالیت می کنند؛
کارآفرینان اجتماعی نسبت به مخاطبان خود پاسخ گو هستند؛
آن ها به طور مداوم خود را درگیر فرایند نوآوری، یادگیری و انطباق می کنند(دیز،2001).
با توجه روز افزون به این موضوع، هم چنان کارآفرینی اجتماعی در نظر افراد متفاوت، معنای مختلفی دارد. برخی کارآفرینی اجتماعی را منحصر به سازمانهای غیر انتفاعی که برای پیش برد اهداف خود، فعالیت های سودآور و درآمدزا انجام می دهند، می دانند. بعضی این مفهوم را برای تمام کسانی که نسبت به راه اندازی سازمانهای غیر انتف
اعی اقدام می کنند به کار می برند. گروهی آن را تنها مختص دسته ای از فعالیتهای سازمان های انتفاعی می دانند که اهداف عام المنفعه دارند. جرج دیز در مقاله ی خود با عنوان “معنای کارآفرینی اجتماعی” می گوید: ” کارآفرینی اجتماعی گونه ای از کارآفرینان با اهداف اجتماعی هستند”(دیز،2001) وی می افزاید : “افرادی که در کارشان نوآوری بیش تری داشته و منجر به ایجاد توسعه ی اجتماعی می شوند، به طبع کارآفرین تر هستند.” بدین ترتیب کارآفرینی اجتماعی می تواند شامل اهداف اجتماعی فعالیت های تجاری مانند تأسیس صندوق های اعتباری خرد، و یافتن راه حل هایی نو برای پاسخ گویی به معضل های اجتماعی باشد(عمرانی،1389).
کارآفرینان اجتماعی اغلب چون به جای کسب و کارهای متداول، دارای چشم انداز راهبردی، پویا و متنوع هستند و از آن جایی که نمی خواهند ماموریت اجتماعی خود را از بین ببرند در هر کجا که ممکن باشد به دنبال متحدان و منابع می گردند. از این رو بسیاری از آن ها هم زمان با دولت، نهادهای بشردوستانه، بخش داوطلبانه ،

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید