دانلود پایان نامه

هایی که درآمد خود را از اعضا کسب می کنند، انجمن های حرفه ای و بازرگانی هستند که عموما با صنعت و یا مشاغل ویژه ای ارتباط دارند. دو گونه از موسسات این کار را می کنند: یکی سازمانهای خدمت به اعضا هستند که منافعی را در ابتدا برای اعضای خود فراهم می کنند. دومین نوع عضویت سازمان، خدمت به عموم و اعضاء است که هم به اعضاء و هم به عموم مردم در طیفی گسترده، خدماتی ارائه می دهد. با رشد بالای عضویت در انجمن های حرفه ای و گرایش جوانان به این سازمان ها، آنها به وضوح به ارزش مطالعه شده در مورد کارآفرینان اجتماعی اشاره دارند. خدماتی که موفق ترین انجمن ها به صورت حرفه ای برای افراد فراهم می کنند، ممکن است برای انواع مختلف موسسات اجتماعی موثر باشد که در بررسی درآمد مبتنی بر پرداخت اعضاء مورد ملاحظه قرار گیرد. این خدمات عبارتند از:
منافع. اعضای انجمن اغلب به برنامه های بهداشت، برنامه های خدمات بازنشتگی و کمک به افراد بیکار شده دسترسی دارند.
مزایای مسیر شغلی. انجمن ها شبکه های حرفه ای ارتقاء مسیر شغلی را فراهم می کنند.
جامعه. اعضای یک حرفه خاص به دنبال جوامعی هستند که انجمن های مربوطه بتوانند تجربیات خود را به فرد تازه کار منتقل کنند.
فرصت های برای خدمت. اعضای جوان تر انجمن اغلب در پی فرصت های خدمت هم به انجمن ها و هم خیریه های مربوط به آن هستند. انجمن ها اغلب واسطه هستند و این فرصت ها فراهم می کنند(آستیبن و دیورکس،200628(.
2-2-3-1-3 مدیریت کارآمد
با کنار گذاشتن این موضوع که مدیران به عنوان افرادی که تنها به فکر منافع شخصی خود هستند، برخی اتفاق نظرها وجود دارد که حداقل بخشی از انگیزه ها یا ویژگی شخصیتی آنها به شکلی از نوع دوستی سرچشمه می گیرد: مردم را در بخش اجتماعی که مدیران به دنبال سود کمتر یا به دنبال ایده آل های خود در عمل هستند، جلب می کند(آکرمن،1987)29. از این رو می توان انتظار داشت که مدیران در سازمان های اجتماعی سود کمتری نسبت به همتایان خود در سازمان های انتفاعی به دست می آورند، به تمایل خود به دنبال سود کمتر نسبت به سازمان های انتفاعی هستند، به عنوان مثال دستمزد کمتر برای کاری که در سازمان ها انجام می دهند(یانگ،1987)30. هاندی و گاتز (252-1998) در یک مدل رسمی تفاوت دستمزد را بین اشخاص خیر و اشخاص غیرخیر در شغل مدیریتی در سازمان های کارآفرینی اجتماعی را مشاهده کردند. اگرچه نوع دوستی قبل از عقد قرارداد مشاهده نمی شود. بدون پیچیدگی های عدالتی مدل خود را این چنین شرح می دهد، پیشنهاد دستمزد پایین تر از دستمزد احتیاطی برای متقاضیان غیر خیر یک مکانیسم خود انتخابی که درآن افراد غیر خیر صدق نمی کند: “دستمزد پایین تر مدیران را جذب خواهد کرد در حالی که به علت اجتماعی بودن تعهد بیشتری را در پی خواهد داشت.
اهمیت برنامه ریزی استراتژیک برای سازمان های اجتماعی به سختی برآورد می شود. از نظر مفهومی هیچ تفاوتی بین برنامه ریزی استراتژیک برای سازمان های اجتماعی و سازمان های دیگر وجود ندارد. می توان نتیجه انعکاس سازمانی دانست که چگونه به اهداف خود برسد، به هر حال تفاوت در اهداف سازمانی است، و وجود محدودیت های خاص و شرایطی مانند تنوع ذینفعان، منابع مالی و اهمیت تاثیرات غیربازار یا محدودیت های غیر توزیع مشاهده کرد(مدیلتون و گریر،1996)31.
میلر(2002) می دهد نشان می دهد که تکنیک های جریان اصلی برنامه ریزی استراتژیک را می توان به سازمانهای مذهبی هم اعمال کرد. که به معنای واقعی تولید کالای اعتقادی و یا خدماتی که نمی تواند کیفیت ثابتی در قبل یا در طول مصرف داشته باشند، مگر اینکه دوام زیادی داشته باشند.
یک استراتزی برنامه ریزی برای سازمان های اجتماعی توسط بریسون(48,1991) و همچنین آنهیر(261،2005) پیشنهاد کرده است:
شناسایی اهداف سازمان
تعیین اهداف
تجزیه و تحلیلSWOT
شناسایی مسائل استراتژیک مربوط
انتخاب استراتژی یا استراتژی های مناسب
پیاده سازی این استراتژی(جگریس،2008)32
بدیهی است که هیچ تفاوتی اساسی بین این استراتژی و آن هایی که در کتاب های مدیریت برای سازمان های انتفاعی پیشنهاد شده وجود ندارد. با نگاهی به 17 مقالات تجربی منتشر شده بین 1977 و 1992، میدلتون و گریر (1996) سعی کردند یک تصویر جهانی از یک برنامه ریزی را در سازمانهای خیریه نشان دهند. اولین مشاهده آنها این است که یک “برنامه رسمی به طور گسترده بکار گرفته نشده است”(مدیلتون و گریر،1996).
چهار عامل اصلی برای یک برنامه ریزی رسمی مورد نیاز است: توسط اهداکنندگان: مشکلات و چالش ها (کاهش عضویت، ترک مدیران سازمان، تغییر گروه های هدف، تغییر اولویت های تامین کنندگان اصلی مالی)، تعهد مدیریت به برنامه ریزی و ابعاد. اندازه، سازمان های بزرگ بیشتر تمایل به داشتن یک سیستم برنامه ریزی رسمی دارند تا سازمان های کوچکتر(مدیلتون و گریر،1996).
کورتنی(115-،2002) به پژوهش های شرکت حسابداری33در سازمانهای بزرگ خیریه آمریکا اشاره کرد، که 82 در صد گزارشها مربوط به برخی از فرم های برنامه ریزی استراتژیک است. با توجه به این که این تنها مربوط به سازمان های بزرگ مورد بررسی قرار گرفته است، این نتیجه با نتیجه گیری های میدلتون و گریر یکسان است(جگریس،2008).
بررسی های استون و همکاران(1999)، فراتر از توصیف است، با نگاه به 65 مقالات تحقیقی منتشر شده 1977 و 1997، برای ایجاد ارتباط بین فعالیت های مدیریت استراتژیک( تدوین استراتژی، محتوای استراتژی و پیاده سازی) و عملکرد سازمانی است. یکی از دلایل احتمالی م
شکل صراحت اندازه گیری عملکرد سازمانی است(استون و همکاران،1999)34. در نتیجه، هیچ یک از بررسی مطالعات شامل اقدامات خاصی از عملکرد سازمانی نیست. با وجود تعدادی از نشریات در زمینه برنامه ریزی استراتژیک برای سازمان های اجتماعی، و کار کمی در این موضوع، به نظر می رسد هیچ چهار جوب نظری که در آن رفتار استراتژیک سازمان های اجتماعی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد وجود ندارد. نظریه های موجود که مدل ها را در سه خوشه گروه بندی کرده اند:
مدل های نوع دوستی(نوهوس،1970)35 که در آن ابزار سازمانی توسط کمیت خروجی و هم کیفیت خروجی تعیین می شود، در مدل های تعاونی پزشکی(پالی و ردیچ،1973) 36و مدل های خروج از کیفیت(گلیسر و شلیفر،2001) .37رو به رو شدن این مدل ها با شواهد تجربی موجود، آن ها به این نتیجه رسیده اند که مدل همکاری پزشکی مربوط به شواهد تجربی نمی شود مفاهیم استراتژیک این مدل ها نقاط مرکزی خود را مورد توجه قرار نمی دهد. مقایسه این شرایط خاص در رفتار سازمان های انتفاعی و اجتماعی از نظر ماهیت نسبی نسبت به کارهای نظری موجود بسیار پیچیده تر است(جگریس،2008).
1-انتخاب استراتژی
نظریه پردازان استراتژی سازمان های اجتماعی و اقتصادی هنوز دیدگاه شبه انحصاری نقطه سازمانی انتفاعی دارند که منجر به شناخته شدن استراتژی مانند استراتژی های عمومی مطرح شده توسط پورتر(1980) (هزینه رهبری، تمایز، تمرکز) یا تنوع استراتژی های شرح داده شده توسط، آنسف(1965) شده است.تا زمانی که آنها اهداف سازمان های اجتماعی را از اهداف سازمان های انتفاعی متفاوت در نظر می گیرند، این نیز برای مدیریت و هیئت مدیره ارزشمند است. تاکمن(183.1998-179) نشان داد که چارچوب “پنج نیروی رقابتی پورتر ” (پورتر 1980) برای رقابت سازمان های اجتماعی با یک دیگر اعمال می شود.
این منصفانه است که گفته می شود نظریه های مطرح شده در بالا جدا از علم اقتصاد نیست که به واسطه مشکلاتی که در شرکت مورد مطالعه قرار گرفتند یک مرتبه وارد حوزه مدیریت استراتژیک شده است.
رفتار سازمان ها به طور کامل توسط مدیریت (نظریه های مدیریتی)، و با به عنوان نتیجه مدیریتی از فعل و انفعالات بین اصول سازمانی و عوامل آن تعیین می شوند.
تئوری حداکثر رشد که به طور جدایی ناپذیر با بامول(1959) مریوط است. در حالی که یک سازمان انتفاعی به دنبال رشد است، یک سازمان اجتماعی با همان هدف به عنوان گسترش فعالیت های است که ممکن است یک هدف قابل قبول باشد با این مشکل روبه رو نیست. ویز و همکاران(2006) تاثیر شبکه بر رشد سازمانی را در یک نمونه از 156 سازمان خیریه در مینیاپولیس، نست پل(1980-1994) به دست آمده است را ارزیابی کردند. حتی پس از کنترل وضعیت تفاوت ها بین سازمان ها، سازمان های غیرانتفاعی درگیر درشبکه های اجتماعی دارای نرخ رشد بالاتری از سازمان های خیریه ای که درگیر چنین شبکه های هستند، نیستند. در حالی که که این برخلاف سازمان های اجتماعی تجاری است(کلسیفیکس،2006)38.
2- مدیریت بازاریابی
مدیریت بازاریابی سازمان های اجتماعی با مدیریت بازاریابی با سازمان های انتفاعی تفاوت ندارد و هر دو برآوردن نیازهای برخی از گروه های هدف است، البته دنبال کردن اهداف مختلف است(شاپیرو،1973)39. به طور سنتی “چهارPs (محصول، قیمت ، مکان و ترویج) که به طور مساوی برای هر دو سازمان مهم است.
نگرش خصمانه ای نسبت به تکنیک های بازاریابی مشخص اکثر سازمان های اجتماعی برای چندین دهه وجود داشته است، با وجود بازاریابی که به عنوان جادوگر سرمایه داری در ساخت سرمایه گذاری ثروتمند درک شده است. امروزه رویکرد واقع بینانه تری در مفهوم مدیریت و بازاریابی سودآور مشاهده می شود: مفاهیم قابل قبولی در قلمرو بخش اجتماعی وجود دارد(شوهام،:454؛2006),40, اگرچه اثر(جهت بازاریابی سازمانی) در عملکرد سازمانی است نه برای سود(شوهام و همکاران،2006؛456) . شوهام و همکاران (2006) پس از انجام تحلیل خود در شش کشور توسعه یافته در سه قاره جهان به این نتیجه رسیدن، که حضور یک گرایش بازاریابی در واقع تاثیر مثبت بر عملکرد سازمانی به خصوص برای سازمان های اجتماعی دارد(شوهام و همکاران،2006؛461).
یک توضیح احتمالی برای این تفاوت می تواند این واقعیت باشد که میزان گرایش بازاریابی بیشتر یا کمتر در سازمان های انتفاعی قابل مقایسه است، تاثیر افتراق بر عملکرد سازمانی است. درحالی که سازمان های اجتماعی یک رویکرد بازاریابی کامل را می پذیرند تا از برخی از مزیت های اولیه آن استفاده کنند، نتایج بدست آمده توسط ریچی دابستورد (2006) از 144 سازمان اجتماعی نشان می دهد که “مدیران با پیشینه بازاریابی بیشترین تاثیر را بر عملکرد سازمانی دارند”. عملکرد مالی در شرایط موجود از جمع آوری کمک های مالی اندازه گیری می شود(شوهام و همکاران،2006،476).
3- مدیریت مالی
کنار گذاشتن تصمیم گیری سود مناسب نیست زیرا دارای محدویت های غیر توزیع از تکنیک های مدیریت مالی سازمان های اجتماعی از کسانی که از امور مالی شرکت های مرسوم هستند، متفاوت نیست. تفاوت در اهداف در نظر گرفته شده است، این دلیلی نیست که نظریه های مالی سازمان های اجتماعی قابل تصور نیست. حداقل کاری که می توان از یک مدیریت مالی سازمان اجتماعی انتظار داشت، کاهش آسیب پذیری مالی، اجتناب از عدم پرداخت، و ورشگستی و یا توقف اجباری فعالیت ها است. اگر چه استفاده از مفاهیم استاندارهای مالی مانند نقدینگی، سود یا اهرم مالی نمی تواند از ارزیابی سلامت مالی سازمانها مستثنی شود (جگریس،2008).
1- منابع بودجه
این مورد برای
سازمان های اجتماعی است، ما می توانیم دو دسته بندی بودجه را برای سازمان های اجتماعی تشخیص دهیم. حقوق صاحبان سهام و یا داریی های خالص از یک سو، و بدهی ها یا مسئولیت از سوی دیگر. دو برابر مجموع ارزش(حسابداری) از دارایی سازمانی(داریی کل) است، که فقط روش دیگری از روش معادله حسابداری. رابطه بین بدهی و حقوق صاحبان سهام ساختار سرمایه سازمان است(جگریس،2008).
2-دارائی خالص
تنوع صاحبان سهام
حقوق صاحبان سهام سازمان های اجتماعی به مراتب متنوع تر از حقوق صاحبان سهام سازمان های اجتماعی است، به عنوان مثال منابع بیشتری را می توان بهره برداری کرد. تاکمن(1993) دو دسته منابع را متمایز کرده: منابع داخلی و منابع خارجی. تاسیس سازمان زمانی که کمک های مالی(به صورت نقدی و یا جنسی)، و سود/ زیان که باید با توجه به محدویت های غیر توزیع حفظ شود، دومی انواع کمک های مالی، هدایا و یارانه ها. اگر چه همه

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید