دانلود پایان نامه

هیرشمن- راسموسن نیز به طور مشابهی تعریف میشود :
(3-47) (s_(i.)/n)/(s_./n^2 ) = n s_(i.)/s_(..) L_j^F =
رابطه 3-47 بیانگر نسبت متوسط هر عنصر ماتریس (I-A)^(-1) به متوسط تمامی عناصر این ماتریس است. اگر متوسط هر ستون از متوسط کل، بیشتر باشد در این صورت بخش دارای شاخص پیشین قوی یا قدرت انتشار بالا میباشد. بدین معنی که افزایش در تولید بخش مورد نظر موجب افزایش بیشتری در تقاضای آن برای نهادههای بخشهای دیگر میشود. برعکس اگر متوسط سطر بیشتر از متوسط کل باشد در این صورت بخش مورد نظر دارای شاخص پیوندِ پسین قوی است. بدان معنا که محصول نهایی بخش j که مورد تقاضای بخشهای دیگر است بیش از متوسط همه بخشها است. بنابراین وقتی شاخص پسین و پیشین برای یک بخش تولیدی بزرگتر ازسایر بخشها باشد، در این صورت بخش مورد نظر یک بخش کلیدی است.
کاملاً محتمل است که یک بخش دارای شاخص پیوند پسین و یا پیشین بزرگ باشد اما فقط با چند بخشِ محدود رابطه داشته باشد. به عبارت دیگر پیوند بخش مورد نظر با سایر بخشها فقط محدود به چند بخش باشد، بخش مورد نظر کلیدی نخواهد بود. لذا بایستی تغییرات شاخص انتشار را نیز در نظر گرفت.
ضریب تغییرات یا شاخص تغییرات را برای پیوندهای پیشین و پسین به صورت زیر تعریف میکنیم :
(3-48) s_(.j)/n = = (∑_(i=1)▒s_ij )/n (s_(.j) ) ̅ , √((1/(n-1) ∑_i▒〖(s_ij-(s_(.j))) ̅〗^2 )/s_(.j) ) V_j^B=

(3-48) s_(i.)/n = = (∑_(j=1)▒s_ij )/n (s_(i.) ) ̅ , V_j^F= √((1/(n-1) ∑_i▒〖(s_ij-(s_(I.))) ̅〗^2 )/s_(I.) )
3-48 و 3-49 به ترتیب ضریب تغییرات شاخصهای پیوند پیشین و پسین برای بخش j میباشند.
وقتی ضریب تغییرات کوچک باشد بدان معنا است که سرمایهگذاری در این بخش میتواند سایر بخشها را تقریباً بطور یکنواختتری تحت تأثیر قرار دهد. حال میتوان شاخصهای تغییرات را با تقسیم بر شاخصهای پیوند، نرمال نمود :
(3-50) (V_j^B)/(L_j^B ) S_j^B =
(3-51) = (V_j^F)/(L_j^F ) S_j^F
اگر S_ij کوچکتر از یک باشد بدان معنا است که بطور متوسط بخش j بطور یکنواختتری با سایر بخشها مرتبط است. بنابراین در صورتی که L_j^B˃1 و S_j^B˂1 و یا L_j^F˃1 و S_j^F˂1 باشد، در این صورت بخش j یک بخش کلیدی است.
3-6-1-4- شاخصهای پیشین و پسین اشتغال
هر بخش یا فعالیت برای تولید محصولش از تعدادی نهاده اولیه ( مثل نیروی کار و سرمایه ) و به علاوه برخی از محصولات تولید شده در سایر بخشها به عنوان نهاده واسطهای استفاده میکند. همچنین تولیدات هر بخش یا فعالیت را میتوان به دو قسمت تقسیم نمود : قسمتی که بهعنوان یک نهاده واسطه در خود آن صنعت و سایر صنایع مورد استفاده قرار میگیرد. بخش دیگر به تقاضای نهایی تخصیص داده میشود که شامل مصرف، سرمایهگذاری بهانضمام تغییرات موجودیهای فیزیکی، هزینههای دولتی و خالص صادرات میباشد. از لحاظ ریاضی سیستم لئونتیف به صورت زیر بیان میگردد :
a_11 x_1 + a_12 x_2 + … a_1n x_n + F_1 = x_1
a_21 x_1 + a_22 x_2 + … a_2n x_n + F_2 = x_2
………..

a_n1 x_n1 + a_n2 x_n2 + … a_nn x_nn + F_nn = x_n
در اینجا a_ij که برابر با نسبت x_ij/x_j میباشد، مقدار محصول iام مورد نیاز برای تولید یک واحد از کالای jام را نشان میدهد. x_j تولید کل محصول jام و F تقاضای نهایی برای محصول jام را نشان میدهد. روابط نظری ساختار تولید و ایجاد اشتغال در بخشهای مختلف اقتصادی را میتوان به فرم ماتریسی به صورت زیر بیان نمود :
(3-52) X = AX + F
X – AX= F
X ( I- A ) = F
(3-53)X = (I-A)^(-1).F
A_(n×n) : ماتریس ضرایب فنی
X_(n×1) : بردار ستونی از ستانده خالص
F_(n×1) : بردار ستونی از تقاضای نهایی بخشی
: 〖 (I-A)〗^(-1) ماتریس لئونتیف( نیازهای کل مستقیم و غیرمستقیم )
از طریق رابطه 3-39 میتوان میزان تقاضای نهایی را با سطح اشتغال بخشهای مختلف اقتصاد، مرتبط نمود. اگر X_j و L_j به ترتیب تولید و اشتغال در بخش j باشد ضریب اشتغال در این بخش به این صورت حساب میشود(محمد و راضیه نصر اصفهانی، 1388).
(3-54) L = (n ) ̂.X n_j = L_j/X_j
با استفاده از رابطه 3-39 . جایگذاری آن در رابطه 3-40 خواهیم داشت :
(3-55) L = n ̂.(I-A)^(-1).F = L ̇.F
در رابطه فوق L بردار شاغلین بخشها، n ̂ ضرایب اشتغال بخشها( علامت کلاهک نشاندهنده، ماتریس قطری) و L ̇ ماتریس اشتغال میباشد. با استفاده از رابطه 3-41 میتوان روابط اشتغال پیشین و پسین بخشهای مختلف را محاسبه نمود. با استفاده از ماتریس اشتغال که هم مفهوم اثرات مستقیم و هم اثرات غیرمستقیم را در خود گنجانده است میتوان ارتباطات پسین و پیشین اشتغال را بدست آورد. در واقع جمع ستونی ماتریس اشتغال n ̂(I-A)^(-1)= 〖[L]〗_n(n (پیوند پیشین) یا ضریب اشتغال نامیده میشود که نفرشغل ایجاد شده در کل اقتصاد، در اثر افزایش یک واحد مشخص از تقاضای نهایی که در بخش j به وجود میآید را نشان میدهد. بخشهایی که از شاخص پیوند پیشین بالاتری برخوردارند از نظر اشتغال در مرتبه بالاتری قرار میگیرند. پیوند پیشین به صورت زیر محاسبه میشود.
L ̇=n ̂.(I-A)^(-1)=〖[L_ij]
〗_n(n
(3-56) BL_j = ∑_(i=1)^n▒L_ij
شاخص پیوند پسین اشتغال، نفر- شغل ایجاد شده در کل اقتصاد، که در اثر تغییر ارزش یک واحد مشخص از تقاضای نهایی در بخش i بهوجود میآید را نشان میدهد و از جمع سطری ماتریس اشتغال میتوان آن را برای هر بخش محاسبه کرد. به عبارت دیگر این شاخص، مقدار تأثیرپذیری بخش i از گسترش اشتغال در دیگر بخشهای اقتصادی را به ازای تغییر یک واحد معین در تقاضای نهایی نشان میدهد.
پیوند پسین اشتغال به صورت زیر محاسبه میشود :
(3-57) FL_i = ∑_(j=1)^n▒L_ij
نظریه پیوندهای بین بخشی پیشین و پسین به عنوان مقیاسی از وابستگی متقابل ساختاری راسموسن در سال 1956 ارائه شد. پس از آن، استفاده از این مقیاس در تعیین بخشهای کلیدی به وسیله هیرشمن در سال 1958 پیشنهاد شد. در واقع بسیاری از کشورهای توسعه نیافته امکان سرمایهگذاری در تمامی بخشهای اقتصاد را ندارد. بنابراین در برنامهریزیهای کلان اقتصادی باید در ابتدای کار بخشهای کلیدی که درجه وابستگی بالایی با سایر بخشها دارند شناسایی شوند. بخش کلیدی، بخشی است که به علت پیوند تکنولوژیک با سایر بخشها، رشد آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. ضربان رشد تولید شده توسط بخشهای کلیدی، توسعه سایر بخشها را از دو جنبه تشویق میکند : اولاً به عنوان استفاده کننده دادهها از سایر بخشها (پیوند پیشین) و ثانیاً به عنوان عرضه کننده دادهها به سایر بخشها (پیوند پسین).
گسترش بخشهای کلیدی، موجبات کاربرد بیشتر محصولات سایر بخشها را فراهم میکند. لذا سایر بخشها را تشویق میکند که جهت تأمین دادههای مورد نیاز توسعه یابند. این امر پیوند بخشهای عرضهکننده دادهها به بخشهای مرتبط با بخش کلیدی و سایر بخشها را افزایش میدهد و با توجه به درجه پیوند بین بخشها آثار غیرمستقیمی بر جای میگذارد.
3-6-1-5- شاخص کشش داده- ستانده
در کنار شاخصهای فوق برای تعیین میزان اشتغالزایی هر بخش، از شاخص کشش اشتغال داده- ستانده استفاده میگردد. کشش اشتغال داده- ستانده درصد تغییر در اشتغال کل به ازای یک درصد تغییر در تقاضای نهایی از ستانده یک بخش مفروض را اندازهگیری میکند. بنابراین خواهیم داشت:
(3-58) = ∂L/(∂Y_i )(Y_i/L E^e
که در رابطه 3-58، L تعداد کل شاغلان در اقتصاد، Y_i تقاضای نهایی از ستانده صنعت j و ∂L/(∂Y_i ) جمع ستونی ماتریس معکوس ضرایب اشتغال بخش مورد نظر است. کشش اشتغال مستقیم داده –ستانده درصد تغییرات در اشتغال بخش مورد( مثلا َj) را به ازای یک درصد تغییر در تقاضای نهایی همان بخش نشان میدهد. به عبارت دیگر میتوانیم بنویسیم:
(3-59) = (∂L_j)/(∂Y_i )(L_j/L_j E_j^’e
در رابطه 3-58، L_j تعداد شاغلان در بخش j، Y_j تقاضای نهایی از ستانده صنعت j و (∂L_j)/(∂Y_i ) عناصر قطر اصلی ماتریس معکوس ضرایب اشتغال بخش مورد نظر را نشان میدهد. بر اساس این روش بخشهای دارای مقادیر بزرگتر کشش، از اولویت برخوردارند.
3-6-1-6- شاخص ضریب تغییرات اشتغال
پیوندهای پسین و پیشین نرمال در یک بخش ممکن است به طور نسبتاً مساوی و متعادل با بخشهای دیگر حاصل نشده باشند یا به عبارتی در نتیجه ارتباط یک بخش با شمار اندکی از بخشها به وجود آمده باشد؛ بنابراین شاخص ضریب تغییرات پیوندهای پیشین و پسین برای رفع این نقص ارائه شده است.
شاخص ضریب تغییرات پیوند پیشین :

(3-59) V_U=[((1/(n-1)) ∑_i▒(L_ij-(1/n) ∑_i▒L_ij )^2 )/((1/n) ∑_j▒L_ij )]^(1⁄2)

(3-60) V_v=[((1/(n-1)) ∑_j▒(L_ij-(1/n) ∑_j▒L_ij )^2 )/((1/n) ∑_j▒L_ij )]^(1⁄2)
وقتی ضریب تغییرات کوچک باشد بدان معنی است که سرمایهگذاری در این بخش میتواند سایر بخشها را به طور یکنواختتری تحت تأثیر قرار دهد. نهایتاً بخشهایی که از شاخص پیوند پیشین و پسین بزرگتر از واحد و شاخص ضریب تغییرات کوچکتر از واحد برخوردارند، در زمره بخشهای کلیدی قرار میگیرند(محمد و راضیه نصراصفهانی،1388).

3-7- جمعبندی فصل سوم
فن داده- ستانده باسابقه طولانی، ابزاری مناسب برای هدفگذاری سیاستها و شناسایی ظرفیت اشتغالزایی بخشهای اقتصادی و همچنین شناسایی بخشهای کلیدی است. روش‌های تهیه جدول داده- ستانده منطقه‌ای به سه گروه آماری، نیمه آماری و غیر آماری تقسیم می‌شوند. گروه آماری بسیار زمان‌بر و هزینه‌بر است ولی در روش غیر آماری جدول داده- ستانده منطقه‌ای از جدول داده- ستانده ملی به‌دست‌آمده و تعداد تکنیکها در این روش متنوع است. روش نیمه آماری هم بینابین روش آماری و غیر آماری است. روش‌های سهم مکانی که موضوع اصلی این رساله را تشکیل داده است به‌طور مفصل بیان‌شده است. این روش‌ها از سهم مکانی سادهSLQ شروع‌شده و بعد از مراحل سهم مکانی متقاطعCILQ ، سهم مکانی متقاطع تعدیلی ACILQ و سهم مکانی فلگFLQ به سهم مکانی تعدیلی فلگ با تأکید بر بخش‌های تخصصی AFLQ تکامل‌یافته است. درروشAFLQ بخش‌های تخصصی مورد تعدیل خاصی قرارگرفته‌اند ولی بخش‌های ضعیف تعدیل نگشته‌اند و این امر موجب می‌شود بخش‌های ضعیف به ‌اشتباه بخش‌های پیشرو تقاضا معرفی ‌شوند. در این مطالعه روش بهتری بنام روش

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید