.estp-changedby-essin a{color:#0404B4 !important}

.estp-changedby-essin a{color:#0404B4 !important}

حقیقت خویش را همیشه پنهان نگه‌دارند و این گروه به علائم و اشارههای خارجی توجهی دقیق مینمایند. در مقابل افرادی هستند که به‌راحتی خود را با شرایط محیط وفق نمی‌دهند و از نظر رفتاری دارای ثبات رویه هستند. افراد سازش‌کار در هنگام سیاست‌گذاری سازمان می‌توانند نقشی مهم برعهده بگیرند زیرا میتوانند در رویارویی با مخاطبان مختلف به شکل‌های مختلف درآیند.
هـ- خطر‌پذیری30
افراد خطرپذیر به‌سرعت تصمیم میگیرند و از اطلاعات کمتری برای تصمیمگیری استفاده میکنند مشاغلی همچون کارگزاران بورس، مناسب این افراد هست.
در این تحقیق برای درک رفتار فرد، نقشهای روان‌شناسی را مورد بررسی قرار می دهیم. به طور کلی این نقشها را می توان در چهار دسته 1- نگرش 2- شخصیت 3- ادراک 4- یادگیری، تقسیم نمود که به دلیل اهمیت بخش یادگیری در حوزه آموزش موضوع یادگیری تشریح می گردد.

2-6-1 یادگیری
تقریبا همه رفتارهای پیچیده انسانی از طریق یادگیری حاصل میشود. اگر ما بخواهیم رفتار فرد را توجیه، پیشبینی یا کنترل نمائیم باید بدانیم که وی چگونه آن رفتار را یاد گرفته است.
یادگیری چنین تعریف میشود که، هر نوع تغییر نسبتاً دائمی که در نتیجه نوعی تجربه در رفتار رخ دهد. یادگیری بر پایه رابطه علت و معلولی گذارده شده است که میگوید رفتار تابع نتایج آن است. یعنی رفتاری که نتیجه مطلوب داشته باشد تکرار خواهد شد و رفتاری که نتیجهای نامطلوب داشته باشد تکرار نمیشود. که منظور از نتیجه مطلوب (پول، ستایش، ارتقای مقام یا حتی یک لبخند) میباشد.
کلید اصلی در فرآیند یادگیری مربوط به دو تئوری شکلدهی و الگوسازی میباشد که شکلدهی همان فرآیند آزمون و خطاست که با خطاها تجربیات افزایش یافته و منجر به یادگیری و تغییر رفتار میشود. این نوع یادگیری آهنگ کندی دارد.
الگو سازی مشاهده رفتار دیگران و عمل مطابق آن‌ها خواهد‌بود و این فرآیند همانند کاری است که در مدرسه انجام میشود.
بهطور کلی فرآیند یادگیری براساس تئوریهای شکلدهی و الگوسازی در شکل (2-3)، نشان داده شده‌است.

2-6 جوانان روستایی
رشد و توسعه هر کشور در گرو توسعه بخشهای مختلف اقتصادی آن بوده، مهم تر ین عامل مؤثر در توسعه پایدار نیز منابع انسانی شایسته و کارآمد آن کشور است. از اینرو، در روند توسعه، باید در کنار سایر منابع و سرمایه های مادی، نقش اصلی را به سرمایه انسانی داد. در این میان، جوانان به مثابه بخشی مهم از جمعیت کشور که سزاوار بهره مندی از امکانات رشد و تعالی اند، و نیزدر قالب نیروی انسانی بالقوه که در تأمین منابع انسانی سهمی به سزا دارند، شایستهتوجه بیشتری هستند(کلانتری، 1376 ). با توجه به اینکه جوانان روستایی، سرمایه اصلی و آینده سازان کشور می باشند، تدبیر برنامه ریزی و سازماندهی در امور مربوط به آنان از اولویت خاصی برخوردار است. به عبارتی پویایی و تداوم حیات یک ملت، مرهون تلاش و تکافوی فکری و عملی نسل جوان است. امروزه جوانان روستایی بخش عظیمی از جمعیت و نیروی کار جامعه را تشکیل می دهند و به عنوان بازوی کار در بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده های روستایی نقش ارزند های دارند. بنابراین لزوم توجه به نیازهای قشر جوامع روستایی و هدایت آنها در افزایش توانایی ها و مهارت های فنی و اجتماعی بر هیچ کس پوشیده نیست )شهبازی، 1372). جوانان نقش مهمی در اقتصاد روستایی و کشاورزی کشورهای در حال توسعه دارند، اما آن طور که شایسته است مورد توجه برنامه ریزان توسعه روستایی و کشاورزی قرار نمی گیرند. به همین دلیل طرح های توسعه روستایی و کشاورزی نتوانسته است در این کشورها به حد لازم و مناسب موفقیت کسب نماید (قدیری، 1383). البته توسعه کارآفرینی تنها استراتژی مناسب برای توسعه اقتصادی روستاها نیست، اما نسبت به سایر استراتژیها هزینه کمتری دارد و برای محیط روستایی مناسب‌تر است. توسعه کارآفرینی و توسعه فعالیت های کارآفرینانه در روستاها تاثیر زیادی در رشد اقتصادی روستاها و کاهش پدیده مهاجرت به شهرها دارد. روستاها نیز همچون شهرها، مملو از فرصتهای جدید و کشف‌نشده هستند که کشف و بهره‌برداری به‌موقع از این فرصت‌ها و ایجاد کسب‌وکارهای جدید و رقابت‌پذیر بر مبنای آن، می‌تواند مزایای اقتصادی چشمگیری برای روستاییان به همراه آورد. راه‌اندازی و اداره یک واحد اقتصادی فعال در روستاها، نیازمند آشنایی با طیف وسیعی از دانش‌ها و مهارت‌هاست و جوانان روستایی اغلب از سطح مهارت کمتری در این زمینه برخوردارند. برگزاری دوره‌های آموزش کارآفرینی و ارائه مشاوره در این زمینه، از سیاستهای عمده توسعه کارآفرینی در روستاهاست.
در چند سال اخیر، (در استان گیلان منطقه مورد نظر در پژوهش حاضر) نیز ،تحولاتی در زمینه های مختلف رخ داده و موجب شده است که اینک جوانان روستایی منطقه از انگیزه کافی برای پرداختن به حرفه کشاورزی برخوردار نباشند . از این رو،پژوهش حاضر با هدف کلی نیازسنجی آموزشی- ترویجی در بین جوانان روستایی درجهت توسعه فعالیت‌های کارآفرینانه کشاورزی در استان گیلان ضروری می نمود.
2-7 تعریف کارآفرینی31 و کارآفرین32
واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی Entreprendre به معنای “متعهد شدن”33 نشأت گرفته است. بنابه تعریف فرهنگ وبستر، کارآفرین کسی است که متعهد میشود خطرهای یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی و تقبل نماید. در اوائل قرن شانزدهم میلادی کسانی را که در امر هدایت مأموریته
ا
ی نظامی بودند، کارآفرین میخواندند. از آن به بعد دربارهی دیگر انواع خطرپذیریها نیز همین واژه مورد استفاده قرار میگرفت. از حدود سال 1700 میلادی به بعد، فرانسویان درباره پیمان کاران دولت که دستاندرکار ساخت جاده، پل، بندر و دیگر تأسیسات بودند، به دفعات لفظ کارآفرین را به کار بردهاند (احمد پور، 1379). در تاریخ توسعه اقتصادی، اقتصاددانان کلاسیک هم‌چون آدام اسمیت34 و دیوید ریکاردو35 ، نقش مهمی برای کارآفرین در توسعه اقتصادی قائل نبودند. به نظر آنان عوامل تولید عبارتاند از: سرمایه، ماشینآلات و نیروی کار که بهطور خودکار توسعه اقتصادی را باعث میشوند. ریچارد کانتیلون36 در حدود سال1730 میلادی برای اولین بار سه عامل، مالکان زمین، عوامل اقتصادی دستمزدبگیر و آندسته از عوامل اقتصادی که با قبول خطر و ریسک در بازار بورس فعالیت میکنند را به عنوان عوامل اقتصادی عنوان نمود. ژان باتیست سه37 اولین کسی بود که بر نقش حیاتی کارآفرینان در بسیج منابع اقتصادی براساس اصول بهرهوری تأکید کرد (احمد پور و مقیمی، 1386). سیر تحقیقات و مطالعات مربوط به کارآفرینی در سه مقطع زمانی (سالهای 1985، 1981، 1980) قابل بررسی است. پائولین و دستیارانش38 (1982) تعداد 81 مورد از مطالعات انجام شده را بررسی کردند که اولین مقالات، مربوط به ژوزف شومپیتر39 (1950) بود (هزار جریبی، 1386).
همانگونه که قبلا اشاره شد، اصطلاحات کارآفرینی و کارآفرین دارای تعاریف متعددی است، در این میان با توجه به جدول (2-1)، به برخی از مهمترین این تعاریف اشاره میشود.

جدول 2-1: تعاریف کارآفرینی و کارآفرین از دیدگاه صاحبنظران
ردیف
صاحبنظران کارآفرین
تعریف کارآفرینی و کارآفرین
1
احمد پور و مقیمی
کارآفرین، فردی است که دارای ایده و فکر جدید می‌باشد و با بسیج منابع از طریق فرآیند ایجاد یک کسب و کار(کسب وکار الکترونیکی یا اینترنتی40، کسب و کار خانگی41،کسب و کار خانوادگی42،کسب و کار کوچک و متوسط43) که توام با مخاطره‌های و اجتماعی و حیثیتی است، محصول فرصت جدید به بازار عرضه می‌کند.
2
ادی44‌ و الم‌45
کارآفرین‌ فردی‌ است‌ که‌ مایل‌ و قادر به ‌مخاطره‌پذیری‌ است‌ و در عینحال‌ ابزار تولیدی‌ و اعتباری‌ را درهم‌ می‌آمیزد تا به‌ سود یا اهداف‌ دیگری‌ همچون‌ قدرت‌ و احترام‌ اجتماعی‌ دست‌ یابد.
3
استونر46
کارآفرین کسی است که کسب وکار مخاطرهآمیز جدید و سازمان جدیدی را بنیانگذاری میکند.
4
استیونسون47
کارآفرینی عبارت است از پیگیری فرصت‌ها بدون توجه به منابعی که در کنترل‌اند.
5
باتیستسی48
کارآفرین فردی است که منابع اقتصادی را از حوزهای که دارای بهرهوری و سود پائینتر است، به حوزهای که دارای بهرهوری و سود بالاتر است، منتقل می‌کند.
6
پارستون49
کارآفرینی رفتاری مدیریتی است که فراتر از ظرفیت‌های افراد به طور دائم از فرصت‌ها برای دستیابی به نتایج، بهره‌برداری می‌کند.
7
پیترسون50
کارآفرینی یک فرآیند است و به تنهایی نمیتواند در شخص متجلی شود بلکه تجلی آن باید با فرصتها و تقاضا نیز همراه باشد.
8
تامپسون51
کارآفرینی موقعیتیابی و بهره‌برداری از فرصت‌هاست.
9
تیمونز52
کارآفرینی، خلق چیزی ارزشمند از هیچ است.
10
چل53‌ و هاروث54‌
‌کارآفرینان‌ افرادی‌ هستند که‌ قابلیت‌ مشاهده‌ و ارزیابی‌ فرصتهای‌ تجاری‌، گردآوری‌ منابع‌ مورد نیاز و دستیابی ‌به‌ ارزیابی‌ حاصل‌ از آن‌ را داشته‌ و می‌توانند اقدامات‌ صحیحی‌ را برای‌ رسیدن‌ به‌ موفقیت‌ انجام‌ دهند.

دای-مسی55
کارآفرین فردی است که موقعیت بازار را تشخیص میدهد در نتیجه انگیزه، تحرک و توانایی برای پویا سازی منابع، جهت رسیدن به اهداف را دارد.
11
دراکر56
کارآفرینی بهره‌برداری از فرصت‌ها برای ایجاد تغییراست و کارآفرین همواره به دنبال تغییر، پاسخ دادن به آن و بهره‌برداری از آن به عنوان یک فرصت است.
12
ردلیچ‌57
معتقد است‌ که‌ کارآفرین‌ در حالی‌ که‌ مدیر، سرپرست‌ و هماهنگ‌کننده ‌فعالیت‌های‌ تولید است‌، برنامه‌ریز، نوآور و تصمیم‌گیرنده‌ نهایی‌ در یک‌ شرکت‌ تولیدی‌ نیز می‌باشد.
13
شومپیتر58
کارآفرین فردی است که ترکیبات جدیدی را در تولید، ایجاد می‌کند و کارآفرینی عبارت است از عرضه کالایی جدید، روشی جدید در فرآیند تولید، ایجاد بازاری جدید، یافتن منابع جدید و ایجاد هرگونه تشکیلات جدید در کسب و کار.
14
کانتیلون‌59
کارآفرین‌ فردی‌ است‌ که‌ ابزار تولید را به‌ منظور ادغام‌ آنها برای‌ تولید محصولات‌ قابل‌ عرضه‌ به‌ بازار، ارائه‌می‌کند.
15
کرانرنز60
کارآفرینی بر بهره‌برداری از فرصت‌های کشف نشده تاکید دارد. به بیانی دیگر کارآفرینی یعنی ایجاد سازگاری و هماهنگی متقابل بیشتر در کارکرد بازارها.
16
کریچهوف61
کارآفرین‌ فردی‌ است‌ که‌ شرکتهای‌ جدیدی‌ را که‌ سبب‌ ایجاد و رونق‌ شغل‌های‌ جدید می‌شوند، شکل‌می‌دهند.
17
لمب62
کارآفرینی نوعی تصمیمگیری اجتماعی است که توسط نوآوران اقتصادی انجام میشود و نقش عمده کارآفرین را اجرای فرآیند گستردهی ایجاد جوامع محلی، ملی و بینالمللی و یا دگرگون ساختن نمادهای اجتماعی و اقتصادی بسیار با اهمیت است.
18
مک‌ کران‌63 و فلانیگان64‌
کارآفرینان‌ افرادی‌نوآور، بافکری‌ متمرکز، و به‌ دنبال‌ کسب‌ توفیق‌ و مایل‌ به‌ استفاده‌ از میانبرها
هستند که‌ کمتر مطابق‌ کتاب‌ کار می‌کنند و در نظام‌ اقتصادی‌، شرکتهایی‌ نوآور، سودآور و با رشدی‌ سریع‌ را ایجاد می‌نمایند.
19
مککلهلند65
کارآفرین کسی است که یک شرکت (یا واحد اقتصادی) را سازماندهی نموده، ظرفیت تولیدی آن را افزایش میدهد.
20
مکگوایر66
نقش کارآفرینی در جوامع مختلف با توجه به تنوع فرهنگ متفاوت است. بنابراین باید در درک رفتار کارآفرینان عواملی مانند، عقاید اجتماعی، هنجارها، پاداش رفتارها، آرمانهای فردی و ملی، مکاتب دینی و تعلیم و تربیت مورد توجه قرار گیرند.
21
وسپر67
کارآفرینان افرادی‌اند که رقابت را افزایش داده و به دنبال فرصت‌های مناسبی‌اند تا در محیط بازار، نیازهای برآورده نشده را برآورده کنند و عقاید جدید را خلق و اجرا کنند.
22
ویلکن68
کارآفرینی‌ به‌ عنوان‌ یک‌ تسریع‌کننده‌، جرقه‌ رشد و توسعه‌ اقتصادی‌ را فراهم‌ می‌آورد.
منبع: احمدپورداریانی و مقیمی (1386)، دلجو و احمدی (1390)

8-2 سیر تطور کارآفرینی در جهان
از تعریفهای مندرج در جدول (2-1)، میتوان نتیجه گرفت که تعاریف مرتبط با کارآفرین و کارآفرینی، در ابتدای شناخت توسط اندیشمندان و دانشمندان این حوزه، اغلب براساس نقشهایی بوده که کارآفرینان در حوزههای تولید و اقتصاد داشتهاند، لیکن با گذشت زمان و بررسیهای <a href="https://100daraje.ir/search/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C/" title="روانشناختی“>روانشناختی (شخصیتی)، و جمعیتشناختی از کارآفرینان که در حوزههای <a href="https://100daraje.ir/search/%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85+%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C/" title="علوم اجتماعی“>علوم اجتماعی و رفتاری صورت پذیرفت این تعاریف از صرف مفاهیم اقتصادی به سمت شناسایی سایر عوامل موثر بر کارآفرین و کارآفرینی در حوزههای علوم اجتماعی و رفتاری معطوف گردید. نگرش متفاوت دانشمندان و ایدهپردازان در شناسایی عوامل موثر بر کارآفرینی و تکوین شاخصهای مرتبط با این حوزه، فرآیند کارآفرینی را به سمتی سوق داد که جوامع و سازمانهای پیشرو با استفاده از ویژگیهای خاص فرهنگی، اجتماعی و محیطی خود به تعریف و استفاده از این موضوع پرداختند. از این رو تعاریف جدید براساس نقشهایی بوده که جامعه از موضوع کارآفرینی و کارآفرینان انتظار داشتند. به عنوان نمونه در اوایل سده شانزدهم میلادی کسانی را که در کار مأموریتهای نظامی بودند، کارآفرین می‌خواندند. پس از آن نیز برای مخاطرات دیگر نیز همین واژه با محدودیتهایی مورد استفاده قرار گرفت. از حدود سال 1700 میلادی به بعد درباره پیمانکاران دولت که دست‌اندرکار امور عمرانی بودند، از لفظ کارآفرین زیاد استفاده شد. اما در ادامه، کارآفرینی و کارآفرین مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مکاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تاکنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه‌های خود تشریح کرده‌اند. شومپیتر69 با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال 1934 که همزمان با دوران رکود بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری کارآفرینان در ایجاد سود، مورد توجه قرارگیرد و به همین دلیل وی را “پدر نظریه کارآفرینی” لقب داده‌اند. از نظر وی “کارآفرین نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی است” و نقش کارآفرینی عبارت است از “نوآوری یا ایجاد ترکیبهای تازه از مواد”. روند رو به رشد شناسایی و رسیدن به یک جهانبینی در این حوزه زمانی آغاز گردید که کارآفرینی از سوی روانشناسان و جامعه‌شناسان با درک نقش کارآفرینان در اقتصاد و به منظور شناسایی ویژگیها و الگوهای رفتاری آنها با بررسی و تحقیق در خصوص آنان نیز مورد توجه قرار گرفت. جامعهشناسان، کارآفرینی را به عنوان یک پدیده اجتماعی در نظر گرفته و به بررسی رابطه متقابل بین کارآفرینان و سایر قسمتها و گروههای جامعه پرداخته‌اند. دانشمندان مدیریت هم به تشریح مدیریت کارآفرینی و ایجاد جو و محیط کارآفرینانه در سازمانها پرداخت‌ند.
با توجه

دسته‌ها:

0 دیدگاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *